
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت سوم ـ بخش اول)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت سوم ـ بخش اول)
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش01 نوشتهی احمدرضا صالحی ادامهی ماجراجویی آریا در جهان پررمزوراز پریان و اجنه است؛ جهانی که مرز میان افسانه و واقعیت در آن از همیشه باریکتر شده است. در این بخش از سریال، شنونده وارد مرحلهای تازه از داستان میشود که در آن هم روابط عاطفی میان شخصیتها پررنگتر شده هم لایههای پنهان جهان میدگارد و گذشتهی خانوادهی تینا آرامآرام آشکار میشود. این کتاب صوتی با گویندگی گروه گویندگان و با کارگردانی علیرضا خدایی و میکس و مستر امیررضا نوریزاده تولیدشده و نشر احمدرضا صالحی آن را منتشر کرده است. در این قسمت، تمرکز روایت بیش از پیش روی درهی طلسم شده، خانهی قدیمی قطمیر و کشمکشهای درونی آریا قرار گرفته است؛ پسری که میان هویت آدمیزادی و پریزادگیاش سرگردان است و هر لحظه با حقیقت تازهای روبهرو میشود. فضای کتاب صوتی ترکیبی از ماجراجویی، تعلیق، کشف هویت، روابط خانوادگی و دوستیهای تازه است و در عین حال با روایت افسانههای کهن نسل آتش، تاریخچهی پریان و اجنه و دیوها را نیز به شنونده معرفی میکند. این بخش از سریال، بیش از قسمتهای پیشین بر احساس تنهایی، نیاز به تعلق، و معنای خانواده تمرکز کرده است و در دل یک داستان فانتزی، دغدغههای عاطفی نوجوانانه را بهخوبی به تصویر میکشد.
درباره کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش01
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش01 داستان را درست از جایی ادامه میدهد که آریا در کلبهی قطمیر، در حاشیهی جنگل و در نزدیکی درهی طلسم شده، درگیر زندگی تازهاش شده است. در این بخش، صبحی عادی با غیبت زودهنگام قطمیر و حوصلهسررفتن آریا آغاز میشود اما خیلی زود با مشاجرهی تند تینا و پسری به نام دیگو به نقطهی جوش میرسد. شنونده در همان دقایق ابتدایی با یک صحنهی پرتنش روبهرو میشود؛ جایی که دیگو با توهین به تینا و پدربزرگش، زخمهای قدیمی یتیمی و طردشدگی را در هر دو نوجوان زنده میکند و آریا را به واکنشی خشن میکشاند. این درگیری، هم گذشتهی آریا در پرورشگاه و تحقیرهایی که تحمل کرده را زنده میکند هم نشان میدهد که تینا نیز مثل او یتیم است و زیر فشار قضاوت دیگران زندگی میکند. در ادامه، قطمیر با آرامش همیشگیاش وارد ماجرا میشود، از آریا بابت دفاع از شرافت خانواده تشکر میکند اما همزمان او را به خاطر شیوهی احمقانهی دعوا سرزنش میکند و خبر میدهد که دیگو پسر قاضی مکلین است؛ شخصیتی که میتواند برایشان دردسر درست کند. در همین بخش از کتاب صوتی، شنونده با اتاق شخصی قطمیر، عکس همسرش، صندوقچهی قرمز و لباس مشکی و شنل مخصوصی که به آریا میدهد آشنا میشود؛ لباسهایی که ظاهر او را از یک آدمیزاد به یک پری واقعی نزدیک میکند. در ادامهی کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش01 محور داستان از دعوای بیرون کلبه به فضای صمیمیتر و درونیتری منتقل میشود. قطمیر کتابی کهنه با عنوان مخلوقات زمینی و غیرزمینی به آریا میسپارد؛ کتابی که تاریخچهی نسل آتش، اجنه، پریان، دیوها و افریتها را روایت کرده است و با افسانهای مهم دربارهی شاه کاظم، دخترش سرپینا، غلام خائن او جوفا و ازدواج سرپینا با یک انسان، لایهای اسطورهای به داستان اضافه میکند. آریا با خواندن این کتاب، میفهمد که حضور انسان روی زمین چگونه میان نسل آتش تفرقه انداخته و چه فاجعهای برای خاندان شاه پریان رخ داده است. در همین قسمت، رابطهی آریا و تینا صمیمیتر میشود؛ تینا از گذشتهی خانوادهاش، پدرش سورنا، عمویش بردیا و مادربزرگ گمشدهاش سارا میگوید و از تنهایی و تمسخرهایی که به خاطر رفتار منزوی قطمیر تحمل کرده پرده برمیدارد. قطمیر نیز گردنبندی به نام سایه خورشید به آریا میدهد که از نقره ساخته شده و سایهی صاحبش را در خود نگه میدارد تا او بتواند در ظاهر یک پری معمولی در میان دیگران زندگی کند. در پایان این بخش، خبر مهمی اعلام میشود: آریا و تینا قرار است برای ادامهی تحصیل به مدرسهای به نام سارگن در سرزمین میدگارد بروند؛ سرزمینی که مرکز حکومت پریان است و تا آن لحظه پای هیچ آدمیزادی به آن نرسیده است. این تصمیم، هم راز وابستگی قطمیر به این منطقه را زیر سؤال میبرد هم نوید مرحلهای تازه از ماجراجویی را میدهد.
خلاصه کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش01
در این بخش از داستان، محور اصلی کتاب صوتی روی سه خط موازی حرکت میکند: دفاع آریا از تینا و شکلگیری پیوند عاطفی میان آن دو، آشنایی آریا با تاریخچهی نسل آتش و هویت پریزادگیاش، و تصمیم قطمیر برای بازگشت به سرزمین میدگارد. ماجرا با دعوای تینا و دیگو آغاز میشود. دیگو با توهین به تینا و پدربزرگش، زخمهای قدیمی او را تازه میکند و وقتی پای یتیمی و «نداشتن پدر و مادر درستوحسابی» را وسط میکشد، آریا دیگر نمیتواند ساکت بماند. او که سالها در پرورشگاه تحقیر شده، با شنیدن این حرفها کنترلش را از دست میدهد و با مشت به دیگو حمله میکند. این واکنش، هم خشم فروخوردهی آریا را نشان میدهد هم همدلی عمیقش با رنج تینا را. بعد از دعوا، تینا در سکوت و شرمندگی فرو میرود و آریا در اتاقش میان احساس گناه، خشم و نوعی آرامش از دفاعکردن از کسی که شبیه خودش است سرگردان میشود. قطمیر که از پشت درختها شاهد ماجرا بوده، وارد صحنه میشود. او از آریا بابت دفاع از شرافت خانواده تشکر کرده است اما همزمان یادآوری میکند که دیگو پسر قاضی مکلین است و این کار میتواند برایشان دردسرساز شود. قطمیر با این برخورد، هم مرزهای اخلاقیاش را نشان میدهد هم میزان اعتمادی را که به آریا پیدا کرده است؛ تا جایی که میگوید امروز ثابت شده آریا میتواند عضو خانوادهی آنها باشد. او آریا را به اتاق شخصیاش میبرد؛ اتاقی پر از تابلوهای خانوادگی و صندوقچهای قرمز که در آن لباس مشکی و شنل مخصوصی نگه داشته شده است. این لباسها که بوی عطری خاص و آرامبخش میدهند، ظاهر آریا را از یک انسان به یک پری شبیه میکنند و نخستین گام جدی او در پذیرش هویت تازهاش بهشمار میآیند. قطمیر علاوهبر لباس، کتابی کهنه به نام مخلوقات زمینی و غیرزمینی نیز به آریا میدهد. آریا با خواندن بخشهایی از این کتاب، میفهمد که اجنه نخستین ساکنان زمین خاکی و پریان حاکمان زمین بودهاند و حضور انسانها باعث تفرقه میان نسل آتش شده است. او با افسانهای دربارهی شاه کاظم، دخترش سرپینا، غلام خائن او جوفا و ازدواج سرپینا با یک انسان روبهرو میشود؛ افسانهای که با خیانت، قتل، ناپدیدشدن روحها و پیشگویی تولد دوبارهی فرزند آنها گره خورده است. این روایت، شعلههای مرموزی را که آریا هر چهارشنبه شب در جنگل دیده بود برایش معنا میکند و نشان میدهد که افسانهها بیش از آنچه تصور میکرد به واقعیت زندگیاش نزدیکاند. در کنار این خط اسطورهای، رابطهی آریا و تینا نیز عمق بیشتری پیدا میکند. تینا بعد از فروکشکردن ماجرای دعوا، با خجالت از آریا تشکر میکند و کمکم از گذشتهاش میگوید: از پدرش سورنا، عمویش بردیا، مادربزرگ گمشدهاش سارا و شبی که تقریباً تمام خانوادهی قطمیر کشته شدند. او توضیح میدهد که پدربزرگش اهل این منطقه نیست و به خاطر مادربزرگش در اینجا ماندگار شده است و حالا سالهاست که با امید بازگشت او زندگی میکند. تینا همچنین از تنهاییاش، تمسخرهای مداوم دیگو و دیگران و اینکه چطور رفتار منزوی قطمیر باعث شده بار قضاوتها روی دوش او بیفتد حرف میزند. آریا نیز اعتراف میکند که هرگز دوستی نداشته و حتی پدربزرگی نداشته که کنارش باشد و حالا برای نخستین بار احساس میکند در یک خانواده پذیرفته شده است. در بخش پایانی، قطمیر گردنبندی به نام سایه خورشید به آریا میدهد؛ آینهای نقرهای که سایهی صاحبش را در خود نگه میدارد و کمک میکند او در ظاهر یک پری معمولی در میان دیگران دیده شود. قطمیر هشدار میدهد که اگر کسی این گردنبند را ببیند، معنای پریزاده را خواهد فهمید و آریا ناچار میشود در برابر پنج فرقه بایستد: پریها، اجنه، دیوها، افریتها و پریهای دریایی. همزمان، او خبر مهمی را اعلام میکند: آریا و تینا باید برای تحصیل به مدرسهای به نام سارگن در سرزمین میدگارد بروند؛ سرزمینی که مرکز حکومت پریان است و سرزمین اجدادی قطمیر بهشمار میآید. این تصمیم، هم راز سالها ماندن قطمیر در این منطقه را زیر سؤال میبرد هم نوید مرحلهای تازه از ماجراجویی آریا در دل جهان میدگارد را میدهد.
چرا باید کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش01 را بشنویم؟
این کتاب صوتی برای شنوندهای که به داستانهای فانتزی و جهانهای پرجزئیات علاقهمند است چند ویژگی شاخص دارد. نخست اینکه در ادامهی قسمتهای قبلی، جهان میدگارد را از سطح یک فضای جادویی ساده فراتر میبرد و با معرفی نسل آتش، پنج فرقهی مختلف (پریها، اجنه، دیوها، افریتها و پریهای دریایی) و افسانهی شاه کاظم و سرپینا، یک پسزمینهی اسطورهای منسجم برای ماجراها میسازد. این لایهی اسطورهای باعث میشود شنیدن داستان فقط دنبالکردن ماجراجویی چند نوجوان نباشد بلکه نوعی آشنایی با تاریخچه و قوانین یک جهان خیالی کامل هم بهحساب بیاید. دوم اینکه کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت03؛ بخش01 بیش از قبل روی احساسات و روابط شخصیتها تمرکز کرده است. دعوای آریا و دیگو، اشکهای تینا، واکنش غیرمنتظرهی قطمیر، گفتوگوهای صمیمی آریا و تینا دربارهی یتیمی، تنهایی و تمسخر دیگران، و لحظهای که تینا با خجالت از آریا تشکر میکند، همگی فضایی میسازند که شنونده میتواند با آن همذاتپنداری کند. در دل یک داستان جادویی، مسائلی مثل نیاز به تعلق، ترس از طردشدن، و پیدا کردن خانوادهای تازه بهخوبی برجسته شده است. سوم اینکه این قسمت نقطهی عطفی در مسیر هویتیابی آریا است. او لباس پریان را میپوشد، کتاب مخلوقات زمینی و غیرزمینی را میخواند، گردنبند سایه خورشید را دریافت میکند و برای نخستین بار بهطور جدی با پیامدهای پریزادبودن روبهرو میشود. این فرایند، شنونده را با سؤالاتی دربارهی هویت، تفاوت، و مرز میان دو جهان انسانها و موجودات جادویی درگیر میکند. در نهایت، اعلام سفر به مدرسهی سارگن در سرزمین میدگارد، این قسمت را به پلی میان زندگی روزمره در کلبهی جنگلی و ماجراجویی بزرگتری در قلب جهان پریان تبدیل کرده است. شنیدن این بخش برای کسانی که قسمتهای قبلی را دنبال کردهاند، فرصتی است برای دیدن رشد شخصیتها و آمادهشدن برای ورود به مرحلهای تازه از داستان.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای فانتزی، جهانسازیهای پرجزئیات و ماجراجوییهای نوجوانانه علاقهمند هستند. همچنین به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که با موضوعاتی مثل احساس تنهایی، یتیمی، طردشدگی یا سختی برقراری ارتباط با دیگران درگیرند و دوست دارند این دغدغهها را در قالب یک داستان جادویی دنبال کنند. علاقهمندان به افسانهها، اسطورههای خیالی و روایتهایی که در آن مدرسههای جادویی و سرزمینهای پنهان نقش مهمی دارند نیز میتوانند از شنیدن این قسمت از سریال میدگارد لذت ببرند.
زمان
۴۷ دقیقه
حجم
۱۰۸٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴۷ دقیقه
حجم
۱۰۸٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد