معرفی و دانلود کتاب انگار به آن‌طرف خیابان رسیده‌ای! + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب انگار به آن‌طرف خیابان رسیده‌ای!

کتاب انگار به آن‌طرف خیابان رسیده‌ای!

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
حمید حیاتی
انتشارات: 
انتشارات آگه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب انگار به آن‌طرف خیابان رسیده‌ای!

حمید حیاتی( -1345)، نویسنده است. در بخشی از داستان می‌خوانیم: «وارد می‌شوی. تلویزیون کوچکی روی یکی از صندلی‌ها است و فوتبال نشان می‌دهد. همیشه با فرنگیس به آن‌جا می‌رفتی. سلام‌وعلیک گرمی می‌کند و خوش‌آمد می‌گوید. روی مبلی می‌نشینی. «سرتونو درد می‌آرم حالا تا ده روز بهم فرصت‌دادن جواز کسبو جور کنم و اِلا باید درِ دکان رو ببندم». سلمانی پشت گردن و صورت مردی را که روی صندلی است با فرچه پاک می‌کند. مرد از میان جیب بغل کت‌اش کیفی درمی‌آورد و پول سلمانی را با تعارف می‌دهد. سلمانی‌رفتن به نظرت همیشه کار بیهوده و عبثی است. از این‌که باید حداقل نیم‌ساعتی را زیر دست یک نفر بمانی حس خوبی نداری. تلفن همراه‌ات زنگ می‌زند. فرنگیس است می‌گوید «کی می‌آی؟ می‌خوام شامو گرم کنم» و تو می‌گویی «تا نیم‌ساعت دیگه» و موبایل را قطع می‌کنی آن را ته کیف‌ات پرت می‌کنی. کت‌ات را درمی‌آوری، می‌روی و روی صندلی مخصوص می‌نشینی».

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب انگار به آن‌طرف خیابان رسیده‌ای! و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابانگار به آن‌طرف خیابان رسیده‌ای!
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهحمید حیاتی
انتشاراتانتشارات آگه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۰۵ مگابایت
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۲۹-۲۵۸-۴
تعداد صفحه‌ها۱۲۸ صفحه
قیمت کتاب۴۵۰۰۰ تومان
برچسببهترین‌های ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

kamrang
۳
نه! ریسک بزرگی است. با جان‌ات بازی می‌کنی اگر وارد خیابان شوی. آن‌ها حواس‌شان به تو نیست، میان ماشین‌هاشان و به موازات هم، برای هم تعریف می‌کنند و اس. ام. اس رد و بدل می‌کنند و صدای ضبط‌شان را تا مرز جنون زیاد می‌کنند و چشم می‌گردانند. بله! خطر مرگ نزدیک است. در دو قدمی‌ات. کافی است پایت را در خیابان بگذاری و آن‌وقت، همان‌وقت، زیرت می‌گیرند و دورت جمع می‌شوند و با دوربین موبایل‌های‌شان جان‌دادن‌ات را ضبط می‌کنند، تا آن را به دیگرانی که مثل خودشان هستند نشان دهند و بگویند «من خودم آن‌جا بودم و با دو تا چشم‌هایم دیدم که چطوری سرش رفت زیر چرخ ماشین. این‌هم کلیپ‌اش! »... آن‌ها «کرکسان تماشا» هستند.