با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
قاتل جنگل

دانلود و خرید کتاب قاتل جنگل

۴٫۱ از ۳۱ نظر
۴٫۱ از ۳۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب قاتل جنگل  نوشته  بریژیت اوبر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب قاتل جنگل

کتاب قاتل جنگل نوشته بریژیت اوبر است که فاطمه (الهه) اسکندرزاده آن را به فارسی ترجمه کرده است. این کتاب داستانی معمایی و سرشار از هول و ولا است که خواننده تا انتها با معما و تعلیق داستان همراه می‌شود.

درباره کتاب قاتل جنگل

الیز دختر جوانی است که در یک حادثه تروریستی دچار معلولیت شده است. او روی صندلی چرخ‌دار می‌نشیند و قدرت تکلم و بینایی‌اش را از دست داده است. یک روز که منتظر پرستارش است دختربچه‌ای پیش او می‌آید و توضیح می‌دهد که یک قاتل کودکان را می‌کشد و برادر این دختر بچه را کشته است. الیز شروع می‌کند دنبال قاتل بگردد او ماجرا را پیگیری می‌کند و در این ماجرا پیش می‌رود.

خواندن کتاب قاتل جنگل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های پلیسی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب قاتل جنگل

- نه، نه، فقط ویژینی پرحرفی می‌کرد، امیدوارم باعث آزار خانم نشده باشد. در بین همه چیزهایی که مرا می‌رنجاند، این یکی واقعاً کمترین آنهاست. صدای پچ پچ ایوت را می‌شنوم. مجسم می‌کنم که او راجع به من اینگونه برایش تعریف می‌کند: "تصادفی وحشتناک داشته معلول و کور و لال شده، با این جوانی چقدر دردناک است بیچاره نامزدش هم مرده، امیدی به بهبودی نیست پزشکان امید ندارند که بهبود پیدا کند زندگی واقعا چقدر باید ظالم باشد.

ویرژینی در گوشم پچ پچ می‌کند:

ـ اگر تو شنبه بیایی، برایت ادامه ماجرا را تعریف خواهم کرد

ـ راه بیفت می‌خواهیم برویم! خداحافظی کن!

پدرش را مجسم می‌کنم که دست او را گرفته و با عجله برای رفتن، می‌کشد.

ایوت روی زانوهایم بسته‌های کوچک پلاستیک پر از چیزهای نوک تیز قرار داده و بعضی از آنها را از دسته‌های صندلی آویزان کرده. مثل روزهایی که به گردش می‌برد، صحبت می‌کند. عادت کرده فقط خودش حرف بزند او به دکترم ریبد گفته که به عقیده او، من حرف‌های او را درک می‌کنم و این واقعیت دارد. ریبد هم به او گفته که نباید توقع بیش از حد داشته باشد، چون صدمه‌ای که به من وارد شده نه تنها امیدوارکننده نیست، بلکه خیلی هم ناامیدکننده است. تنها کسی که به بهبودی من امیدوار بوده متخصص اعصاب و روان بیمارستان پروفسور کمبره است، یک متخصص جراحی مغز است و باید ظرف سه ماه آینده دوباره مرا معاینه کند. گاهی فکر می‌کنم ممکن است او اقدام به یک عمل جراحی به عنوان آخرین شانس بکند. اما چگونه باید او را راضی به این کار کرد؟

ایوت بدون وقفه حرف می‌زند

ـ می‌دانید باز هم قیمت ماهی را گران کرده‌اند. باید میلیاردر باشیم تا بتوانیم به خوردن ماهی تازه ادامه دهیم می‌دانم که برایتان مسخره است. اما چه می‌شود کرد؟

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۷)
Sevda
۱۳۹۹/۰۶/۲۵

داستان خوب وجالبی داشت هرچندکه ترجمه چنگی به دل نمیزدوجای کارداشت،بااینحال داستان کشش خوبی داره هرچندکه بعضی جاهاداستان رو الکی کش میده مثل مکالمه های کوتاهی که میخوادیه سرنخ بده ولی بااومدن کسی تموم میشه وطرف کارداره ومیخوادزودبره ودرآخرهم که

- بیشتر
Aa
۱۳۹۹/۰۶/۱۴

موضوع کتاب خیلی جالب و بکره و شما رو کاملا درگیر خودش میکنه ترجمه یکمی مشکل داشت که فکر میکنم بخاطر اینه که متن اصلی سنگین و غیر قابل فهم بوده. در کل میتونم بگم با اینکه کتاب خیلی خیلی جالبی بود

- بیشتر
n re
۱۴۰۰/۰۴/۰۱

داستان بسیار مهیج و زیبا از اون کتابها که نمیتونید زمین بذارید تغلیق خوبی داشت و خیلی هم استرس داشت، یه جاهایی استرسش واقعا بهم منتقل میشد و مثلا به جای شخصیت اصلی دوس داشتم داد بزنم و نمیشد خیلی خوب بود خیلی

m.m
۱۴۰۰/۰۱/۲۱

ترجمه افتضاح بود. نمیفهمم چرا طاقچه و دیگر نرم افزارهای کتاب بیشتر مواقع بدترین ترجمه از یک کتاب رو قالب میکنن به کاربرها. اصلا چرا باید یه همچین ترجمه هایی از کتاب ها باشه. هرکسی دوکلمه انگلسی خونده اومده کتاب

- بیشتر
دایه مکفی
۱۳۹۹/۰۸/۱۸

به اندازه کافی خود ماجرا پیچیدگی و ابهام داشت، ترجمه هم شده بود قوز بالا قوز! اما انصافا پرهیجان و جذاب بود.

هنگامه محمدی
۱۳۹۹/۰۳/۲۳

خیلی خیلی قشنگ و پرکشش بود. یه نفس خوندمش. آخرش یکم با عجله تموم شد ولی کلا داستان جالب و جذابی داشت.

♬ᑭᗩᖇᑎIᗩᑎ♬
۱۳۹۹/۰۴/۰۸

بسیار جذاب

ghazal molayi
۱۳۹۹/۰۴/۱۵

کتاب خوبی بود آخرش سریع تموم شد ترجمه یکم مشکل داشت ولی خود کتاب عالی بود

shayestehbanoo
۱۳۹۹/۰۵/۱۲

کتاب از زبان الیز بود ، خانم جوانی که در اثر حادثه ای تنها میشنید و مابقی اندامش از حرکت افتاده بودند نه میدیذ نه حرکت میکرد ... الیز بصورت ناخواسته به وسیله دختر بچه ای به اسم ویرژینی درگیر

- بیشتر
طوفان
۱۳۹۹/۰۵/۱۳

من عاشق رمانهای جنایی ومعمایی هستم وهزاران کتاب وفیلم دیدم ولی این کتاب درنوع خودش منحصربفرده وموضوعش بکره .شایدبعضی هاخوششون نیومده باشه ولی برای من چون تکراری نیست خیلی جذابیت داشت

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۳)
صدایش می‌لرزد. خدا کند که گریه نکند. هیچ نمی‌دانم وقتی که افراد گریه می‌کنند چه باید کرد.
n re
اگر... اگر... آدم نمی‌تواند به عقب برگردد.
n re
هر انسانی می‌میرد. مرگ انسان را مثل سایه تعقیب می‌کند. ضرب‌المثل آفریقایی
....
مردن ابدا درد ندارد...
n re
خوبی نجات یافتن از مرگ این است که دیگران به آدم توجه می‌کنند.
n re
مسائل هرگز به آن سادگی که آدم فکر می‌کند نیستند.
n re
آرامشم را به من برگردانید و مرا به‌طور کامل به حال خود بگذارید!
n re
انتظار، طولانی و در عین حال کسالت آور و هیجان‌انگیز و بی‌تاب کننده است.
n re
زمانی که راحت در کاناپه‌مان نشسته بودیم نزدیک بود برای بدبختی دیگران از روی دلسوزی اشک بریزیم.
n re
انسان با گذر از برخی موانع، قادر به انجام هر کاری است...
n re

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۲۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۰۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۷۳-۴۵-۷
تعداد صفحات۳۲۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۰۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۷۳-۴۵-۷