معرفی و دانلود کتاب رجز یک پیشمرگ + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب رجز یک پیشمرگsubscriptionAvailable

کتاب رجز یک پیشمرگ

خاطراتی از زندگی سردار شهید داریوش چاپاری

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
جعفر کچویی
انتشارات: 
فاتحان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رجز یک پیشمرگ

رجز یک پیشمرگ، خاطراتی از زندگی سردار شهید داریوش چاپاری به قلم جعفر کچویی است.

خلاصه کتاب رجز یک پیشمرگ

در این کتاب خاطراتی از دوستان، نزدیکان و همرزمان شهید داریوش بابایی را درباره این شهید بزرگوار می خوانید.

شهید داریوش چاپاری، مبارز انقلابی در ۱۸ شهریور ۱۳۲۸ هجری شمسی در سنندج به دنیا آمد و در در صبحگاه مورخهٔ ۱۳۸۴/۰۹/۲۶ در محلهٔ «فیض‌آباد سنندج» به‌دست عوامل استکبار جهانی ترور شد و به فوز عظمای شهادت نائل گردید.

خواندن کتاب رجز یک پیشمرگ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

علاقه‌مندان به کتاب های زندگی نامه‌ای به ویژه زندگی‌نامه شهدا این کتاب را بخوانند.

جملاتی از کتاب رجز یک پیشمرگ

صبح روز ۱۳۵۹/۰۳/۰۸ مامو رحیم احمدی؛ فرماندهٔ سازمان پیشمرگان کرد مسلمان شاخهٔ سنندج، با داریوش چاپاری؛ فرمانده عملیات سازمان، جلسه‌ای را ترتیب داده و در حال گفت و گو بودند.

مامو رحیم گفت: «کومله‌های ملعون در ارتفاعات جادهٔ مواصلاتی کامیاران به سنندج و ارتفاعات کرمانشاه به سنندج، موضع گرفته و مسیر گردنهٔ مروارید را به‌طور کامل مسدود کرده‌اند. آن‌ها با استقرار کمین‌گاه‌های متعدد، مانع عبور و مرور در این جادهٔ بسیار مهم مواصلاتی شده‌اند. باید هرچه زودتر برای آزادسازی و پاکسازی این ارتفاعات به گردنهٔ مروارید اعزام بشین. ضمناً با یگان‌هایی از سپاه پاسداران و برادران ارتشی نیز هماهنگ شده که در حال اعزام نیرو به همین منطقه‌اند.»

صبح روز بعد داریوش و چهل نفر از دلیرمردان پیشمرگ مسلمان، سوار بر کامیون‌های باری و کمپرسی به‌سمت مقصد حرکت کردند.

چهار دستگاه وانت سیمرغ که پشت کابین راننده‌شان یک تیربار کالیبر پنجاه مستقر شده بود، پیشاپیش و همچنین عقب ستون، کامیون‌های حامل پیشمرگان در حرکت بود.

یک ستون از نیروهای ارتشی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز به‌سمت گردنهٔ مروارید رهسپار شدند.

داریوش و نیروهای همراهش به موقعیت مناسبی رسیدند و نزدیک منطقهٔ عملیاتی مستقر گردیدند. وی یگان تحت امر خود را به هشت گروه پنج نفره تقسیم کرد و برای هر گروه نیز یک فرمانده تعیین کرد. سپس با انجام هماهنگی‌های لازم، مقرّر شد که به عنوان پیش‌قراولان نیروهای انقلابی، حرکت به‌سمت مواضع نیروهای کومله را آغاز نمایند، اما ناگهان صدای شلیک تیربار گرینف و تیربار دوشکا در فضای کوهستان طنین‌افکن شد و به دنبال آن، حجم عظیمی از رگبار گلوله از پشت تخته سنگ‌های موجود در دامنه به‌سمت نیروهای انقلابی روانه گردید.

داریوش و نیروهای پیشمرگ، فوراً خود را روی زمین انداخته به‌حالت سینه‌خیز به‌سمت دامنه در حاشیهٔ جاده رفتنند و خود را از شر شلیک بی‌امان تیربارهای ضدانقلابیون مصون داشتند.

در جناح چپ، یک پل قرار داشت که روی شیار واقع گردیده بود و دو دستگاه کامیون گاز و زیل نظامی که حامل نیروهای ارتش بود در این حملهٔ ناگهانی دشمن مورد اصابت قرار گرفت و پس از گذر از پل متوقف شد. تعدادی از سربازها و درجه‌دارها که سوار آن بودند، شهید و عده‌ای نیز به‌شدت مجروح شدند. باقیماندهٔ افراد نیز پایین پریده و درون جان‌پناه‌های موجود در اطراف جاده، زیر رگبار گلوله‌ها زمین‌گیر شدند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رجز یک پیشمرگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابرجز یک پیشمرگ
عنوان دیگرخاطراتی از زندگی سردار شهید داریوش چاپاری
موضوعدفاع مقدس، خاطرات
نویسندهجعفر کچویی
انتشاراتفاتحان
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۸۷ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۷۴۹۶۶۸۸
تعداد صفحه‌ها۱۸۰ صفحه
قیمت کتاب۴۳۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۲۶۹۹۷۵۵
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۱

بد نبود

۰

بریده‌هایی از کتاب

هادیجان
۳
«سپاه دست خدا و پیشمرگان مسلمان کرد، دست رسول خدا هستند.»
همای رحمت
۳
خداوندا، تو خود شاهدی که من تعهدم را به آئین سعادت‌آفرین حضرت محمد رسول الله (ص) یعنی اسلام عزیز و قرآن کریم و همچنین انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران و نیز به سلالهٔ پاک نبی اکرم و مقتدا و رهبر عزیزتر از جانم حضرت امام خمینی و شهدا و جانبازان سرافراز با نثار همهٔ هستی خویش ارج نهادم و اثبات نمودم و تمام دردها و رنج‌های وارده در این راه را به جان خویش خریدم. پروردگارا از پیشگاه با عظمت تو استدعا دارم که همچنان مرا در این راه تا شهادت و فنا شدن در راهت ثابت‌قدم قرار دهی.
همای رحمت
۳
تو ای امام عزیزم! مطمئن باش که این فقیر حقیر و این عبد ذلیل خداوند، لحظه‌ای و آنی از راه نورانی تو که همانا راه جد بزرگوارت حضرت محمد رسول‌الله (ص) است غافل نخواهم شد که غفلت از حراست و پاسداری از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، خیانتی بس عظیم به مکتب سعادت آفرین اسلام و قرآن کریم و به گذشته و حال و آیندهٔ همهٔ بشریّت است.