با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
حتی یک شاخه گل

دانلود و خرید کتاب حتی یک شاخه گل

خاطراتی از زندگی شهید حسن مصطفوی

۴٫۹ از ۸ نظر
۴٫۹ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب حتی یک شاخه گل  نوشته  احمد ایزدی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب حتی یک شاخه گل

در کتاب حتی یک شاخه گل، خاطراتی از زندگی شهید حسن مصطفوی از شهدای اصناف و بازار را به قلم احمد ایزدی بخوانید.

درباره شهید حسن مصطفوی

شهید حاج حسن مصطفوی در عید قربان ۱۳۲۵ در شهر کرمان متولد شد. تا دوره متوسطه درس خواند و در در کسوت پارچه‌فروش و بزاز در بازار مشغول به کار شد. در سال ۱۳۴۹با معصومه کرمانی ازدواج کرد که دو دختر و سه پسر ثمرهٔ آن بود. او در مبارزه با مفاسد اخلاقی و اجتماعی شرکت داشت و از برنامه ریزان ترور رئیس ساواک کرمان بود. در مهر ماه ۱۳۵۴ دستگیر و محکوم به اعدام شد؛ اما حکم اعدام به پانزده سال زندان تغییر کرد. در آذر ماه ۱۳۵۷ از زندان ازاد شد و در مبارزات انقلابی منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران شرکت کرد. پس از انقلاب در جهاد سازندگی و در مناطق محروم استان کرمان فعالیت و در ستاد رسیدگی به امور جنگ‌زدگان کار می‌کرد. عضو حزب جمهوری اسلامی و سرپرست دفتر روزنامه جمهوری اسلامی در استان کرمان بود. پس از شروع جنگ در جبهه‌های نبرد حضور یافت و در عملیات بدر در اسفندماه ۱۳۶۳ به شهادت رسید و پیکرش بعد از سیزده سال در ۱۳۷۶ بازگشت و پس از تششیع در گل‌زار شهدای کرمان به آغوش خاک رفت.

جملاتی از کتاب حتی یک شاخه گل

تا مدت‌ها ممنوع الملاقات بود و کسی از سرنوشتش خبر نداشت. بعد از چند ماه اعلام کردند فقط اقوام درجه یک می‌توانند با او ملاقات کنند. خواهرش کسالت داشت و نمی‌توانست به طور مداوم به ملاقات برود. برادرانش هم که مدام زیر نظر ساواک بودند. من از همان ابتدا خودم را به جای خواهرش به زندان معرفی کردم و تا روز آخر پیام‌رسان محیط بیرون به داخل زندان بودم.

ساواک هیچ‌گاه متوجه نشد من همسر برادر حاج حسن هستم. رژیم آن‌قدر زندانی‌ها را شکنجه کرده بود که تاب و توان را از همه‌شان ببرد، اما نتوانسته بود. عمداً زندانی‌ها را بدون فرستادن به دادگاه در زندان نگه می‌داشتند تا شکنجه‌شان کنند. زندانی‌ها برای این‌که رژیم را مجبور کنند آن‌ها را به دادگاه بفرستد، اعتصاب غذا کردند. هر چند دادگاه رژیم کاملاً فرمایشی و مجری دستورات ساواک بود، اما با رفتن به دادگاه و برگزاری جلسات محاکمه، کمی از فشار شکنجه‌های وحشیانهٔ ساواک کاسته می‌شد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
حسینی
۱۳۹۸/۱۱/۱۹

زیبا و دلنشین بود. درسته بعضی از شهدا در شهرت داشتن,گمنام هستن ولی خاطرات بسیار زیبایی دارن.همیشه که نباید فقط خاطرات شهدای شاخص رو خوند.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
باید ایمان قوی باشد. اگر ایمان قوی باشد، انسان به خاطر خدا هر درد و شکنجه‌ای را تحمل می‌کند.»
ZAHRA.AKRAMI
إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یجعَل لَکم فُرقانًا کسی که تقوا داشته باشد، در فراز و نشیب زندگی دچار گمراهی نمی‌شود.
ZAHRA.AKRAMI
وقتی می‌خواست خانه بخرد، با این‌که توان و تمکن مالی خرید خانه در محله‌های بالا شهر را داشت، این کار را نکرد. آمد در محله‌ای خانه خرید که تقریباً همهٔ ساکنانش فقیر و از قشر مستضعف و سختی کشیده بودند. خودش در این خصوص می‌گفت: «باید جایی زندگی کنم که همسایه و هم‌نشین نیازمندان باشم. انسان وقتی هم‌نشین مستضعفین باشد و با آن‌ها رفت و آمد کند، به یاد آن‌ها خواهد بود. وقتی در محله‌ای باشم که همهٔ ساکنینش مرفه و پول‌دارند، به طور طبیعی فقرا از یادم خواهند رفت. من نمی‌خواهم برای لحظه‌ای فقرا و نیازمندان را فراموش کنم.»
mb

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۱۱ صفحه
نوع فایلEPUB
تعداد صفحات۱۱۱صفحه
نوع فایلEPUB