معرفی و دانلود کتاب از سر تا شصت می‌شمارمت + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب از سر تا شصت می‌شمارمتsubscriptionAvailable

کتاب از سر تا شصت می‌شمارمت

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
یاسمن جم‌پوری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب از سر تا شصت می‌شمارمت

آخرین بازمانده از زندگی سگی مانکنی است خسته و کوفته که هر چه می‌رود نمی‌رسد تمام ویترین‌ها از او جلو زده‌اند موجودی دستهایش به آغوش زمین ته کشیده‌است انگار می‌خواهد به نبضی شلیک کند که جای خوابیدن هنوز بیدار است...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب از سر تا شصت می‌شمارمت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباز سر تا شصت می‌شمارمت
موضوعشعر نو، شعر معاصر
نویسندهیاسمن جم‌پوری
انتشاراتانتشارات اقلیما
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۲/۰۹/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۸۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۹۳۷۱۶۹۳
تعداد صفحه‌ها۶۴ صفحه
قیمت کتاب۳۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۴/۰۴

کتاب بیست و ششم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی برای شاعر آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم از ایشان کتاب های بهتری در آینده در طاقچه ببینیم ۱۲ بریده از کتاب به اشتراک گذاشتم برای دوستان

۱

بریده‌هایی از کتاب

مادربزرگ💝
۴۴
تقصیر من نیست که از خاطرم نمیروی
سیّد جواد
۱۵
همیشه قرارمان در خوابهای پریشان بود
مادربزرگ💝
۱۳
ما به جدایی هیچکس راضی نیستیم وقتی سینمای ایران اسکار میگیرد
سیّد جواد
۱۲
آخرین بازمانده از زندگی سگی مانکنی است خسته و کوفته که هر چه میرود نمیرسد تمام ویترین‌ها از او جلو زده‌اند
سیّد جواد
۹
آفت نمیزد مزرعه اگر مترسک داشت عشقبازی کار ما نبود من از لطیف ترین حسم با تو گفتم تو که لب نداشتی به جهنم که بر نمیگردی همه پرده‌ها را کشیده‌ام دهان خاطراتت را گل گرفته‌ام گمان نکن هنوز گیج بوسه‌های تو‌ام یا غذای یخ کرده میخورم همان بهتر که تمام خاطراتمان سوخته است
سوما
۳
پل روی تنت ایستاده باشد زیر پاهایت خالی شده است خودت دستهای خودت را میگیری دلت میخواهد پوستت آفتاب را بسوزاند ماه تو را بگیرد و زرد کند کبودی دور چشمهایت یکبار هم که شده وسط حرف دیوارها بپریم سیر کنار هم بمانیم و من کم حواس را فریاد بزنی کافی ست کمی‌سرت را برگردانی من و زندگی از خیر هم گذشته ایم...
پاییز بانو
۱
فکرش را بکن! صدای بهار که می‌آید زمستان چه ساده می‌میرد ماهی‌ها یکدیگر را دور می‌زنند و هفت سین خانه ما پر از جای خالی می‌شود بمانی یا بروی شقایق‌ها جشن می‌گیرند اینجا یاسمن هنوز درگیر پاییز است دستت را به باد نده بگذار تنهایی از کنارمان رد شود فقط چند ثانیه مانده تا یکدیگر را تحویل بگیریم