با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
خانواده‌ی آقای چرخشی

دانلود و خرید کتاب خانواده‌ی آقای چرخشی

۴٫۲ از ۸۴ نظر
۴٫۲ از ۸۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب خانواده‌ی آقای چرخشی  نوشته  طاهره ایبُد  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب خانواده‌ی آقای چرخشی

خانواده‌ی آقای چرخشی داستانی فانتزی و طنز نوشته طاهره ایبُد درباره ماجراهایی است که در یک خانواده به اسم خانواده چرخشی اتفاق می‌افتد. این کتاب در سال ۲۰۰۵ در فهرست کتاب‌های منتخب کتابخانه بین المللی مونیخ آلمان قرار گرفت و تا به حال موفقیت‌هایی در مسابقات ادبی کسب کرده و جوایزی دریافت کرده است. دریافت جایزه از پنجمین دوره کتاب سال شهید غنی‌پور هم از جمله موفقیت‌های این کتاب است. 

خلاصه کتاب خانواده آقای چرخشی

پدر خانواده کم کم موهایش شروع به ریختن می‌کند و ذره ذره کچل می‌شود. با همه تلاش‌هایی که پدر برای جلوگیری از ریزش موهایش می‌کند روزی آخرین تار مویش هم می‌افتد و کاملا تاس می‌شود؛ اما اتفاق عجیب و خوشایندی می‌افتد. بعد از یک دوره خارش شدید که پدر هی دور خودش می‌چرخد و کله‌اش را می‌خاراند، یکهو تبدیل به یک نابغه می‌شود و با هر خارش سر و چرخشی، فکر جدیدی برای اختراعی جدید به ذهنش می‌رسد و ماجراهای خانواده چرخشی از این‌جا شروع می‌شود.

خواندن کتاب خانواده آقای چرخشی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این داستان برای گروه سنی ج نوشته شده است. 

درباره طاهره ایبد

طاهره ایبد متولد ۱۳۴۲ شیراز است او از سال ۱۳۶۱ در کانون پرورش فکری، حوزه هنری، سازمان تبلیغات اسلامی، انتشارات سروش و روزنامه آفتابگردان فعالیت ادبی داشته است. نخستین داستان ایبد با نام صالح در سال ۱۳۶۲ در کانون منتشر شد. او داستان‌هایی هم در زمینه دفاع مقدس دارد و از نویسندگان خوب این حوزه است. 

برخی از آثار طاهره ایبد عبارتند از :

صالح، شیشه‌های شکسته، خروس جنگی، باغچه توی گلدان، چهل پنجرۀ: گزیدۀ ادبیات معاصر، آخرین نامه، ماه من ماه او و دور گردون.

 جملاتی از کتاب خانواده آقای چرخشی

ناگهان کله‌اش که مثل کف دست صافِ صاف شده بود و مثل نورافکن برق می‌زد، به خارش افتاد و خارید و خارید و بابام هی چرخید و چرخید و هی سرش را خاراند و خاراند تا کله‌اش مثل لبو شد. از آن به بعد هر وقت که کله‌ی بابام می‌خارید و او راه می‌رفت و می‌چرخید و کله‌اش را می‌خاراند، فکرِ بکری به ذهنش می‌رسید و بلافاصله مشغول می‌شد تا فکرش را عملی کند.

کم‌کم همسایه‌ها هم از موضوع باخبر شدند و آمدند که از فکرهای بکر و اختراع‌های بابام که نتیجه‌ی خارش و چرخشش بود، استفاده کنند و این شد که بابام شد آقای چرخشی و مامان هم، مامان چرخشی و خواهرم، چرخان و من هم چرخون.



نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵۶)
کاربر ۱۴۵۱۲۳۶
۱۳۹۸/۱۲/۲۰

عالی خیلی خوبه پنج ستاره هم کم شه واقعا خنده داره❤❤❤

soroush 1756
۱۳۹۹/۰۶/۱۲

داستان هایی جذاب، طنز و عالی

#مریم
۱۳۹۹/۰۷/۱۰

خیلی خوبه من نسخه چاپیش رو خوندم

🌾🌻🎻☕🍭🥧📖
۱۳۹۹/۰۹/۰۱

عالی بود. خیلی طنز بود. واقعا ازش خوشم اومد دستتون درد نکنه🥰🥰🥰😍😍😍🤩😘😘

Somayeh Aminpour
۱۳۹۹/۰۷/۲۹

کتابی طنز و فوق العاده زیبا و همینطور خارق‌العاده 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 و همینطور پر از خیال پردازی 💛💛💛

hana
۱۳۹۸/۱۲/۲۱

من این کتاب رو چندبار خوندم ،محشره،پیشنهاد میکنم که بخونینش

Tiam266
۱۳۹۹/۰۳/۰۹

فوق العاده عااااالی بود👌👍 من عاشق اون اختراعی شدم که دروس بچه ها رو میکرد تو مغزشون💆 بعدش خیلی بامزه شد!!👻😂😊 حتما بخونید✊

Mojgan Khoddam
۱۳۹۹/۰۱/۱۷

طنز و داستان پردازی بسیار زیبا بود👏👏👏👏

ⓖⓗⓐⓩⓐⓛ
۱۳۹۹/۰۳/۰۴

خنده دار و جالب بود

کاربر ۲۱۳۱۹۰۸
۱۳۹۹/۰۷/۲۹

واقعاً عالیه من نسخه چاپی شو دارم خیلی جذابه

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۰۸ صفحه
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۰۱
تعداد صفحات۱۰۸صفحه
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۰۱