
دانلود و خرید کتاب صوتی فقط اومدم یه تلفن بزنم
معرفی کتاب صوتی فقط اومدم یه تلفن بزنم
کتاب فقط اومدم یه تلفن بزنم نوشتهی گابریل گارسیا مارکز، یکی از برجستهترین نویسندگان ادبیات معاصر، داستانی کوتاه و تأثیرگذار را روایت میکند که با گویندگی ندا پوریان و توسط استودیو نوار منتشر شده است. این کتاب صوتی شنونده را به سفری پرتنش و رازآلود در دل زندگی زنی به نام ماریا میبرد که در میانهی یک روز بارانی، با خرابی ماشینش در جادهای دورافتاده، وارد ماجرایی غیرمنتظره میشود. روایت مارکز با نگاهی عمیق به روان انسان، مرزهای واقعیت و خیال را به چالش میکشد و فضای داستان را با جزئیات دقیق و شخصیتپردازی منحصربهفرد غنی میکند.
درباره کتاب داستان کوتاه؛ فقط اومدم یه تلفن بزنم
کتاب فقط اومدم یه تلفن بزنم با قلم گابریل گارسیا مارکز، داستانی کوتاه و پرکشش را پیش روی شنونده قرار میدهد که در آن، سرنوشت یک زن جوان به نام ماریا به شکلی ناگهانی و بیرحمانه تغییر میکند. مارکز در این داستان، فضای وهمآلود و پرابهامی را خلق کرده که در آن، مرز میان عقل و جنون، آزادی و اسارت، و واقعیت و توهم بهشدت باریک است. روایت با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره و روابط انسانی، به تدریج شنونده را به دنیایی میبرد که در آن، یک تصمیم ساده میتواند به فاجعهای غیرقابل بازگشت منجر شود. ساختار داستان با ریتمی آرام اما پرتنش پیش میرود و شخصیتها، بهویژه ماریا و همسرش ساتورنو، در دل موقعیتهایی قرار میگیرند که انتخابهایشان سرنوشت آنها را رقم میزند. این کتاب صوتی، با فضاسازی قوی و روایت پرجزئیات، تجربهای متفاوت از مواجهه با اضطراب، بیپناهی و جستوجوی هویت را برای شنونده رقم میزند.
خلاصه داستان داستان کوتاه؛ فقط اومدم یه تلفن بزنم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با ماریا، زنی جوان و اهل مکزیک آغاز میشود که در مسیر سفر به ساراگوسا، ماشینش در جادهای خلوت خراب میشود. او که برای اطلاعدادن به همسرش به تلفن نیاز دارد، سوار اتوبوسی میشود که به ظاهر حامل زنانی با وضعیتهای متفاوت است. مقصد اتوبوس، ساختمانی عظیم و غمزده است که بهتدریج مشخص میشود یک آسایشگاه روانی است. ماریا که تنها قصد داشته تلفنی بزند، ناخواسته در این مکان گرفتار میشود و تلاشهایش برای توضیح موقعیت خود و خروج از آسایشگاه بینتیجه میماند. او بهتدریج با فضای سرد و بیروح آسایشگاه، قوانین سختگیرانه و رفتارهای مبهم پرستاران روبهرو میشود و هویت و آزادیاش زیر سؤال میرود. در سوی دیگر، ساتورنو، همسر ماریا، با بیخبری و نگرانی، جستوجوی همسرش را آغاز میکند اما به تدریج از پیگیری ماجرا دست میکشد. ماریا در دل این فضای بسته، با تنهایی، بیاعتمادی و ناامیدی دستوپنجه نرم میکند و حتی تلاش برای تماس با دنیای بیرون، او را بیش از پیش در حصار بیکسی فرو میبرد. روایت، با نمایش تدریجی فروپاشی روانی و اجتماعی ماریا، تصویری تلخ و تأملبرانگیز از سرنوشت انسانی ارائه میدهد که تنها یک اتفاق ساده، زندگیاش را برای همیشه دگرگون میکند.
چرا باید کتاب داستان کوتاه؛ فقط اومدم یه تلفن بزنم را بشنویم؟
این کتاب صوتی با روایت داستانی کوتاه اما پرکشش، شنونده را به دل تجربهای انسانی و عمیق میبرد که در آن، اضطراب، بیپناهی و جستوجوی هویت بهشکلی ملموس و تأثیرگذار به تصویر کشیده شده است. مارکز با مهارت خاص خود، فضایی میسازد که در آن، مرز میان واقعیت و توهم بهشدت باریک است و هر تصمیم کوچک میتواند پیامدهای بزرگی داشته باشد. شنیدن این اثر فرصتی است برای مواجهه با ترسهای پنهان، ناتوانی در برابر سرنوشت و قدرت ساختارهای اجتماعی که گاه بیرحمانه انسان را در خود میبلعند. همچنین، روایت صوتی ندا پوریان با انتقال حس و فضای داستان، تجربه شنیدن را عمیقتر و تأثیرگذارتر میکند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به علاقهمندان داستانهای روانشناختی، دوستداران آثار گابریل گارسیا مارکز، کسانی که به موضوعات هویت، بیپناهی و مرز میان عقل و جنون علاقه دارند و همچنین افرادی که به دنبال تجربهای متفاوت و تأملبرانگیز در قالب داستان کوتاه هستند پیشنهاد میشود.
زمان
۴۳ دقیقه
حجم
۲۹٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴۳ دقیقه
حجم
۲۹٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
نظرات کاربران
خوب بود.
بهروز ابراهیمی عظیمی
سلام ممنون از انتخاب داستان و صدای بسیارزیبا و لطیف ممنون که در این روزها باعث دلگرمی هستید کامنت ها رو خوندم و متعجب شدم با اینکه مارکز سبک رئالیسم جادویی هست این کار بسیار واقع گرانه بود طبیعی که
خیلی خیلی قشنگ و تاثیر گذار بود بسیار توصیه میشه که گوش کنید
یعتی چی واقعا.. ؟یه زنی الکی الکی میره دیونهه خونه و موندگار میشه و شوهری که ادعای عاشقی اش رو داشت هیییچ کارری نمیکنه؟؟
دوست داشتم، جالب بود
عالی ودردناک.گوینده کارشون عالیه.ممنون
بد که تموم شد. و البته طبیعی است در جایی که خانواده مفهوم ندارد و پدر و مادر ارزشی ندارد. طبیعی است که برای یک مدت طولانی از حالت نپرسند. ولی خیلی حرصم گرفت. و ناراحت شدم.