
کتاب یک جفت چشم قهوه ای
۵٫۰
(۲)
خواندن نظراتمعرفی کتاب یک جفت چشم قهوه ای
«یک جفت چشم قهوهای» رمان عاشقانهای است به قلم فاطمه روانگرد. داستان روایت عاشقانهای ایرانی است که به زبانی ساده بیان میشود. در بخشی از داستان میخوانیم:
«صدای ریحان است که بزرگترها را دعوت میکند روی زمین ننشینند. میگوید باعث شرمساری است. قربان کمال و شعور ریحان بروم. کاش رضا هم یک جور معرفت ریحان را داشت. دو روز بعد از اینکه هفتم آفاق را دادیم، سوگلیاش دستش را گرفت و تمام خستگیاش را گذاشت روی کول رضا و بعد با هم پرواز کردند بروند آنجایی که باید این دو سه روز میبودند! یعنی رضا اگر جایی غیر از فرانسه یا به قول آفاق، مادرم، آن سر دنیای جهنم دره، روزش را شب نمیکرد، نمیشد.. نمیشد!! دختر عمهها آمدهاند. دخترعموها آمدهاند».
خزش در سوپر آلیاژها![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
علیرضا مرادی
داستان یک شهرژول ورن
شاعران عصر مشروطهگروه نویسندگان
درسنامه آموزشی حقوق تجارت ۱احمد صفی خان
نویزدنیل کانمن
برنامه ریزی چیست؟ چرا؟ چگونه؟حمید بخت
خسته نیستممهدی مجاهد
من هاجرم، بی اسماعیلفاطمه پهلوانی
بارون پیر انگلیسیکلارا ریو
چالش های قرارداد بانکی اجاره به شرط تملیکمحمود اکبری
موش کوری که می دید![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کیارش طراقی
پرورش مدرسه پیوندیقاسم صالحی صمدی
آفتاب بر گلوی گندم ها شکوفه می دهدمعصومه سیاه پشت خاچکی
برای تو و مناعظم پورنیاکان
پاییز که می افتاد از چشمممینا قهرمانی تکلیمی
مرد سایه هاپیمان سجاسی شاده سری
مهریهجمشید رمضانزاده
نیرنگ ابلیسسجاد جاوید
نوسان عشقفوزیه قاسمی
حقیقت سنگداود سعیدی سرخه ریزی

نظرات کاربران
😊