«پشت پرچین خیال» دفتری از اشعار و نوشته های علی اکبر صلاحی از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ است.
گاهی نسیمی را می شنوم که از پشت پرچین خیالم، آهسته در گوش باد زمزمه
میکند و سکوت یک رویا را در اوج سکوت میشکند و به دوردستها میرود.
گاهی در عمق وجود خود بنگر به صدای خستهای که طنین یک نور را تجلی
میکند.
گاهی باید در اندیشه پروانهها غوطهور باشیم، وقتی که ماحصل یک عمر خود
را به حقیقت ظریفی میبازند.
گاهی باید حضور خود را در پشت یک نگاه تازه تجربه کرد، شاید این آخرین
فرصت بودن باشد؛ و یا حضور فردی را در غروب تنهایی خود باور کن، که شاید
برای بودن، این آخرین حضور باشد.
گاهی باید خندید، حتی در اوج خیسی گونهای که هدیه چشمان توست، چراکه
خشکی صورتت را باور ندارند.
گاهی در خیال خود یک خیال دیرین را باور کن و بدان خالقش تویی و کسی
جز تو نمیتواند آنرا نابود سازد، پس در اوج خیال، شادی را دوباره باور کن و
به راهت ادامه بده ای مسافر غریب، چرا که زندگی در گوشه خیالت خوابیده،
حال راهی برای آزادی خیالت بساز و آنرا باور کن، چرا که فردای ما همین امروز
است و راه منتظر نمیماند...
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب پشت پرچین خیال و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
امامزاده🌹
سر گلدسته سبزنور وعطرش برده
قلب مارا به سجود
چشمه از روی دیارش تشنه
همه جا بوی خدا را می داد
من به نجوا گفتم
لحظه خاطره ها
یا گذر از لب تقدیر و سکوت
سر آوای نماز
رنگ خورشید گرفته دل ما, سوی خدا
بوی پاییز به انگشتر...بیشتر
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
امامزاده🌹 سر گلدسته سبزنور وعطرش برده قلب مارا به سجود چشمه از روی دیارش تشنه همه جا بوی خدا را می داد من به نجوا گفتم لحظه خاطره ها یا گذر از لب تقدیر و سکوت سر آوای نماز رنگ خورشید گرفته دل ما, سوی خدا بوی پاییز به انگشتر...بیشتر