بهترین جملات زیبا و معروف از کتاب از سر تا شصت می‌شمارمت | طاقچه
تصویر جلد کتاب از سر تا شصت می‌شمارمت

بریده‌هایی از کتاب از سر تا شصت می‌شمارمت

دسته‌بندی:
امتیاز:
۲.۸از ۵ رأی
۲٫۸
(۵)
تقصیر من نیست که از خاطرم نمیروی
مادربزرگ💝
همیشه قرارمان در خوابهای پریشان بود
سیّد جواد
ما به جدایی هیچکس راضی نیستیم وقتی سینمای ایران اسکار میگیرد
مادربزرگ💝
آخرین بازمانده از زندگی سگی مانکنی است خسته و کوفته که هر چه میرود نمیرسد تمام ویترین‌ها از او جلو زده‌اند
سیّد جواد
آفت نمیزد مزرعه اگر مترسک داشت عشقبازی کار ما نبود من از لطیف ترین حسم با تو گفتم تو که لب نداشتی به جهنم که بر نمیگردی همه پرده‌ها را کشیده‌ام دهان خاطراتت را گل گرفته‌ام گمان نکن هنوز گیج بوسه‌های تو‌ام یا غذای یخ کرده میخورم همان بهتر که تمام خاطراتمان سوخته است
سیّد جواد
پل روی تنت ایستاده باشد زیر پاهایت خالی شده است خودت دستهای خودت را میگیری دلت میخواهد پوستت آفتاب را بسوزاند ماه تو را بگیرد و زرد کند کبودی دور چشمهایت یکبار هم که شده وسط حرف دیوارها بپریم سیر کنار هم بمانیم و من کم حواس را فریاد بزنی کافی ست کمی‌سرت را برگردانی من و زندگی از خیر هم گذشته ایم...
سوما

حجم

۲۸٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

حجم

۲۸٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

قیمت:
۳,۰۰۰
تومان