معرفی و دانلود رایگان کتاب خودکشی آلبالوها
تصویر جلد کتاب خودکشی آلبالوها
off

کتاب خودکشی آلبالوها

دلنوشته‌هایی برای مه‌سیما

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۲۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
مجید محققی فاروج
انتشارات: 
انتشارات آرنا

معرفی کتاب خودکشی آلبالوها

کتاب خودکشی آلبالوها؛ دلنوشته‌هایی برای مه‌سیما نوشته مجید محققی فاروج است. این کتاب روایتی از احساسات و عواطف نویسنده است برای تمام کسانی که عشق و معنای آن را تجربه درک کرده باشند. برای آنان که به هرچیز نگاه می‌کنند، زیبا جلوه می‌دهد و به هرکجا پا می‌گذارند محفل عشاق می‌شود، همانانی که دستانشان بوی عشق می‌دهد، از واژه واژه کلامشان گل می‌روید و دمادم میهمان لحظه‌های ناب هستند. زیزا عشق را درک کرده‌اند.

خواندن کتاب خودکشی آلبالوها؛ دلنوشته‌هایی برای مه‌سیما را به چه کسانی یپشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به دل‌نوشته پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب خودکشی آلبالوها؛ دلنوشته‌هایی برای مه‌سیما

نازنینم، پس از تو هر نمِ بارانی، گریبانِ آرامشِ دروغینم را می‌دَرد. جنونِ خفته وجودم را به طغیان می‌کشاند. عِطر هر بارانی مرا آوارهٔ کوچه‌ها می‌کند. کاش بدانی بعد از تو، رحمتِ باران، زحمتِ تاوان است. تاوانی دو صد چندان از دلتنگی به دوشِ روحِ عاشقم. زیر باران، خاطراتت هر نم‌نمی را به طوفان می‌کشاند. همآن‌جا که هم من ابری و بارانی‌ام، هم آسمان. آن‌جا که رگبار و طوفان، ناخواسته با چَشم و قلبِ من هم‌زاد پنداری می‌کنند. دستِ آخر هم ابر کوچک و بارورِ نگاهم، دست به دستِ ابر آسمان می‌دهد و سیلاب هم‌چو رودی که عطشِ رسیدن به دریا را دارد؛ بر صورتم جاری می‌شود. آن‌جا که صبورانه تنهایی را مدارا می‌کنم. همآن‌جا که سنگِ صبر را با آبِ دیده سنباده می‌زنم. آن‌جا که یادت از یادم نمی‌رود و تقاصِ همه‌چیز را با احوالی خراب به دنیا پس می‌دهم. آن‌جا که هوا، تنها هوایِ ملاقات با یادِ توست، زمانهٔ روا شدنِ ریاضت‌ها بر جانم. آن‌جا که مردم شهر، لذّتِ هوایِ مطبوع را می‌برند و من تنگ‌تر از همیشه نفس می‌کشم. همآن‌جا که پاهایم پرسه‌گردی را به راهِ خانه ترجیح می‌دهند. آن‌جا که من عاشقِ هرچه تنهاتر شدن با تو هستم. همان برهه که نزدیک‌ترین چیز به من همان دوریِ توست. وقتی که باران سمفونیِ عشق و دلتنگی را بر شیروانیِ خانه‌ها به اجرا در می‌آورد، من گرچه خیسم، امّا بلند بلند تَرک بر می‌دارم. ترک‌هایی به عمق و بلندایِ دوریِ از خودت. جانِ دیگرم، بدان بایستهٔ عاشقی همانا، باران است و باریدن، پرسه هست و تمنّا، از پیِ آن درد است و دلتنگی و تحمّل. در پایانِ هر بارش، آن زمان که قارچ‌های سمّی سر از خاک بیرون می‌آورند؛ آن هنگام که سمفونیِ رعد و رگبار تمام می‌شود؛ چشمانم را می‌بندم تا یادت هم بی رو در بایستی از پیشم برود و باز هم من می‌مانم و غم‌ات. امّا اشکالی ندارد. عاشق که ترسو نیست. این‌گونه است که دنیا، تحسین کردن را از کردار عاشقی‌ام آموخت. با این حال باران را دوست دارم

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خودکشی آلبالوها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابخودکشی آلبالوها
عنوان دیگردلنوشته‌هایی برای مه‌سیما
موضوعپژوهش ادبی
نویسندهمجید محققی فاروج
انتشاراتانتشارات آرنا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۷/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۱۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۳۵۶۸۸۶۰
تعداد صفحه‌ها۱۱۳ صفحه
قیمت کتابرایگان
برچسبمجموعه دل نوشته

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

اقلیت
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۲۶

بار اول که تو را بر خاک غزل ساز دلم دیدم با خودم گفتم: مگر سرنوشت بهتر از این هم می شود؟ ⁦ زیبا،روان،دلنشین و متفاوت بود🤍🌿

۰
کاربر ۲۳۸۱۶۶۰
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۹

این کتاب یک کتاب بینظیر است .از نام جالب و عجیبش گرفته تا متن شیرین و دلنشینش.من خیلی خوب توانستم با ایت کتاب ارتباط برقرار کنم.حتی میان کلمات رمانتیک و عاشقانه از قوانین فیزیک نیز استفاده شده.تجربه بینظیری برای بنده...بیشتر

۰
کاربر ۳۰۲۴۶۶۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۲۴

یک دل برای عاشق شدن تو کم است.....:) کلی با خوندن این کتاب حس خوب بهم منتقل شد بخونید و لذت ببرید

۰
کاربر ۲۳۱۰۷۲۷
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۹

احساسات بسیار زیبا تصویر شدن. لذت می‌برید از خواندن

۰
کاربرMoha
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۹

نویسنده با سبکی روان و پر از احساس خاص خود خواننده را با خود به دنیایی خارج از مرزهای روزمرگی هایمان می برد. بسیار جذاب و خواندنی

۰
کاربر ۲۴۶۵۵۲۳
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۳

کتابی متفاوت از منظر عاشقانه که با روایت های زیبا حکایت از عشق میزند ، تابحال همچین تجربه ای را نخوانده اید ، توصیه میکنم حداقل یکبار ان را بخوانید و تجربه کنید

۰
09123706011
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۲

خیلی کتاب تاثیر گزاری بود در کل عالی بود

۰
پناه...66B
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۲۱

زیبا ودلنشین

۰
کاربر ۲۶۱۷۸۸۷
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۲

خیلی لطف احساسات را بیان کرده و چقدر خوب بود در زندگی روزمره که همه گرفتار و مشکلات دارن بتونن بیان کنن و چقدر زندگی شیرین میشود

۰
کاربر ۲۳۳۸۰۰۰
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۶

درود بر نویسنده.با خوندن این کتاب یه حالت ارامش و لطیف به ادم دست میده.جمله به جمله با احساس وبا فکر تحریر شده.ممنون از این حس خوبی که به ما انتقال دادین

۰
پايدار
۱۳۹۹/۰۷/۱۲

با سلام و آرزوی موفقیت برای نویسنده محترم، جناب آقای محققی، به امید اینکه در آینده نزدیک کتاب ها و دست نوشته های بیشتری از شما چاپ شود و راهتان مستدام باشد.

۰
مرجان
۱۳۹۹/۰۷/۱۰

فوق العاده جذاب و دلنشین و با احساسه پیشنهاد میکنم حتما بخونین👌😍☺️💎

۰
کاربر 2309931
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۹

متن ها عالی و سرشار از احساسات .

۰
کرمانشاهی
۱۳۹۹/۰۷/۰۹

با مطالعه چند صفحه از خودکشی آلبالوها به این نتیجه رسیدم که نوشته های شما از جنس نوشته های قدیمی در کتاب های مطرح عشاق قدیمی افسانه ای و عشاق مطرح در شاهنامه و عشاق اسطوره ای، هستند.. عالی و ناب..👌🏻👍🏻💯

۰
Haniyehbaghebani
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۹

محشره پیشنهاد میکنم مطالعه کنید

۰

بریده‌هایی از کتاب

سایه‌بی‌سایگی:).میر
۴۲
تمام جانم، از وقتی مرا به پاییز سپردی، نوازش‌گری جز باران ندارم.
میرفندقی
۳۷
من و عقل تصمیم گرفتیم تو را عاقلانه کنار بگذاریم، عقل، عزم مرا استوار کرد تا دیگر سایه‌ای زیر پایت نباشم.
میرفندقی
۳۱
راهی شدم. بی‌دل، بی‌اشک، امّا با گلویی گره خورده از هق هقِ بغض‌های مرگ‌بار.
میرفندقی
۱۷
در چشم بر هم زدنی، برای همیشه وداع کردی. چقدر تلخ و ناروا، سراسیمه و پرآشوب مرا با خاطرت تنها گذاشتی. سنگدل! چطور دلت آمد؟
کاربر ۳۲۵۸۳۰۴
۱۵
عشق، چه معجزهٔ بی‌بدیلی است! بر سنگِ خارا اگر ببارد، همچو موم، نرمش می‌کند. با من بگو، تو از عشق چه می‌دانی؟ من که از عشقِ زمینی به معراج رسیدم. آن‌قدر تو گشته‌ام که هر بار، رو به جام آینه می‌کنم، فقط تو را می‌بینم.
سبزتر از سبز
۸
نازنینم، پس از تو هر نمِ بارانی، گریبانِ آرامشِ دروغینم را می‌دَرد. جنونِ خفته وجودم را به طغیان می‌کشاند. عِطر هر بارانی مرا آوارهٔ کوچه‌ها می‌کند
ریـوان|'
۸
آه، بی‌دل!! خاطره‌ها را به خاطر مَسپار. روزگارت تار گشته. سال‌ها می‌گذرد. من و نخلِ نجیب در انتظار یک سوار، یک مرکب، یک راییکا، یک مه سیما.
سایه‌بی‌سایگی:).میر
۷
آگاهم مرا دوست نداری. این را من دانسته‌ام ولی قلبم نمی خواهد که بداند. هیچ‌جوره راضی نمی‌شود. عادت زشتی پیدا کرده. تو به هر چیز محبت کنی، دلم از کمبود توجّه تو، آن‌را مابین راه می‌دزدد.
I Have Lizstomania
۳
نزدیک‌ترین چیز به من همان دوریِ توست.
سبزتر از سبز
۲
من دیگر خوب می‌دانم، پروردگار زیبائیِ دو عالم را به صورت تو جلوه بخشید. تو، آن جلوه بر من نمایان کردی و جلوه ایمانم گشتی.