با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت اگزوپریoff

کتاب شازده کوچولو

نویسنده:آنتوان دوسنت اگزوپریمترجم:پرویز شهدیانتشارات:انتشارات مجیدسال انتشار:۱۳۹۲تعداد صفحه‌ها:۱۲۸ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۳از ۲۲ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها۱۲۸ صفحه

معرفی نویسنده
عکس آنتوان دوسنت اگزوپری
آنتوان دوسنت اگزوپری
فرانسوی | تولد ۱۹۰۰ - درگذشت ۱۹۴۴

آنتوان دوسنت اگزوپری، نویسنده و خلبان فرانسوی است که با جاودانه «شازده کوچولو» در تاریخ ادبیات جهان ماندگار شد. او که یک خلبان غیرنظامی موفق در پیش از آغاز جنگ جهانی دوم است، با برافروخته ...

معرفی کتاب شازده کوچولو

کتاب شازده کوچولو، اثر زیبا، دلنشین، عمیق و جاودانه‌ی آنتوان دو سنت اگزوپری درباره‌ی کودک کوچکی است که از سیاره‌ی خودش، سیاره‌ی ب۶۱۲ به زمین سفر می‌کند و خاطرات سفرش را می‌نویسد. 

پرویز شهدی، کتاب برگزیده قرن بیستم، شازده کوچولو، را به زبان فارسی ترجمه کرده است.

درباره‌ی کتاب شازده کوچولو

آنتوان دوسنت اگزوپری در داستان شازده کوچولو از دیدگاه یک کودک - که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر مسائل بسیاری از آدم‌ها و کارهایشان است. شازده کوچولو در سفرش به زمین از سیاره‌های زیادی دیدن می‌کند. در هر کدام از سیاره‌ها، آدم‌هایی را می‌بینید، با آن‌ها گفتگو می‌کند و سوال می‌پرسد. وقتی به زمین می‌رسد با خلبانی آشنا می‌شود که هواپیمایش خراب شده است. خلبان و شازده کوچولو باهم دوست می‌شوند. این دوستی باعث می‌شود نگاه خلبان به زندگی تغییر کند. اگزوپری در کتاب شازده کوچولو، سوالات زیادی مطرح کرده است. این سوالات همگی نمایانگر نگاهی متفاوت به زندگی است. 

جالب است بدانید که اگزوپری شازده کوچولو را به بهترین دوستش لئون وِرث تقدیم کرده است. 

کتاب شازده کوچولو را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

شازده کوچولو یکی از زیباترین داستان‌های فلسفی است. خواندن این کتاب برای همه‌ی علاقه‌مندان تجربه‌ای لذت‌بخش است.

درباره‌ی آنتوان دوسنت اگزوپری

آنتوان دو سنت اگزوپری در ۲۹ ژوئن ۱۹۰۰ در لیون فرانسه متولد شد. در دوران تحصیل در دبستان و دانشکده گاهی ذوق شاعری و نویسندگی خود را با سرودن قطعاتی می‌آزمود. اگزوپری تا قبل از جنگ جهانی دوم، خلبان تجاری موفقی بود. اما با آغاز جنگ، به نیروی هوایی فرانسه آزاد در شمال آفریقا پیوست. اگزوپری در  صحرای آفریقا دیداری با یک کوک داشت. این دیدار مایه‌ی الهام نوشتن داستان شازده کوچولو شد. کتاب شازده کوچولو به بیش از سیصد زبان ترجمه شده و بارها مورد اقتباس تئاتری و سینمایی قرار گرفته است. آنتوان دو سنت اگزوپری در ۱۹۴۴ در حادثه‌ای که برای هواپیمایش رخ داد درگذشت. او بعد از مرگ به عنوان قهرمان ملی فرانسه شناخته شد. 

پرویز شهدی

پرویز شهدی، مترجم زبان فرانسوی ۱۴ اسفند ۱۳۱۵ در مشهد متولد شده است. پرویز شهدی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مشهد گذراند. تحصیلات دانشگاهی را در مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه تهران آغاز کرد. و با مدرک کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی از دانشگاه سوربن فرانسه فارغ التحصیل شد. او پس از ۱۰ سال زندگی در فرانسه در سال ۶۳ به ایران بازگشت. و بعد از بازنشستگی از کار در بانک ملی کار ترجمه را آغاز کرده است. 

جملاتی از کتاب شازده کوچولو

شب اول هزار مایل دورتر از هر آبادی‌ای روی شن‌ها خوابیدم. از غریقی که بر تخته پاره‌ای روی اقیانوس سرگردان باشد، تنهاتر بودم. حالا می‌توانید حدس بزنید صبح با شنیدن صدای آهستهٔ ظریفی که از خواب بیدارم کرد چه‌قدر حیرت کردم. صدا می‌گفت:

ــ لطفآ... تصویر یک گوسفند را برایم بکش!

ــ چی؟

ــ یک گوسفند برایم بکش.

من مثل صاعقه‌زده‌ها از جا پریدم و ایستادم. چشم‌هایم را خوب مالیدم، به دقت نگاه کردم، چشمم به پسرکی شگفت‌آور افتاد که با وقار تمام وراندازم می‌کرد. این تصویری است که بعدها توانستم از او بکشم. طبعآ تصویری که کشیدم چندان دلچسب نیست و با نمونهٔ اصلی کلی تفاوت دارد. تقصیر من نبود، بزرگ‌ترها هنگامی که شش ساله بودم دلسردم کردند و مرا از ادامهٔ این کار بازداشتند. بنابراین هیچ چیز دیگری یاد نگرفتم به جز کشیدن نمای بیرونی و درونی همان مار بوا.

با چشم‌های گردشده از حیرت، پسرک را که این‌گونه ناگهانی ظاهر شده بود تماشا می‌کردم. فراموش نکنید که من هزار مایل از هر گونه آبادی دور بودم. باری پسرک نه گم‌شده و سرگردان به نظر می‌رسید، نه نزدیک به مرگ بر اثر خستگی یا گرسنگی یا تشنگی یا ترس. به هیچ وجه قیافهٔ بچه‌ای را نداشت که میان صحرایی وسیع گم شده باشد، آن هم هزار مایل دور از هر آبادی. 

نظرات کاربران

Vaniya
۱۳۹۹/۰۵/۰۴

این کتاب عالی هستش و واقعا در هر سنی معنی خاصی داره

من عاشق خاله دیبام هستم
۱۳۹۹/۰۷/۰۹

ببخشید یکی به من بگه این چه فرقی با شازده کوچولو های دیگه داره

90
۱۳۹۹/۰۱/۲۸

خیلی از کار هایی که می کنیم ،می کنیم و می گوییم می گذرد اما نکته ی مهم اینجاست که ارزش و مقام هیچ چیز در زندگی را درک نمی کنیم و نیازی به فلسفه احساس نمی‌کنیم برا کتابی که

- بیشتر
شهرزاد بانو😇
۱۴۰۰/۰۲/۲۷

کتاب خوبی بود تا الان ۲ بار خوندمش . نسخه چاپیشو داشتم . به نظرم کتاب جذابیه واسه نوجوونا . عالی

کتاب یار مهربان
۱۳۹۹/۱۰/۰۳

عالی عالی عالی بالاخره اون کتابی رو که میخواستم رو پیدا کردم😍😍

Eina Rahimi
۱۳۹۹/۰۴/۱۵

کتابش عالیه 😍😍😍😍😍

j
۱۴۰۰/۱۲/۰۵

ترجمه‌ی پرویز شهدی مثل همیشه عالی و کتاب هم خوبه ولی نه در اون همه حد که از کتاب تعریف شده. اواخر، داستان بهترم میشه...

arshin
۱۴۰۰/۰۱/۰۴

کتاب که کتاب محشریه ولی این ترجمه حس خوب کتابو از بین برده! دست آموز ؟؟ منو دست آموز کن؟؟ انگار کتاب از ترجمه انگلیسی برگردان شده بدون توجه به حس و حال کتاب.. من اصلا خوشم نیومد از ترجمه

کاربر ۲۸۷۸۹۰۹
۱۳۹۹/۱۲/۰۵

خیلی داستان قشنگی است

Ngina
۱۳۹۸/۱۰/۰۹

این کتاب با بقیه کتاب های شازده کوچولو چه فرقی داره؟ "بغیر از انتشارات و مترجم"

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۲۳)
روباه جواب داد: «خداحافظ. رازی که می‌خواستم به تو هدیه کنم، خیلی ساده است: آدم فقط با قلبش می‌تواند جوهر حقیقت را ببیند. چشم سر قادر به دیدنش نیست.»
Hana
: «آدم‌ها هیچ وقت از جایی که هستند رضایت ندارند.
Tina
چشم سر قادر به دیدن جوهر حقیقت نیست.
Tina
روباه جواب داد: «بله، البته. تو برای من هنوز پسربچه‌ای هستی کاملا شبیه صدها هزار پسربچهٔ دیگر. احتیاجی هم به تو ندارم. تو هم به من نیازی نداری. من برای تو روباهی هستم شبیه صدها هزار روباه دیگر. ولی اگر مرا دست‌آموز کنی، آن‌وقت به یکدیگر احتیاج پیدا می‌کنیم. و برای تو می‌شوم تنها روباه موجود در دنیا...»
Hana
«میان آدم‌ها هم که باشی به همین‌شکل احساس تنهایی می‌کنی.»
Tina
شازده کوچولو دوباره رفت به دیدار گل‌های سرخ و به آن‌ها گفت: ــ شما به هیچ وجه شبیه گل من نیستید. نه کسی شما را دست‌آموز کرده و نه شما کسی را. شما هم مانند روباهم بودید. روباهی بود شبیه صدها هزار روباه دیگر. اما با او دوست شدم و حالا او در همهٔ دنیا بی‌همتاست.
Hana
از یاد بردن یک دوست غم‌انگیز است. آخر همهٔ آدم‌ها که دوستی برای خودشان ندارند
sobhan mohammadi
برای آدم‌های خودشیفته، همهٔ آدم‌های دیگر تحسین‌کنندگان‌شان هستند.
Tina
«آدم‌ها هیچ وقت از جایی که هستند رضایت ندارند.
sobhan mohammadi
می‌دانی... وقتی که آدم خیلی غمگین است دوست دارد مدام غروب خورشید را تماشا کند...
Tina