معرفی و دانلود کتاب از طنین رنگ + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب از طنین رنگsubscriptionAvailable

کتاب از طنین رنگ

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمد بشیر رحیمی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب از طنین رنگ

کتاب «از طنین رنگ» مجموعه غزل‌ها و چند رباعی از شاعر افغانستانی، محمد بشیر رحیمی (-۱۳۵۰) است با مقدمه‌ای از سید ابوطالب مظفری که بیشتر تاریخچه‌ مختصر وضعیت شعر و ادب افغانستان امروز است. شعری که پس از پیروزی کودتای کمونیستی در این کشور و در دل بحران‌های افغانستان رشدکرده‌است . اهل فضل و دانش افغانستان با شعر مقاومت و مهاجرت خود از وضعیت انسان امروز گفته‌اند و سعی داشته‌اند شعر و ادب و تاریخ این کشور را حفظ کنند... این کتاب مانند کتاب‌های کهن فارسی با یک رسم خوب آغاز می‌شود و آن مقدمه‌ای منظوم در وصف خداوند است. رحیمی این غزل ابتدایی را شأن شروع نامیده است و این گونه حمد و ستایش خداوند یکتا را شروع کرده است: خدای من! به که منجر شویم غیر از تو که جمله شأن شروع توایم از هر سو به جز حضور تو چیزی نمی‌توان بودن به هر طرف که کنم رو، تو می‌زنی سوسو از اتهام تو کس تبرئت نخواهد شد که برکشیده‌ای از ضمن ما؛ سر از هر مو ببین تنفس موزون و نبض اشیا را همیشه در جریان تواند: هو،هو،هو جهان به گلشن پشت پلنگ می‌ماند چه چاره جز که به کوه آورد پناه آهو...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب از طنین رنگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباز طنین رنگ
موضوعشعر جهان، شعر معاصر، ادبیات پایداری
نویسندهمحمد بشیر رحیمی
انتشاراتانتشارات سپیده باوران
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۱/۰۱/۰۷
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۱ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۹۵۷-۴۳-۳
تعداد صفحه‌ها۱۲۸ صفحه
قیمت کتاب۳۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

S
۱۳۹۷/۰۸/۰۱

کتاب کم حجمی بود. مجموعه ای از غزل ها و چند رباعی از آقای محمد بشیر رحیمی شاعر افغانستانی برخی از اشعار زیبا بودند. چند بریده از کتاب گذاشتم.

۳

بریده‌هایی از کتاب

S
۲۵
گویند خدا چو مرد و آهن را ساخت، افسانۀ زندگی و مردن را ساخت، آنگاه نشست و با خیالی راحت از نکهت گل، فرشتۀ زن را ساخت
S
۸
رنگین‌کمان دنیا و هرچه هست در آن، دیو و دد شده دنیا به قدر خوبی ما و تو بد شده ما و تو سبزه‌ایم که در دشت رُسته‌است هر سیزده‌بدر که رسیده، لگد شده هر چه دعا به سمت خدا پُست کرده‌ایم مثل صدا ز کوه به ما مسترد شده ما رودهای از نفس افتاده نیستیم دنیا به راه جاری ما و تو سد شده امّا تو خواب دیده‌ای اینکه به نام من سیاره‌ای توسط چشمت رصد شده تو خواب دیده‌ای که من و تو روانه‌ایم دریا اسیر وسوسۀ جزر و مد شده مثل دو رشته رود، روانیم و مثل پل رنگین‌کمانی از سر ما و تو رد شده
f_altaha
۳
شکر دَری به دخترم یسنا خدا که داده به من چون تو دختری شیرین شود دهان تو با شکر دری شیرین؟ کنار A و B و C زیاد ممکن نیست شود زبان تو با لفظ مادری شیرین سلام و صبح بخیر است، Hi! Good morning دهان چه سان شود از این دری وری شیرین؟
f_altaha
۱
خون من رنگ به شور آمدۀ یک سیب است که خدا ریخته از روز ازل در جانم
f_altaha
۰
ناچار می‌گویم که رب العالمین تیغ است پیغمبر برحق روم و زنگ و چین تیغ است کس سر نمی‌ساید مگر در آستان تیغ زیرا خدای مردم روی زمین تیغ است افتاده‌اند آن‌سان به‌جان هم، که باید گفت؛ تنها حَکَم بین سر و تن، بعد از این تیغ است از بس‌که دست از شانه‌های هم جدا کردند حالا به جای دست‌ها در آستین، تیغ است چندان که بالا رفته سهم تیغ‌ها، تنها صدپایه‌سر، سهم غلاف‌الفت‌ترین تیغ است  می‌میرم و این درد را فریاد خواهم کرد زیرا زبان در لحظه‌های واپسین تیغ است
f_altaha
۰
رها می‌شود از خودش دم‌به‌دم کجا می‌رود این گرفتار خود؟ سراپای، شوق گریز از خودش سراپای، افتاده در کار خود تعلق‌پذیر و تعلق‌گریز در اثبات خویش و در انکار خود همان رفت و آمد، همان افت و خیز همان زندۀ دور و تکرار خود نه خاکش سکونگاه و نی آسمان اسیر تقلای بسیار خود
f_altaha
۰
پیچیده دست‌های تو در راستای خاک تا حل شود جهان و غمش لابه‌لای تاک پچیده دست‌های تو تا خاطرات تلخ از یاد سنگ و چوب شود تا همیشه پاک مردم به سمت تازه‌شدن منصرف شوند این روزگار سم‌زده دیگر شود هلاک دنیا دوباره نو شود و نو شود زمین چون روزهای اول خود آک آک آک یک آسمان تازه فراگیرمان کند یک آسمان ماه به‌دست و ستاره‌ناک یک نسخه‌آسمان که درآن یک ستاره‌حرف حتی کسی نگیردش از جنس ابر، لاک