با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
۳+۳ شاید ۱۰۰

دانلود و خرید کتاب ۳+۳ شاید ۱۰۰

۳٫۷ از ۱۲۱ نظر
۳٫۷ از ۱۲۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ۳+۳ شاید ۱۰۰  نوشته  توشای سراوانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب ۳+۳ شاید ۱۰۰

کتاب ۳+۳ شاید ۱۰۰ نوشته توشای سراوانی است. این رمان با زبانی ساده و خوش‌خوان ماجرای پسر جوانی را روایت می‌کند که نتوانسته است مانند دیگران زندگی کند.

درباره کتاب ۳+۳ شاید ۱۰۰

سیاوش پسر جوانی است که مادر پدرش او را به مادربزرگش سپرده‌اند در نه سالگی مادربزرگش می‌میرد، دوسال در خرابه‌های پایین شهر زندگی می‌کند اما پلیس او را دستگیر می‌کند و به پرورشگاه می‌برد، سیاوش که می‌داند مانند کودکان دیگر حمایت مالی و عاطفی ندارد تصمیم می‌گیرد خودش زندگی‌اش را بسازد. سیاوش با دختر جوانی به اسم منیژه آشنا می‌شود و با هم نامزد می‌کنند. اما مشکلاتی در زندگی سیاوش همه معادلات را به هم می‌ریزد. این داستان روایتی خوش ساخت از زندگی و حوادثی است که در زندگی روزمره امکان تجربه‌اش برای همه نیست پس خواننده تا پایان با داستان همراه می‌شود.

خواندن کتاب ۳+۳ شاید ۱۰۰ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب ۳+۳ شاید ۱۰۰

با ریختن پلیس‌ها اکثر مهمان‌ها که یا دانشجوهای سابق سیاوش بودن و یا دختر پسرهایی که در این مدت با آن‌ها آشنا شده بودند فرار کردن و هرچه مدرک جرم بود را سیاوش و بهرام و سام از بین بردند. پلیس صاحب‌منزل یا همان سیاوش را دستگیر کرد به همراه بهرام و سام. سام از کلانتری با پدرش تماس گرفت و ماجرا را گفت و برعکس تصور، پدر سام آمد و هم از آن‌ها دفاع کرد و هم از نفوذش استفاده نمود و آن‌ها را آزاد کرد. این اقدام برای هر سه تایشان مایه تعجب شد. پدر سام خوشحال بود که کار به‌جای باریکی کشیده نشد. از کلانتری که بیرون آمدند راننده درب عقب ماشین بنز پدر سام را باز کرد که سوار شود ولی پدر سام اشاره کرد به سام که او هم بیاید. سام بدجوری ته دلش خالی شد و فهمید این آرامش قبل از طوفان است. پدرش را نگاه کرد که این دفعه به‌طور تحکم‌آمیز پدرش به سام فهماند که سوار شود. سام حتی فرصت خداحافظی از سیاوش و بهرام را نداشت. به‌محض سوارشدن خود پدر سام در ماشین را محکم بست و با خشم رو به سیاوش و بهرام کرد و گفت: با شما دوتا هستم اگر یک‌دفعه دیگه بفهمم با سام در ارتباط بودین کاری می‌کنم که؛ با انگشت اشاره به سیاوش نشانه رفت و ادامه داد تو زیر بته‌ای؛ و انگشتش را همان‌طوری که بالا و پایین می‌رفت به‌طرف بهرام نشانه رفت و تو بچه‌گدا بقیه عمرتون رو شب و روز فکر کنید کی بودین و کی هستین. کاری می‌کنم که حتی ادرارکردن از یادتون بره و به راننده گفت بریم. راننده‌اش در ماشین را دوباره باز کرد و پدر سام می‌خواست سوار شود که بهرام به‌طور تهاجمی رفت جلو و گفت: ببین حاجی پولدار! خیلی بی‌ادبی اگه چیزی بهت نمی‌گم فقط به‌خاطر سامه.

و پدر سام با لبخندی تمسخرآمیز و نگاه‌های حقیرانه به سیاوش و بهرام سوار شد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷۴)
رمز دوم ندارم حیف😞
۱۳۹۹/۰۱/۱۱

قشنگ بود اما قسمتهای پر استرس و تلخ داشت و پایانش هم میتونست ادامه دار باشه ولی اینم بگم که ی درسهایت خوبی به آدم میداد که همیشه فکر نکنیم اون که درمقابل بدرفتاری پرخاش نمی کنه و خودخوری میکنه

- بیشتر
§A¥
۱۳۹۹/۰۲/۳۱

به حدی غرق خوندن شدم که ساعت سه بعد از ظهر نشستم تا صبح بعد ساعت۵! حوادثش به حدی واضح و روشنه توصیف شده بود که انگار منم تمام مدت همراه این سه نفر بودم حالات روحیم با اونا عوض

- بیشتر
Dayana
۱۳۹۹/۱۰/۱۲

خیلی رمان فوق العاده بود البته باید اعتراف کنم اوایل خیلی از جنس رمانش خوشم نیومد و بنظرم اومد از رمان های مورد علاقم فاصله داره اما بعدا به شدت جذبش شدم و نتونستم رهاش کنم من با شخصیت سام

- بیشتر
محمد متین کرامتی
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

خیییلی عالی بود من حتی شبا تا صبح میخوندمش ولی تهش خیلی یهویی تموم شد

🍀.MINA.🍀
۱۳۹۹/۰۲/۰۲

زیبا بود!!

Mojgan Khoddam
۱۳۹۹/۰۱/۱۷

بر عکس جلد و اسم زیباش اصلا خوشم نیومد بی ذوق و بی احساس بود😡

shab
۱۳۹۹/۰۳/۱۷

آنچنان رمان حرفه ای نبود اصلا پایان درستی نداشت در کل میتونست خیلی بهترباشه فقط در مورد موضوعش که رفاقت عمیق سه تا مرد جوون بود رو دوست داشتم

šâřâ
۱۳۹۹/۰۵/۰۵

این کتاب واقعان عالی بود حتمان اگر وقت دارید این کتاب رو بخونید من این کتاب را تو سه روز خونم خیلی خیلی جذاب بود . من از این نویسندش یه درخواست دارم ، لطفان از این نوع کتاب ها

- بیشتر
Melisa
۱۳۹۹/۰۴/۳۰

داستان خوبی بود اما پایانش میتونست بهتر باشه

شازده کوچولو
۱۳۹۹/۰۴/۳۱

خیلی خوب بود متفاوت بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۴)
بهرام با کنجکاوی نوع سیگارکشیدن سیاوش را نگاه کرد و با خودش گفت که او چند روزی بیش نیست که سیگاری شده است. روبه سیاوش کرد و گفت: هنوز تازه‌کاری هه! حداقل مردونشو بخر
Asal
رویای او شاید فقط گفتن و شنیده‌شدن بود!
Asal
خیلی وقت‌ها احساس می‌کنیم خودمان را خوب می‌شناسیم اما از همه بیشتر با خودمان بیگانه‌ایم.
Aisan
کوچه با انبوهی از درختان بلند درهم‌تنیده شده مانع تابش آفتاب تابستان بود. به روی صورت سنگ‌فرش‌هایش تنها صدای آوازخوانی گنجشک‌ها و بلبل‌ها به‌گوش می‌رسید.
arezo
برای خیلی از آدم‌ها در کار بودنت است که معنای در بار بودنت را می‌دهد
هنک
ترس از لرد هم قشنگه و باعث میشه آدم یادش بیاد که آدم هست و خیلی ضعیفه که از پارس یک سگ هم می‌ترسه و جا می‌زنه و گرنه ما که زبونمون زیادی درازه، مهم پای عمله.
Z.SH
خیلی وقت‌ها احساس می‌کنیم خودمان را خوب می‌شناسیم اما از همه بیشتر با خودمان بیگانه‌ایم.
Dayana
آدم باید خودش به خودش احترام بذاره.
alaa
سام با حرص گفت نه و یک زور محکم زد و داد زد: اِ باز شد و با خنده‌ای تمسخرآمیز ادامه داد: اگه تا یک دقیقه دیگه روشنش نکنی از صدای این جونوورا کلاً خل می‌شم. چه مرگشونه انقدر می‌خونن؟! بهرام نگاهی به سام انداخت و هولش داد طرف ماشین و گفت: برو سوار شو جا نمونی. جک جوونورای محله شمان و مثل تو پرحرفن. سام از روی کاپوت ماشین پرید آن‌طرف ماشین و سوار شد.
Mojgan Khoddam
خیلی وقت‌ها احساس می‌کنیم خودمان را خوب می‌شناسیم اما از همه بیشتر با خودمان بیگانه‌ایم
🍀.MINA.🍀

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۴۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۲۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۳۵۶-۸۱۶-۷
تعداد صفحات۳۴۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۲۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۳۵۶-۸۱۶-۷