با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب صوتی جنایت و مکافات اثر فئودور داستایفسکی

دانلود و خرید کتاب صوتی جنایت و مکافات

۴٫۳ از ۵۶۶ نظر
۴٫۳ از ۵۶۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی جنایت و مکافات  نوشته  فئودور داستایفسکی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
معرفی نویسنده
عکس فئودور داستایفسکی
فئودور داستایفسکی
روس | تولد ۱۸۲۱ - درگذشت ۱۸۸۱

داستایفسکی در ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ در شهر مسکو و در خانواده‌ای بسیار مذهبی چشم به جهان گشود. این موضوع باعث شد خود او نیز در طی حیات خود انسانی مذهبی باقی بماند. او در مدرسه ...

معرفی کتاب صوتی جنایت و مکافات

کتاب صوتی جنایت و مکافات از فئودور میخاییلوویچ داستایفسکی نویسنده مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه است. در داستان جنایت و مکافات داستان دانشجویی به نام «راسکولنیکف» را می‌خوانیم که بنابر انگیزه‌های پیچیده‌ای مرتکب قتل می‌شود.

اصغر رستگار مترجم کتاب است و نسخه صوتی آن را با صدای آرمان سلطان‌زاده می‌شنوید.

درباره‌ی کتاب صوتی جنایت و مکافات

مضمون و درون مایه کتاب جنایت و مکافات تحلیل انگیزه‌های قتل و تأثیر قتل بر قاتل است. راسکولنیکف با انگیزه‌های پیچیده‌ای که حتی خودش هم توان تحلیلشان را ندارد، دست به قتل می‌زند. راسکولنیکف بیمار می‌شود. بستری می‌شود و هرکسی را که می‌بیند، گمان می‌کند به او مظنون است. در این سر و کله‌ی سونیا پیدا می‌شود، دختر جوانی که برای حل مشکلات مالی دست به تن‌فروشی زده است. راسکولنیکف بعدا در می‌یابد که عشق سونیا راه نجات او و رستگاری ابدی‌اش است.

داستایفسکی مسئله رابطه میان خویشتن و جهان پیرامون و فرد و جامعه را در آن گنجانده است. البته که رفتار راسکولنیکف در این داستان را می‌توان در دیگر آثار نویسنده همچون یادداشت‌های زیرزمینی و برادران کارامازوف نیز مشاهده کرد. ویژگی منحصر به فرد آثار وی روانکاوی و بررسی زوایای روانی شخصیت‌های داستان است. جالب است بدانید که داستایفسکی سه بار تلاش کرد تا این اثر را از زبان شخصیت اصلی داستان روایت کند: نخست به شکل یادداشت‌های روزانه شخصیت اصلی؛ سپس به شکل اعتراف او در برابر دادگاه و سرانجام به صورت خاطراتی که او به هنگام آزادی از زندان می‌نویسد ولی در نهایت آن را به روایت ساده سوم شخص مفرد که قالب نهایی رمان بود، نوشت.

کتاب صوتی جنایت و مکافات را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب صوتی جنایت و مکافات یکی از آثار مهم ادبیات روسیه و از آثار ادبی مهم دنیا به شمار می‌رود. اگر دوست دارید با آثار نویسندگان بزرگ آشنا شوید، کتاب صوتی جنایت و مکافات انتخاب خوبی برای شما است.

درباره‌ی فئودور داستایفکسی

فیودار میخاییلوویچ فرزند دوم خانواده داستایِفسکی در ۳۰ اکتبر ۱۸۲۱ به دنیا آمد. پدرش پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. او در ۱۸۴۳ با درجهٔ افسری از دانشکدهٔ نظامی فارغ‌التحصیل شد و شغلی در ادارهٔ مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. اما در سال ۱۸۴۹ به جرم براندازی حکومت دستگیر شد. حکم اعدام او مشمول بخشش شد و در عوض او چهار سال در زندان سیبری زندانی بود و بعد از آن نیز با لباس سرباز ساده خدمت می‌کرد. شهرت او به خاطر رمان‌هایش: ابله، قمارباز، برادران کارامازوف و جنایت و مکافات است. داستایفسکی در۵۹ سالگی در ۹ فوریه ۱۸۸۱ در سن پترزبورگ از دنیا رفت.

درباره آرمان سلطان‌زاده

«آرمان سلطان زاده» یکی از شناخته شده‌ترین گویندگان کتاب‌های صوتی است. او سال‌ها به اجرای نمایش‌های رادیویی پرداخته و پس از حضور در نشر «آوانامه»، از سال ۱۳۹۳ تا امروز ۲۰۰ کتاب صوتی را با صدای گرم و دلنشین خود به گوش ما رسانده است.

سلطان‌زاده متولد سال ۱۳۶۶ در شهر بابل است. او از سال ۱۳۸۲ تحت نظر اساتیدی چون «علی محمدی کلاگر» و «عباس ابوالحسنی» فعالیت تئاتری خود را آغاز کرده و در ۳۰ تئاتر به عنوان بازیگر به ایفای نقش پرداخته است. هم‌چنین نویسندگی و کارگردانی ۴ اثر را در کارنامه‌ی خود دارد. سلطان‌زاده پس از آشنایی با «علی دنیوی ساروی» در سال ۱۳۸۸ به رادیو مازندران رفت و فعالیت خود را به عنوان بازیگر نمایش‌های رادیویی آغاز کرد.

آرمان سلطان‌زاده را بیشتر به عنوان گوینده کتاب های صوتی می‌شناسیم؛ جهانی که برای او در سال ۱۳۹۳ و پس از دیداری کوتاه با «دامون آذری»، مدیر عامل و موسس نشر آوانامه شکل گرفت. سلطان‌زاده راجع به این دیدار گفته است: «برای انجام کارهای بزرگ به انگیزه‌ی کافی نیاز داری. دامون آذری استاد ایجاد این نوع انگیزه است».

او هم‌چنان در موسسه‌ی آوانامه به عنوان گوینده و مدیر تولید مشغول به فعالیت می‌باشد. یکی از شنیدنی‌ترین آثار او، رمان «خشم و هیاهو» اثر «ویلیام فاکنر» است.

جملاتی از کتاب صوتی جنایت و مکافات

بعد از ظهرِ یک روزِ داغِ اوایلِ ژوئیه، مردِ جوانی که در طبقه آخرِ ساختمانی در کوچه نجارها اتاقکی داشت، از درِ ساختمان بیرون آمد و مثلِ این که دل به شک باشد، سلّانه سلّانه در جهتِ پلِ کوکوشکین به راه افتاد.

بختش گفته بود و در راه‌پلّه به خانمِ صاحبخانه برنخورده بود. اتاقکش که درست زیرِ شیروانی یک ساختمانِ بلندِ پنج طبقه بود، به صندوقخانه بیشتر شباهت داشت تا به اتاقِ مسکونی. خانمِ صاحبخانه‌اش، که هم خورد و خوراک مستأجر را در تعهد داشت و هم رُفت و روبِ اتاق را، در آپارتمانی یک طبقه پایین‌تر از اتاقِ او می‌نشست. مردِ جوان هر بار که می‌خواست از خانه بیرون برود، مجبور بود از جلوِ آشپزخانه صاحبخانه بگذرد، که درش از صبح تا شب چارطاق باز بود، و هر بار هم از هول به چنان حالِ زاری می‌افتاد که از شرم تا بناگوش سرخ می‌شد و چهره در هم می‌کشید. مرد تا خرخره به خانمِ صاحبخانه بدهکار بود، برای همین هم دلِ روبه‌رو شدن با او را نداشت.

نه این که آدمِ بزدلی باشد یا به کوچک‌ترین چیزی جا بزند. نه؛ بل‌که مدتی بود، مثلِ آدم‌های مالیخولیایی، سخت حساس و تحریک‌پذیر و عصبی شده بود. چنان سر به گریبان و در خود فرو رفته و گوشه‌گیر شده بود که خانمِ صاحبخانه که جای خود داشت، از سایه خودش هم می‌رمید. تنگدستی از پا درش آورده بود، اما تازگی‌ها حتی به تنگی دست هم دیگر اهمیتی نمی‌داد. قیدِ همه چیز را زده بود و از همه کس بریده بود. در اصل، از خانم صاحبخانه هم واهمه‌ای نداشت و در بندِ این نبود که چه خوابی برایش دیده است. مسئله این بود که پای پلّه‌ها مجبور می‌شد بایستد تا خانم صاحبخانه باز مشتی مزخرفاتِ یکنواخت و مثلِ هم، که هیچ ربطی هم به او نداشت، به خوردش بدهد، باز بدهی‌هایش را به رخش بکشد و باز او مجبور شود هی عذر بتراشد و هی دروغ سرِ هم کند. هیهات! این دیگر از او ساخته نبود. حاضر بود مثل گربه دله‌دزدی از بیخِ دیوار، آرام آرام پایین بیاید و مثل برق غیبش بزند، اما کسی او را نبیند.

اما این بار، همین که پا به خیابان گذاشت، هولِ رویارو شدن با صاحبخانه حتی خودش را هم به حیرت انداخت.

با لبخندِ غریبی اندیشید: «واقعآ که! مرا باش که دست به چه کاری می‌خواهم بزنم و از چه چیزهایی می‌ترسم. خب دیگر... اختیارِ هر چیزی دستِ خود آدم است. حالا اگر گذاشت هر چیزی راحت از چنگش بلغزد... این دیگر از جبن و بزدلی خودِ او است، تمام شد و رفت ... این دیگر چون و چرا ندارد... فقط مانده‌ام که مردم از چه چیزی بیشتر وحشت دارند. من که می‌گویم مردم بیشتر از هر چیز از این وحشت دارند که قدمِ تازه‌ای بردارند یا حرفِ تازه‌ای بزنند... به هر حال، من هم دیگر دارم زیادی حرف می‌زنم و همین زیاد حرف زدن باعث می‌شود دست به هیچ کاری نزنم. بعید هم نیست عکسِ قضیه درست باشد. یعنی چون کاری نمی‌کنم زیاد حرف نمی‌زنم. یک ماه است که ویرم گرفته هی با خودم حرف بزنم. صبح تا شب توی آن دخمه نکبتی دراز بکشم و فکر کنم ... آن هم چه فکرهایی، یکی از یکی پرت‌تر. خب، حالا مثلا می‌خواهی بروی آن جا چه غلطی بکنی؟ تو را چه به این غلط‌ها؟ اصلا مگر قضیه جدّی است؟ ابدآ! پس خودت را منتر کرده‌ای که چی؟ این را هم بگذار به حسابِ یک جور بازی فکری! تمام شد و رفت، بازی فکری!»

نظرات کاربران

meisam kazemy
۱۳۹۹/۰۷/۲۳

به نظر من هر کتابی که اقای سلطان زاده گویندگیش رو انجام دادن حتما حتما کتابی خوبی است و باید بهش گوش داد یا خواندش . اصلا انگار ایشان کتاب متوسط قبول نمیکنند که بخوانند . گویندگیشان هم که واقعا تک است

- بیشتر
ع...ادلــ
۱۳۹۸/۰۸/۳۰

فاز اون ۵ نفری که ۱ ستاره دادن خریدنیه قطعی اینترنت هرچی نداشت مجبورم کرد بیشتر کتاب بخونم امروز این کتاب که کلی ازش تعریف شنیدم رو شروع میکنم و همزمان دارم مغازه خودکشی و فوتبال علیه دشمن رو هم میخونم

vida
۱۳۹۹/۰۵/۱۸

به طور خلاصه چیزی که من ازش گرفتم این بود،هیچکسی رو قضاوت نکن،نه از گذشتش خبر داریم نه میتونیم آینده رو پیش بینی کنیم،جنبه های روانشناسی داشت تا داستانی،شتیدم روانشناسی در قالب داستان

توحيد
۱۳۹۹/۰۲/۲۱

نظرمو در باره ی خود کتاب، ذیل کتاب اصلی گذاشتم و اینجا بیشتر راجع به روایت آقای سلطان زاده می نویسم. مهم ترین نکته ی آقای سلطان زاده جدای از صدای مناسب گویندگی اثر، خوانش بی غلط هست. توانایی شون

- بیشتر
Arash Orooji
۱۳۹۹/۰۹/۱۲

داستان بسیار زیبا و تأمل بر انگیز در مورد و تجزیه و تحلیل خوبی و بدی و نفس انسان، گویندگی آرمان سلطان زاده هم خیلی جذابه

صائمه
۱۳۹۷/۰۶/۲۳

من این کتابو نسخه چاپی دارم والان صفحه 400 رسیدم بعضی جاها چنان حرفایی زده شده تو کتاب برمیگردم چندبار میخونم همش فک میکنم نویسنده ی این کتاب از کجا و چطور این کلماتو پیدا کرده کنار هم چیده ولی

- بیشتر
علیرضا
۱۳۹۸/۰۷/۱۸

داستایوفسکی نویسنده باشه ارمان سلطان زاده ام گوینده..مگه میشه بد بشه..

american sniper
۱۳۹۹/۰۹/۰۲

عالی بهترین کتاب تمام ادوار خیلی لذت بردم ممنون

sara
۱۳۹۸/۰۹/۰۶

این کتاب باعث میشه اون باور کلیشه ای ، بد مطلق رو کنار بزنیم ... قهرمان این کتاب مردی جنایتکار و دختر روسپی هست که به لطف قلم بسیار قوی نویسنده ما نه تنها قضاوتشون نمیکنیم ، بلکه در دل

- بیشتر
parimah123
۱۳۹۹/۰۳/۲۶

عاشق این کتاب شدم خیلی عالیه میخوام به همتون بگم حتما حتما حتما بخرید وبشنوید

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۲۸ ساعت و ۱۰ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۱ گیگابایت, ۵۲۸٫۲ مگابایت
زمان۲۸ ساعت و ۱۰ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۱ گیگابایت, ۵۲۸٫۲ مگابایت