این...
۴٫۱از ۱۷ نظر

دانلود کتاب این...

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۴٫۱از ۱۷ نظر
۴٫۱از ۱۷ نظر
۴٫۱از ۱۷ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب این...

کتاب این نوشته محمد هادی خوشگو مجموعه داستانی است که توسط نشر آبارون چاپ شده. نویسنده در تمام داستان‌ها اصل ساده‌نویسی را برای خودش اولویت قرار داده است و داستان‌هایی ساده در عین‌حال پرکشش نوشته است.

درباره کتاب این...

نویسنده با سابقه بیش از بیست سال فعالیت در صدا و سیما  اصولی را مبنای نوشتن قرار داده‌ است. خلاقیت در انجام هر کاری خوب است. حتی اندکش، نباید لقمه را جوید و در دهان مخاطب گذاشت. باید مهلت داد تا خودش تصمیم بگیرد، تفسیر کند و پازلها را کنار هم بچیند. ساده نوشتن و ساده ساختن با ساده‌انگاری متفاوت است. وقت و زندگی مخاطب ارزش دارد. باید سرعت و ضربآهنگ ماجراها را به درستی تنظیم کرد. باید راست گفت یا حداقل نباید دروغ گفت! محمد هادی خوشگو در کتاب این سعی کرده است تمام این ویژگی‌ها را رعایت کند.

خواندن کتاب این را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
صبا
۱۳۹۹/۰۶/۳۰

داستانهای کوتاه با ژانرهای مختلف

به امید آینده
۱۳۹۸/۱۱/۲۲

داستان این مادران خیلی حس نوستالوژیک داشت. اما در مجموع غیر از داستان این هندوانه ها، فضای بقیه داستان ها کمی تلخ است.

panah
۱۳۹۹/۰۶/۲۶

داستان ها فضاسازیشون خوبه و تنوع شون هم. اما من یه انتقاد داشتم که قبل از اینکه اینجا مطرح کنم هم تو قسمت درخواست کتاب و اینیستا گفتم اما هیچ توجهی نشد. آیا این درسته که بعد از گذشت چند

- بیشتر
Mohsen
۱۳۹۹/۰۶/۱۹

تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست

بی نام
۱۳۹۸/۱۲/۰۸

اکثر داستان ها خیلی تصویری هستند و فضا کاملا در ذهن مخاطب شکل می گیرد. باید داستان ها را سر فرصت خواند، وگرنه کمی گیج کننده هستند. مثلا کمی طول می کشد تا خواننده به نوع روایت این مادران آگاه شود.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۵)
- ببین اول اینکه تو می‌تونی اندازهٔ یک گاو قوی باشی. دوم اینکه یک سِمَت کله گندهٔ مدیریتی داشته باشی. سومی‌اش هم اینکه هیچ‌کس نتونه تو رو ببینه، یک جورایی نامریی باشی... هر کدوم از اینها رو که اول خواستی، بیست و چهار ساعت بهت اعطا می‌شه، اگر خوشت اومد که دیگه برای همیشه مال خودته، اگر نه هم که اون یکی‌ها رو انتخاب می‌کنی.
به امید آینده
- فرشتهٔ فرشته که نه! یک جورایی بیشتر مباشر ملِک آرزوهام. دستم تا یک حدی بازه. می‌فهمی؟
به امید آینده
- حیوون قحطی بود؟ نمی‌شه زور شیر باشه یا مثلاً ببری، فیلی چیزی؟! - نه آقا جون. گاوش هر گاوی نیست که. این گاوای اسپانیایی رو دیدی یک شهرو به هم می‌ریزن، سی نفر هم جلودارشون نیستند. از اون گاواس!
به امید آینده
- تو خیلی غلط می‌کنی! تو چی کارهٔ مملکتی؟ مگه مملکت قانون نداره؟ پس ما اینجا چی کاره‌ایم؟ - شما که آخه تو اتوبوس نبودین... - بعدش که می‌شد شکایت کرد و ما پیگیر بشیم. - والله ما سر کار خودمون یک حشمت نامی داریم هی زور می‌گه... صد دفعه ازش شکایت کردیم؛ تا حالا هیچ کس حالمون رو هم نپرسیده!
بی نام
پسر جان! آبروی منو حفظ کنی. کلهٔ بچه‌های مردمو خراب نکنی... هنوز هم که کامل اوستا نشدی... اصلاً کلهٔ همه رو با چهار بزن بره، از نظر بهداشتی هم بهتره. فهمیدی؟!
بی نام
وقتی مرگ در خانهٔ کسی را می‌زند، می‌توان آن را در حدقهٔ چشمان فرد رو به موت دید. چشم‌ها سرد و بی‌فروغ در گودخانهٔ حدقه می‌نشینند و مردمک چشم کوچک و کبود می‌شود
بی نام
متهم به نام "ذبیح پشت‌چاهی" سی ساله، کارگر سادهٔ کارگاه تفکیک زباله‌های خشک و تر با صد و شصت و پنج سانتی‌متر قد و پنجاه و هشت کیلو وزن، "همایون بالاپور" بیست و چهار ساله را که با صد و هشتاد و هشت سانتی‌متر قد و صد و شانزده کیلوگرم وزن قهرمان بدن‌سازی دنیاست به شدت کتک زده است! همایون بالاپور فعلاً در بیمارستان بستری بوده و بیهوش است. هشت دندان و گونهٔ چپ او شکسته و لبانش کاملاً پاره شده است.
mhla
- رعنا! امسال زیاد سیر بذار تو سرکه، اصلاً چند تا شیشه بذار برای هفت سال دیگه...
بی نام
تازه یک هفته است که مدیر ارشد بر مسند جدید تکیه زده است. او همیشه عنایات خدا را پشتیبان خود می‌داند. چهل سال پیش در روستای آنها چه کسی فکر می‌کرد که این پسرک نُه ساله با آن کت و شلوار که همیشه به تنش زار می‌زد، مدیر ارشد مملکت شود!
بی نام
راننده و سرمحافظِ مدیر ارشد هاج و واج همدیگر را نگاه می‌کنند. تا به حال در هیچ کلاس آموزشی به آنها نگفته‌اند، اگر کسی که از جانش محافظت می‌کنید، هوس خرید هندوانه به سرش زد، تکلیف چیست؟
بی نام

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۳۴ صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۰/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۲۰۵۱۴-۶
تعداد صفحات۱۳۴صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۰/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۲۰۵۱۴-۶