سام با حرص گفت نه و یک زور محکم زد و داد زد:
اِ باز شد
و با خندهای تمسخرآمیز ادامه داد:
اگه تا یک دقیقه دیگه روشنش نکنی از صدای این جونوورا کلاً خل میشم. چه مرگشونه انقدر میخونن؟!
بهرام نگاهی به سام انداخت و هولش داد طرف ماشین و گفت:
برو سوار شو جا نمونی. جک جوونورای محله شمان و مثل تو پرحرفن.
سام از روی کاپوت ماشین پرید آنطرف ماشین و سوار شد.