با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پی پی به کشتی می‌رود (جلد دوم)

دانلود و خرید کتاب پی پی به کشتی می‌رود (جلد دوم)

۴٫۰ از ۸ نظر
۴٫۰ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پی پی به کشتی می‌رود (جلد دوم)  نوشته  آسترید لیندگرن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پی پی به کشتی می‌رود (جلد دوم)

پی‌پی دخترک موقرمز شادی است که آسترید لیندگرن نویسنده سوئدی آن را خلق کرده است. او از همه آدم‌های روی زمین قوی‌تر است. «پی‌پی به کشتی می‌رود» دومین جلد از مجموعه داستان‌های پی‌پی است که در سال ۱۹۵۰ منتشر شد و بعدها به چندین زبان دیگر ترجمه شد. آسترید لیندگرن اولین نویسندهٔ کتاب کودکان است که جایزهٔ صلح اتحادیه آلمانی کتاب را به خود اختصاص داد (۱۹۷۹). همچنین او در سال ۱۹۵۸ برندهٔ مدال هانس کریستیان آندرسن، بزرگ‌ترین جایزهٔ بین‌المللی در حوزهٔ ادبیات کودکان شد. پی‌پی در یک باغ سبز و پر از درخت در یک خانه قدیمی تنها زندگی می‌کند. او ۹ ساله است و پدرو مادر ندارد و البته از این بابت گله‌ای هم ندارد چون می‌تواند تا هروقت دلش خواست بازی کند و کسی هم به او نمی گوید که باید بخوابد یا ... مادر پی‌پی پس از تولد او مرده و پدرش هم که ناخدای یک کشتی بود، در دریا غرق شده است. او در فضایی که دارد و با موقعیت و شخصیتی که دارد خالق ماجراهای هیجان انگیزی می‌شود که برای کودکان بسیار جذاب است:  «روز بهاری قشنگی بود. آفتاب می‌درخشید، پرنده‌ها آواز می‌خواندند و برف‌ها کم‌کم آب می‌شدند و جوی‌ها و نهرها را پر از آب می‌کردند. تامی و آنیکا جست‌وخیزکنان به خانهٔ پی‌پی آمدند. تامی دو حبه قند برای اسب آورده بود. تامی و آنیکا همیشه قبل از آنکه وارد خانه بشوند و پی‌پی را ببینند، چند لحظه در ایوان می‌ایستادند و اسب را نوازش می‌کردند. وقتی آن‌ها وارد خانه شدند، دیدند که پی‌پی هنوز خواب است. پاهای پی‌پی روی بالش و سرش در طرف دیگر تخت، زیر لحاف بود. او همیشه این‌طور می‌خوابید. آنیکا شست پای پی‌پی را نیشگون گرفت و گفت: «بیدار شو!»میمون کوچولوی پی‌پی، قبل از او بیدار شده و روی چراغی نشسته بود که از سقف آویزان بود.  چیزی نگذشت که لحاف روی تخت تکان خورد و ناگهان کله‌ای با موهای سرخ، از زیر آن بیرون آمد. پی‌پی چشم‌های روشنش را باز کرد و با خنده گفت: «اوه، تویی! داشتم خواب پدرم را می‌دیدم، سلطان آدمخوارها! می‌خواست بداند که پاهایم میخچه زده‌اند یا نه.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵)
elaheh
۱۳۹۹/۰۵/۰۹

این کتاب فوق العادست😍😍 سریالشم خیلی جذابه

عزیزی
۱۳۹۹/۰۹/۰۶

در جذابیت و خلاقیت خود داستان که شکی نیست. دختر من تا هر شب یک فصل از کتاب رو براش نخونم، نمیخوابه. داستان دختر خیلی خیلی خاصی که تنها و با یک چمدون سکه طلا و یک میمون و یک

- بیشتر
حنانه
۱۴۰۰/۰۳/۱۶

عالی بود

فاطمه
۱۴۰۰/۰۳/۲۸

این کتاب خیلی عالیه توصیه میکنم این کتاب رو بخونید من خوندم چیز های خیلی خوب ، آموزنده و زیادی یاد گرفتم خیلی از نویسندش تشکر میکنم و تشکر از شما که این کتاب رو میخونید ممنون

🌸Zahra🌸
۱۴۰۰/۰۳/۳۱

داستان عالی هستش من درحالی که خیلی تخیل قوی دارم در بیشتر کارها واقعیت رو اولویت قرار میدم ولی این دختر قانون من رو زیر سوال برد و بعد از خوندن این داستان واقعا یکم عوض شدم😍😍😅😅 شاید لازم باشه گاهی

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴)
من یک دنیا حرف و کلمه بلدم. فریدولف، دستیار پدرم در کشتی، یک دنیا چیز یادم داده است. تازه، این را هم می‌دانم که وقتی حرف و کلمه کم می‌آورید، می‌توانید کمبودتان را با عددها جبران کنید. البته که می‌توانم بنویسم!
🌈helena💖
تامی، آنیکا و پی‌پی روی پله‌های ایوان نشستند و پی‌پی در پاکت نامه را پاره کرد. تامی و آنیکا از روی شانه‌های پی‌پی، نامه را می‌خواندند. در آن نامه نوشته شده بود: پی‌پی ازیز خدا کند مریز نباشی خیلی بد است که مریز باشی هال من خوب است هوا هم بد نیس گوش کن دی‌روز تیمی یک موش گنده کوشت دووست تو پی‌پی پی‌پی با خوشحالی گفت: «اوه، تامی! نامه من درست مثل نامه‌ای است که تو دیروز به مادربزرگت نوشتی. پس معلوم می‌شود که نامهٔ خوبی است. من تا آخر عمرم این نامه را نگه می‌دارم.» او نامه را داخل پاکتش گذاشت و آن را داخل یکی از کشوهای کوچک قفسه‌ای انداخت که در اتاق پذیرایی قرار داشت. در این دنیا، کمتر چیزی وجود داشت که به اندازهٔ اشیا و وسایل داخل آن قفسه برای تامی و آنیکا جالب باشد.
شادی ربیعی
تامی، آنیکا و پی‌پی روی پله‌های ایوان نشستند و پی‌پی در پاکت نامه را پاره کرد. تامی و آنیکا از روی شانه‌های پی‌پی، نامه را می‌خواندند. در آن نامه نوشته شده بود: پی‌پی ازیز خدا کند مریز نباشی خیلی بد است که مریز باشی هال من خوب است هوا هم بد نیس گوش کن دی‌روز تیمی یک موش گنده کوشت دووست تو پی‌پی پی‌پی با خوشحالی گفت: «اوه، تامی! نامه من درست مثل نامه‌ای است که تو دیروز به مادربزرگت نوشتی. پس معلوم می‌شود که نامهٔ خوبی است. من تا آخر عمرم این نامه را نگه می‌دارم.» او نامه را داخل پاکتش گذاشت و آن را داخل یکی از کشوهای کوچک قفسه‌ای انداخت که در اتاق پذیرایی قرار داشت. در این دنیا، کمتر چیزی وجود داشت که به اندازهٔ اشیا و وسایل داخل آن قفسه برای تامی و آنیکا جالب باشد.
شادی ربیعی
باید با حیوان‌ها مهربان باشیم،
کاربر ۲۹۲۸۳۷۶

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۹۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۶,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
شابک۹۷۸۶۰۰۰۸۰۴۳۹۸
تعداد صفحات۱۹۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۶,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
شابک۹۷۸۶۰۰۰۸۰۴۳۹۸