کتاب صوتی انگشتر گمشده + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی انگشتر گمشده

دانلود و خرید کتاب صوتی انگشتر گمشده

گوینده:اعظم حبیبی
انتشارات:نشر سماوا
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی انگشتر گمشده

کتاب صوتی انگشتر گمشده نوشته‌ی آن ام. مارتین با ترجمه‌ی پروین علی‌پور و گویندگی اعظم حبیبی داستانی پر از دوستی، مسئولیت‌پذیری و دردسرهای نوجوانی را روایت کرده است. نشر سماوا آن را منتشر کرده است و شنونده را به شهر کوچک استونی‌بروک می‌برد؛ جایی که گروهی از دختران نوجوان یک «کانون نگهداری بچه» راه انداخته‌اند و در کنار پرستاری از بچه‌ها با مسائل خانوادگی، سوءتفاهم‌ها و بحران‌های شخصی خود هم روبه‌رو می‌شوند. در مرکز ماجرا استیسی مگیل ۱۳ ساله قرار دارد؛ دختری نیویورکی که با بیماری قند، طلاق والدین و جابه‌جایی بین شهرها دست‌وپنجه نرم می‌کند و در عین حال می‌خواهد مثل یک نوجوان معمولی لباس و جواهر دوست‌داشتنی خودش را داشته باشد. ماجرای انگشتر الماس، اتهام دزدی و تهدید به از دست‌رفتن اعتبار کانون نگهداری بچه، هسته‌ی اصلی تنش این کتاب صوتی را شکل داده است. گویندگی اعظم حبیبی با لحن متنوع برای شخصیت‌های مختلف، فضای خانوادگی، گفت‌وگوهای دوستانه و لحظه‌های پرهیجان را زنده کرده است. شنونده در طول کتاب صوتی انگشتر گمشده با دنیای پرهیاهوی نوجوانان، روابط پیچیده‌ی والدین و فرزندان و ماجراهای ریز و درشت پرستاری از بچه‌ها همراه می‌شود؛ ماجراهایی که از یک صبح ساده‌ی نظافت خانه شروع می‌شود و تا گم‌شدن یک انگشتر گران‌قیمت و لرزیدن اعتبار یک گروه کامل پیش می‌رود.

درباره کتاب انگشتر گمشده

کتاب انگشتر گمشده داستانی نوجوانانه از آن ام. مارتین است که در قالب چند فصل نسبتاً بلند، زندگی روزمره و بحران‌های یک گروه دختر نوجوان را دنبال کرده است. روایت از زبان استیسی مگیل، دختر ۱۳ ساله‌ی کلاس هشتم، بیان شده و شنونده را مستقیم به ذهن و احساسات او می‌برد؛ از علاقه‌ی عجیبش به تمیزکردن خانه تا مبارزه‌ی دائمی‌اش با بیماری قند، از خاطرات نیویورک تا وابستگی تازه‌اش به شهر کوچک استونی‌بروک. در همان فصل‌های اول، شنونده با فضای خانوادگی استیسی، جدایی پدر و مادرش، انتخاب سخت بین زندگی با پدر در نیویورک یا مادر در استونی‌بروک و رابطه‌ی صمیمی او با «ماما» آشنا می‌شود. هم‌زمان کانون نگهداری بچه معرفی شده است؛ گروهی از دوستان شامل کریستی، کلودیا، مری آن، دان، مالوری و جسیکا که سه روز در هفته جلسه دارند، تلفن مخصوص، دفتر یادداشت، خزانه‌دار و منشی دارند و پرستاری از بچه‌های محله را به‌صورت جدی سازمان‌دهی کرده‌اند. کتاب انگشتر گمشده در ادامه، فصل به فصل روی دو محور پیش می‌رود: ماجراهای مختلف پرستاری از بچه‌ها و بحران شخصی استیسی. شنونده در فصل‌هایی جداگانه با خانواده‌های مختلف آشنا می‌شود؛ از خانواده‌ی شلوغ توماس با پدربزرگ، مادربزرگ، فرزندخوانده‌ی ویتنامی و حیوانات خانگی گرفته تا خانواده‌ی پیک پرجمعیت، خانواده‌ی رامسی سیاه‌پوست، خانواده‌ی اسپیر و خانه‌ی قدیمی دان. هر فصل، ماجرایی مستقل مثل جشن تولد خیالی برای آندریا، خرابکاری جوی کانکلین با شیلنگ آب، بازی «بگرد و پیدا کن» با دکمه و دربازکن، یا نگهداری از نوزاد تارا در خانه‌ی اعیانی گاردلاها را روایت کرده است. در دل همین ماجراها، انگشتر الماس خانم گاردلا گم می‌شود، استیسی متهم به دزدی می‌شود، تهدید می‌شنود که به همه‌ی مشتری‌ها خبر داده می‌شود و کانون نگهداری بچه با خطر از دست‌دادن اعتبار و کارش روبه‌رو می‌شود. کتاب در چند فصل بعدی، واکنش بچه‌ها، جلسه‌های اضطراری کانون، مرور بحران‌های قبلی گروه و تلاش برای حفظ اعتماد خانواده‌ها را دنبال کرده است و در کنار آن، ترس‌های دیگر مثل خبر «سارق حرفه‌ای در شهر» هم به فضای داستان اضافه شده است.

خلاصه داستان انگشتر گمشده

محور اصلی کتاب انگشتر گمشده روی استیسی مگیل می‌چرخد؛ دختری ۱۳ ساله که هم‌زمان با بیماری قند، طلاق والدین و دغدغه‌های معمول نوجوانی، درگیر ماجرایی می‌شود که آبرو و اعتبار خودش و دوستانش را تهدید می‌کند. در آغاز، شنونده با صبحی شنبه همراه استیسی می‌شود؛ صبحی که او با شوق به مادرش در نظافت خانه کمک می‌کند، از نان لواش تابه‌ای بدون شربت افرا لذت می‌برد و در خلال توضیح رژیم غذایی‌اش، از بیماری قند و تزریق انسولین می‌گوید. همان‌جا به‌تدریج گذشته‌اش باز می‌شود: زندگی در نیویورک، نقل‌مکان به استونی‌بروک، انتقال دوباره‌ی پدر به نیویورک، شروع دعواهای والدین و در نهایت جدایی آنها و انتخاب سخت استیسی برای ماندن با مادر در استونی‌بروک. در همین روز، جرقه‌ی ماجرای اصلی زده می‌شود؛ استیسی در جواهرفروشی شهر، انگشتری با نگین الماس می‌بیند که سنگ تولدش است و رؤیای داشتن آن را در سر می‌پروراند. گفت‌وگوی او با مادرش درباره‌ی قیمت انگشتر، محدودیت‌های مالی، اولویت خرج‌های ضروری و مقایسه‌ی ناعادلانه با پدری که در نیویورک «مثل شاهزاده‌ها» او را لوس کرده است، به مشاجره‌ای عاطفی تبدیل می‌شود. استیسی زیرلب می‌گوید «پدر برایم می‌خرد» و همین جمله، زخمی قدیمی را در مادر زنده می‌کند؛ زخمی که به اختلاف طبقاتی، فشار مالی و سبک تربیتی متفاوت دو والد برمی‌گردد. در ادامه، استیسی با دوستانش به مرکز خرید می‌رود؛ جایی که بوهای پیتزا، کفش نو و بستنی، ویترین کفش‌فروشی‌ها، مغازه‌ی حیوانات خانگی و جواهرفروشی «شهر و ده» فضای زنده‌ای می‌سازد. آنجا انگشتر الماس دیگری می‌بیند، باز هم تعریف می‌کند که چقدر چنین انگشتری می‌خواهد و دوباره شب در خانه، موضوع را با مادر مطرح می‌کند و این بار جواب قاطع «نه» می‌شنود. در کنار این خط، کتاب وارد معرفی کانون نگهداری بچه می‌شود: جلسات منظم در اتاق کلودیا، تلفن مستقل، تقسیم نقش‌ها (کریستی رئیس، استیسی خزانه‌دار، مری آن منشی)، جعبه‌های اسباب‌بازی مخصوص هر پرستار و دفتر گزارش پرستاری‌ها. نقطه‌ی عطف داستان وقتی است که کانون مشتری جدیدی پیدا می‌کند: خانم گاردلا، زنی بسیار آراسته و ثروتمند که در خانه‌ای آجری با ستون‌های سفید، سگ سیاه بزرگی به نام ببری، گربه‌ای سفید به نام ملوسی و نوزادی به نام تارا زندگی می‌کند. استیسی برای اولین‌بار به آن خانه می‌رود؛ با زنگ عجیب در، سگ پرهیجان، گربه‌ی لم‌داده روی پیانوی مجلل، ظرف غذای ملوسی روی میز ناهارخوری و همبرگر پلاستیکی مورد علاقه‌ی ببری. خانم گاردلا با لباس مخمل مشکی و جواهرات متعدد، از جمله انگشتر الماسش، آماده‌ی مهمانی است و در حین توضیح دقیق برنامه‌ی غذای سگ و گربه، فقط گذرا از تارا حرف می‌زند. شب برای استیسی خوب می‌گذرد؛ تارا بچه‌ای آرام است، حیوانات سرگرم می‌شوند و آقای گاردلا در پایان، او را با انعام خوب به خانه می‌رساند. بحران اصلی صبح شنبه شروع می‌شود؛ وقتی مادر استیسی او را از خواب بیدار می‌کند و می‌گوید خانم گاردلا پشت خط است. خانم گاردلا با صدایی مضطرب می‌گوید انگشتر الماسش گم شده، همه‌جا را گشته‌اند و حالا «امکان دارد» استیسی آن را «فقط برای نشان‌دادن به دوستانش» برداشته باشد. استیسی شوکه می‌شود، با قاطعیت انکار می‌کند و توضیح می‌دهد که حتی وارد اتاق خواب آنها نشده است. خانم گاردلا اما قانع نمی‌شود و می‌خواهد با مادر استیسی صحبت کند. مادر، محکم از دخترش دفاع می‌کند و می‌گوید او نه دزد است و نه دروغگو، اما هر دو می‌دانند که مشاجره‌ی قبلی بر سر انگشتر الماس، حالا سایه‌ای سنگین روی این اتهام انداخته است. خانم گاردلا در نهایت اعلام می‌کند که دیگر نه به استیسی و نه به هیچ‌یک از اعضای کانون کار نخواهد داد و حتی تصمیم دارد موضوع را به بقیه‌ی مشتری‌ها هم بگوید. این تهدید، قلب داستان را می‌لرزاند: آبروی کانون، اعتماد خانواده‌ها و هویت شغلی دخترها در خطر قرار می‌گیرد. استیسی با احساس گناه و ترس، به کریستی زنگ می‌زند و یک جلسه‌ی اضطراری در اتاق کلودیا تشکیل می‌شود. در آن جلسه، استیسی قدم‌به‌قدم ماجرا را تعریف می‌کند، دوستانش از او دفاع می‌کنند، درباره‌ی این‌که آیا باید پیش‌دستانه به مشتری‌ها زنگ بزنند یا نه بحث می‌کنند و در نهایت تصمیم می‌گیرند فعلاً روی اعتبار گذشته‌شان تکیه کنند و منتظر واکنش خانواده‌ها بمانند. از این‌جا به بعد، کتاب دو خط را هم‌زمان جلو می‌برد: یکی کاهش تلفن‌های کاری، لغو بعضی قرارها (مثل قرار خانواده‌ی سوبک) و نگرانی بچه‌ها از این‌که شاید شایعه پخش شده باشد؛ و دیگری ادامه‌ی پرستاری‌ها و ماجراهای روزمره که نشان می‌دهد کانون هنوز زنده است. شنونده با تجربه‌ی مری در خانه‌ی پریزسوها همراه می‌شود؛ جایی که او برای جنی ۴ ساله یک جشن تولد خیالی با هدیه‌های بسته‌بندی‌شده‌ی الکی و کیک مقوایی می‌گیرد، آندریا را لباس مهمانی می‌پوشاند و ناگهان با خرابکاری جوی کانکلین روبه‌رو می‌شود که شیلنگ آب را از حیاط تا داخل راهرو کشیده و همه‌جا را خیس کرده است. در فصل دیگری، جسی در شبی که والدینش و عمه‌اش بیرون هستند، برای بیکا و اسکرت بازی «بگرد و پیدا کن» با دکمه و دربازکن بطری راه می‌اندازد، از طریق همین بازی به این فکر می‌رسد که شاید انگشتر خانم گاردلا فقط در گوشه‌ای از خانه گم شده باشد و هم‌زمان از رادیو خبر حضور یک «سارق حرفه‌ای» در شهر را می‌شنود؛ خبری که لایه‌ای تازه از ترس و احتمال را به ماجرای انگشتر اضافه کرده است. کتاب در فصل‌های بعدی، هم به گذشته‌ی کانون برمی‌گردد و بحران‌های قبلی مثل «کار قاپیدن»، رقابت با آژانس رقیب و دعواهای درونی را یادآوری کرده است و هم نشان داده که این گروه قبلاً هم از موقعیت‌های سخت جان سالم به در برده است. در دل این مرورها، پرسش اصلی برای شنونده پررنگ می‌شود: حقیقت ماجرای انگشتر چیست، اعتماد چطور ساخته و چطور از بین برده می‌شود و یک گروه نوجوان چطور می‌تواند در برابر سوءظن یک بزرگسال ثروتمند از خودش دفاع کند.

چرا باید کتاب انگشتر گمشده را بشنویم؟

کتاب صوتی انگشتر گمشده چند لایه‌ی جذاب را هم‌زمان کنار هم گذاشته است. از یک طرف، شنونده با یک داستان پرشخصیت و پراتفاق روبه‌رو است؛ گروهی از دختران با ویژگی‌های کاملاً متفاوت: استیسی منظم و درگیر بیماری قند، کریستی رئیس‌مآب و عمل‌گرا، کلودیا هنرمند و خوراکی‌دوست، مری آن حساس و دقیق، دان مستقل و «کالیفرنیایی»، مالوری خیال‌پرداز و خسته از مسئولیت‌های زیاد و جسیکا رقصنده‌ی سیاه‌پوست. این تنوع باعث می‌شود هر شنونده‌ای بتواند خودش را در یکی از آنها پیدا کند و با او همراه شود. از طرف دیگر، کتاب انگشتر گمشده به‌جای یک ماجرای ساده‌ی مدرسه‌ای، روی موضوعاتی مثل طلاق والدین، اختلاف طبقاتی، بیماری مزمن در نوجوانی، مسئولیت‌پذیری مالی، کار گروهی و مسئله‌ی «اعتماد» تمرکز کرده است. اتهام دزدی انگشتر الماس، فقط یک حادثه‌ی هیجان‌انگیز نیست؛ بهانه‌ای است برای نشان‌دادن این‌که یک سوءظن چطور می‌تواند آبروی یک نوجوان و یک گروه کامل را تهدید کند، و این‌که دفاع از خود در برابر قضاوت ناعادلانه چقدر دشوار است. شنیدن این کتاب صوتی همچنین تصویری زنده از کار کردن نوجوانان ارائه کرده است؛ از جلسه‌های منظم کانون، تقسیم وظایف، حساب‌وکتاب درآمدها و پس‌انداز مشترک گرفته تا برخورد با مشتری‌های مختلف، بچه‌های آسان و سخت، حیوانات خانگی، و حتی والدینی که گاهی عجیب و وسواسی هستند. این تصویر، کار را از حالت «پول توجیبی گرفتن ساده» بیرون آورده و آن را به تجربه‌ای واقعی از مسئولیت و استقلال تبدیل کرده است. در کنار این‌ها، فضای پرجزئیات استونی‌بروک، مرکز خرید، مغازه‌ی حیوانات خانگی، خانه‌های متفاوت خانواده‌ها و ماجراهای کوچک مثل جشن تولد خیالی، بازی «بگرد و پیدا کن»، خرابکاری با شیلنگ آب و خبر دزد شهر، ریتم شنیداری کتاب را متنوع کرده است. شنونده مدام بین لحظه‌های خنده‌دار، موقعیت‌های پرتنش و صحنه‌های احساسی جابه‌جا می‌شود و همین ترکیب، کتاب را برای گوش‌دادن در مسیر مدرسه، خانه یا زمان استراحت جذاب نگه می‌دارد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی انگشتر گمشده به نوجوانانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های دوستانه، مدرسه‌ای و خانوادگی علاقه دارند و دوست دارند ماجراهای یک گروه هم‌سن‌وسال خود را دنبال کنند. این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که با موضوعاتی مثل طلاق والدین، بیماری مزمن، احساس بی‌عدالتی یا سوءظن ناعادلانه درگیر بوده‌اند و می‌خواهند تجربه‌ای شبیه به خود را در قالب داستان بشنوند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که به فکر کارکردن در نوجوانی، پرستاری از بچه‌ها یا راه‌انداختن یک کار گروهی کوچک هستند و می‌خواهند ببینند چنین کاری از زاویه‌ی نگاه چند نوجوان چگونه پیش می‌رود. والدینی که می‌خواهند دنیای ذهنی و دغدغه‌های فرزندان نوجوانشان را بهتر بشناسند هم می‌توانند با شنیدن این کتاب صوتی، به فضای عاطفی و فکری آنها نزدیک‌تر شوند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۳ ساعت و ۳۷ دقیقه

حجم

۱۹۹٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۳ ساعت و ۳۷ دقیقه

حجم

۱۹۹٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۹,۰۰۰
تومان