
کتاب از سر تا شصت میشمارمت
پدیدآورندگان:
یاسمن جمپوریانتشارات:
انتشارات اقلیما٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مادربزرگ💝
۴۴
تقصیر من نیست که از خاطرم نمیروی
سیّد جواد
۱۵
همیشه قرارمان در خوابهای پریشان بود
مادربزرگ💝
۱۳
ما به جدایی هیچکس راضی نیستیم
وقتی سینمای ایران اسکار میگیرد
سیّد جواد
۱۲
آخرین بازمانده از زندگی سگی
مانکنی است خسته و کوفته
که هر چه میرود نمیرسد
تمام ویترینها از او جلو زدهاند
سیّد جواد
۹
آفت نمیزد مزرعه اگر مترسک داشت
عشقبازی کار ما نبود
من از لطیف ترین حسم با تو گفتم
تو که لب نداشتی
به جهنم که بر نمیگردی
همه پردهها را کشیدهام
دهان خاطراتت را گل گرفتهام
گمان نکن هنوز گیج بوسههای توام
یا غذای یخ کرده میخورم
همان بهتر که تمام خاطراتمان سوخته است
سوما
۳
پل روی تنت ایستاده باشد
زیر پاهایت خالی شده است
خودت دستهای خودت را میگیری
دلت میخواهد پوستت آفتاب را بسوزاند
ماه تو را بگیرد
و زرد کند کبودی دور چشمهایت
یکبار هم که شده
وسط حرف دیوارها بپریم
سیر کنار هم بمانیم
و من کم حواس را فریاد بزنی
کافی ست کمیسرت را برگردانی
من و زندگی از خیر هم گذشته ایم...
پاییز بانو
۱
فکرش را بکن!
صدای بهار که میآید
زمستان چه ساده میمیرد
ماهیها یکدیگر را دور میزنند
و هفت سین خانه ما
پر از جای خالی میشود
بمانی یا بروی شقایقها جشن میگیرند
اینجا یاسمن هنوز درگیر پاییز است
دستت را به باد نده
بگذار تنهایی از کنارمان رد شود
فقط چند ثانیه مانده تا یکدیگر را تحویل بگیریم