با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
شکار

دانلود و خرید کتاب شکار

۳٫۹ از ۱۶۴ نظر
۳٫۹ از ۱۶۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب شکار  نوشته  زهرا لاری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب شکار

داستان بلند «شکار» اثر مگان اسپونر، ماجرای دختری روستایی به اسم یوا را تعریف می‌کند که خدمتکار خانه یک بارون ثروتمند است. پدر یوا در ماجرایی ثروت خود را از دست می‌دهد و مجبور می‌شود به کلبه شکاری‌اش در جنگل برود و به شکار بپردازد:

«پس از این خبر، سکوت حاکم شد. گویی همهٔ افراد حاضر در اطاق، منتظر ادامهٔ صحبت‌های او بودند. او به‌سوی صندلی‌اش رفت و روی آن نشست، خم‌شد و آرنج‌هایش را روی زانوهایش گذاشت و لیوانِ چای از انگشتانش آویزان شد. پچتا به‌سمت یکی از خدمتکاران برگشت و سرش را روی شانهٔ او گذاشت و شروع به گریه کرد. به‌نظر می‌رسید که این اشاره‌ای برای تمام افراد خانه بود تا دَرهم بِشکنند. دو خدمتکار دیگر شروع به هقهق کردند. و آلبی در سکوتی تکان‌دهنده سودا زده خیره ماند. و خواهرهای یِوا دست‌های همدیگر محکم گرفته بودند. یِوا تنها ایستاده بود و پدرش را تماشا می‌کرد. در میان این هرج‌ومرج، پدر سرش را بلند کرد و به چشمان یِوا خیره شد. همیشه تنها آرزوی یِوا این بود تا در کلبهٔ شکار پدرش که روزهای شاد بسیاری را در سفرهای خود در آنجا گذرانده بودند، زندگی کند.»

مگان اسپونر در این اثر، داستان جدیدی از خواسته‌های انسان، تنهایی، عشق، فرار، قرار و ... را تعریف می‌کند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹۵)
AVA
۱۳۹۹/۰۳/۰۹

کتاب جذابیه من تو یه روز خوندمش وقتی داری کتاب رو میخونی خیلی جذابه بعدش که بهش فکر میکنی میفهمی شبیه یه افسانه‌اس و نویسنده با مهارت به اون پر و بال داده من خوشم اومد این کتابای جذاب چیه تو فصل امتحانا آخه😁 ولی

- بیشتر
shamim shams
۱۳۹۹/۰۳/۲۳

از داستانهای تخیلی خوشم میاد بخاطر همین این داستان رو دوست داشتم.خیلی جذاب بود.

mohadeseh
۱۳۹۹/۰۲/۰۵

من که میگم کاش داستان از زبان یکی از شخصیت های اصلی بود چون باعث میشه که داستان زیبا به نظر بیاد...🌷🌷

hallol
۱۳۹۹/۰۶/۰۱

این کتاب به طور اتفاقی برای من رایگان بود !نمیدونم چرا هنوز 😂 با بی میلی کتاب رو شروع کردم به خوندن (آخه من نگهبانم و خیلی وقت دارم😐) داستان عالی شروع شد ، ترسناک بود یه جاهاییش _ولی نه ، برای

- بیشتر
کاربر ۱۶۴۷۹۸۳
۱۳۹۹/۰۶/۱۷

داستان پردازی جذابی دارد و تا انتها نثر روان آن آسایش بخش است ولی متاسفانه در انتها علیرغم چینش جزئیات داستانی خیلی خوب یک نوع پوچی حاصل می شود اینکه هدف شخصیت های داستان پس از کشف یکدیگر و علاقمند

- بیشتر
Fleyn
۱۳۹۹/۰۱/۲۹

به نظرم داستان خوبی بود ولی آخرش یه جوری بود که انگار نویسنده میخواسته هر چه زود تر تموم بشه.فکر میکنم اگه آخراشو یکم بیشتر کش میداد بهتر بود

تیگلاط
۱۳۹۹/۰۲/۰۸

کتاب جالبی بود واقعا . برای من جذاب تر از داستان اولیه ی دیو دلبر. بود . به خصوص توصیفی که از لحظه های شکار میکرد خیلی کامل بود.

nafiseh
۱۳۹۹/۰۸/۰۲

مطالعه این کتاب مثل تماشای انیمیشن میتواند شما را به فضایی نسبتا خیالی و در دنیای افسانه ها ببرد. چندین مورد اشتباه در ترجمه وجود داشت ولی جذابیت داشتن ارزش خواندن کتاب و گذشتن از اشتباهات را داشت.

Nilpar
۱۳۹۹/۰۶/۱۰

با اینکه علاقه ای به داستان تخیلی ندارم اما این کتاب واسم خیلی جالب بود و تو ۳ روز خوندمش!

hamkoly
۱۳۹۹/۰۶/۱۹

تقریبا شبیه به دیو و دلبر اما تخیلش قوی تر و قشنگ تر بود و فضای داستان خیلی قشنگ بود و دوست نداشتی کتاب و نصفه رها کنی

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴۴)
«من... من به اون احساس دارم
ݥحَّدٽہ
ما همیشه قبل از اینکه تغییری به‌وجود بیاید از آن باخبریم. وقتی طوفانی نزدیک می‌شود، در سنگینی هوا و تنش زمین که منتظر بستری از برف است، احساسش می‌کنیم. لحظه‌ای که باد تغییر جهت دهد احساسش می‌کنیم. وقتی تغییر قدرتی در حال رخ دادن باشد، ما حسش می‌کنیم.
لیلی
خیلی عجیب است که کامل باشی.
shamim shams
«من ازت نمی‌خوام که منو دوست داشته باشی. فقط بزار تو رو دوست داشته باشم، همون‌طور که دارم.»
52HERTZ
«می‌دونم. اما همزمان میشه از یه چیز خوشحال باشی و به‌خاطر یه چیز دیگه ناراحت. یه احساس تو قلبت باعث نمیشه احساس دیگه‌ای نداشته باشی.»
سبحان
ما همیشه قبل از اینکه تغییری به‌وجود بیاید از آن باخبریم. وقتی طوفانی نزدیک می‌شود، در سنگینی هوا و تنش زمین که منتظر بستری از برف است، احساسش می‌کنیم. لحظه‌ای که باد تغییر جهت دهد احساسش می‌کنیم. وقتی تغییر قدرتی در حال رخ دادن باشد، ما حسش می‌کنیم. امشب اشتیاقی در هوا هست. جنگل منتظر چیزی می‌باشد. ما راه می‌رویم و قدم‌هایمان باعث آمدن برف زودهنگام می‌شود. ناامیدی ما، خشم و ناله به همراه دارد. همگی می‌توانیم تغییری که قرار است ایجاد شود را پیش‌بینی کنیم و هیچ‌کس مانع کس دیگری نمی‌شود. ما می‌توانیم تغییر را پیگیری کنیم یا دنبالش برویم. اما همگی گرفتار شدیم و هیچ کاری نمی‌توانیم بکینم. ما همیشه قبل از به‌وجود آمدن تغییر از آن باخبریم. اما نمی‌دانیم آن تغییر چه پیامدی دارد.
کتاب باز
هیچ چیز در این دنیا نیست که فقط یک ماهیت داشته باشه.
کاربر ۸۵۹۴۵۴
نفس یِوا بند آمد. آرام گفت: «چون این داستان منم هست. چون فکر می‌کردم که تا شهر و ترک نکنم و نرم تو جنگل زندگی کنم. خوشحال نمی‌شم، و بعد فکر کردم فقط اگه هر روز شکار کنم خوشحال می‌شم، و بعد فکر کردم که اگه انتقام مرگ پدرمو بگیرم خوشحال می‌شم. چون یه سال تو یه قلعهٔ قدیمی، با شاهزاده جوان و گرگ خاکستری موندم و فکر می‌کردم که اگه هر دوشونو بکشم خوشحال می‌شم، و وقتی اونا رو کشتم، بیشتر از هر زمانی تو زندگیم گریه کردم. چون فکر می‌کردم اگه برگردم خونه خوشحال می‌شم، و بعد فکر می‌کردم تا برنگردم قلعه خوشحال نمی‌شم.»
§A¥
اما صبر کن، کتاب کجا بود؟
نیومون
دوست داشتم فقط یک بار بدون نفرت به من نگاه کند. اما آرزو فقط برای آدم‌ها است. خواستن چیزی‌که ما را اینجا آورده. اشتیاق و حرص ویژگی‌های انسان‌ها هستند. ما جانوریم. و با این‌حال ... من آرزو دارم.
🦄shokoofeh🧚‍♀️

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۷۷ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۰۲
شابک۰-۰۶-۶۶۷۹-۶۲۲-۹۷۸
تعداد صفحات۳۷۷صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۰۲
شابک۰-۰۶-۶۶۷۹-۶۲۲-۹۷۸