
کتاب هیله، روایت یک دختر عرب
معرفی کتاب هیله، روایت یک دختر عرب
کتاب هیله روایت یک دختر عرب نوشتهی لیلا سرخهنژاد داستان زندگی دختری عرب از اهواز است که از کودکی تا بزرگسالی با رؤیاها، شکستها، انتخابها و شروعهای دوباره دستوپنجه نرم میکند. نویسنده با تکیهبر تجربههای شخصی هیله، از کوچهها و محلههای اهواز و بازیهای کودکانه تا سالنهای دانشگاه، کلاسهای تدریس، موسسههای آموزشی، جلسات خواستگاری، دادگاه خانواده و درنهایت مهاجرت کاری به تهران را دنبال کرده است. در آن کتاب، مسیر یک دختر عرب خوزستانی به تصویر کشیده شده که در دل محدودیتهای اقتصادی، فشارهای اجتماعی و کلیشههای فرهنگی، برای تحصیل، استقلال، شغل، ازدواج، جدایی و دوبارهساختن زندگی خود قدم برمیدارد. روایت، خطی و از دوران ابتدایی تا امروز پیش میرود و هر فصل بخشی از این مسیر را روشن میکند؛ از مدرسه و بسکتبال و انشاهای دوران راهنمایی تا انتخاب رشته علوم انسانی، قبولی در دانشگاه، نوشتن پایاننامه، مربیگری پیشدبستانی، ازدواج، مواجهه با بیماری همسر، جدایی، ورود به بازار کار، کاندیداتوری شورای شهر و انتقال به تهران. نشر آذرفر آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هیله، روایت یک دختر عرب
کتاب هیله روایت یک دختر عرب داستانی خطی و اولشخص از زندگی هیله است که لیلا سرخهنژاد آن را نوشته است. روایت از مقدمهای در دل خوزستان و کنار رودخانهی کارون آغاز میشود؛ جایی که نویسنده از تولد هیله در محلههای شلوغ و رنگارنگ اهواز میگوید و او را نمایندهای از فرهنگ و هویت دختران عرب این شهر معرفی کرده است. سپس فصل «شروع سفر» با تصویرسازی از کودکی هیله، نگاه او به رنگها، شادیها و سایههای زندگی، مشکلات مالی خانواده و تنشهای اجتماعی آغاز میشود. در ادامه، فصلهایی مثل دوران دبستان و بازی بسکتبال، «درخشش در دوران راهنمایی»، «انتخاب رشته و رویای وکالت» و «ورود به دانشگاه و چالشهای جدید» نشان میدهند که چگونه درسخوانی، علاقه به نوشتن، موفقیت در انشا، انتخاب علوم انسانی و بعد قبولی در رشتهی مدیریت بازرگانی، مسیر تحصیلی او را شکل داده است. بخشی از کتاب به تجربهی نوشتن پایاننامه، اصرار بر انجامدادن کار پژوهشی بدون کمک دیگران، رفتوآمدهای مکرر به دفتر استاد راهنما و یادگرفتن برنامهریزی و مدیریت زمان اختصاص یافته است. در ادامهی کتاب هیله روایت یک دختر عرب، تمرکز از دانشگاه به زندگی کاری و عاطفی هیله منتقل میشود. فصلهایی دربارهی «شروعی تازه پس از دانشگاه»، تلاش برای یافتن شغل، شرکت در کنکور ارشد، انصراف از ادامهی تحصیل بهخاطر شرایط، گرفتن مدرک مربیگری پیشدبستانی و کار در موسسهای زیر نظر بهزیستی، نشان میدهد که چگونه هیله از دل بنبستهای شغلی، راهی تازه پیدا کرده است. سپس روایت وارد دورهی خواستگاریها، تصمیم به ازدواج، خداحافظی با شغل مربیگری، برگزاری عقد و عروسی در فاصلهی کوتاه و آغاز زندگی مشترک میشود. بخش مهمی از کتاب به چالشهای شناخت و سازگاری در زندگی زناشویی، آشکارشدن مشکلات جدی روانی همسر، تکرار قهر و آشتی، نپذیرفتن درمان از سوی او و درنهایت تصمیم سخت برای جدایی اختصاص دارد. در فصلهای پایانی، هیله از پیدا کردن شغل، نامنویسی در انتخابات شورای شهر، انتقال محل کار از اهواز به تهران، پیگیری پروندهی طلاق، گرفتن حق طلاق بهعلت بیماری همسر، و سپس جمعبندی تجربههای زندگی، نقش توکل به خدا و حمایت خانواده و نگاهش به آینده میگوید. ساختار کتاب کوتاه است و در فصلهای متعدد، هر بار بر یک مقطع یا چالش مشخص از زندگی هیله تمرکز کرده است.
خلاصه داستان هیله، روایت یک دختر عرب
روایت در هیله روایت یک دختر عرب با مقدمهای آغاز میشود که خاستگاه جغرافیایی و فرهنگی هیله را روشن میکند: دختری عرب در اهواز، در کنار کارون، در خانوادهای با امکانات محدود اما سرشار از محبت. هیله از همان ابتدا خود را «روایت سفر به سوی کشف خود و پذیرش زندگی» معرفی کرده است. در فصلهای نخست، از کودکی و مدرسه میگوید؛ از پدری که صبحها او و خواهرش را با نان بربری و پنیر به مدرسه میرساند، از بازی وسطی و زمین بسکتبال که برایش پناهگاهی در برابر استرسهای زندگی است، و از شاگرداولبودن در مدرسه با وجود تنگنای مالی. یک نقطهی عطف، مسابقات منطقهای بسکتبال است؛ جایی که بدون اطلاع خانواده به سالن میرود، برنده میشود، با اضطراب به خانه برمیگردد و در نهایت با جملهی آرامبخش پدر که «مهم این است که تو تلاش کردی» مواجه میشود. در ادامه، کتاب به دوران راهنمایی و دبیرستان میرسد؛ جایی که هیله در انشا و ادبیات میدرخشد، در مسابقهی انشای «آیندهام» برگزیده میشود و بهتدریج رؤیای وکیلشدن در ذهنش شکل میگیرد. او رشتهی علوم انسانی را انتخاب میکند، به مباحث تاریخ، حقوق بشر و عدالت اجتماعی علاقهمند میشود و در بحثهای کلاسی و فوقبرنامه شرکت میکند. بااینحال، در کنکور در رشتهی مدیریت بازرگانی پذیرفته میشود و میپذیرد که از مسیر دیگری به اهدافش نزدیک شود. دانشگاه برای او همزمان میدان یادگیری و کار است؛ برای تأمین شهریه به تدریس دانشآموزان ابتدایی در خانه میپردازد، مهارتهای ارتباطیاش تقویت میشود و در کنار درس، کتابهای مدیریتی و اقتصادی میخواند. نوشتن پایاننامه مرحلهای است که در آن بر صداقت و خوداتکایی تأکید کرده است؛ موضوعی را انتخاب میکند که دوست دارد، ساعتهای طولانی در کتابخانه میگذراند، با بنبستهای فکری روبهرو میشود، از استاد راهنما بازخورد میگیرد و در نهایت از این مسیر به استقلال فکری و تعهد بیشتر نسبت به کار خود میرسد. پس از فارغالتحصیلی، هیله با واقعیت بازار کار روبهرو میشود؛ رزومه میفرستد، بهخاطر نداشتن تجربه رد میشود و در نهایت تصمیم میگیرد در کنکور ارشد شرکت کند. قبولی در دانشگاهی دور، بهدلیل مشکلات رفتوآمد کنار گذاشته میشود و او بهسمت گرفتن مدرک مربیگری پیشدبستانی میرود. کار در موسسهای زیر نظر بهزیستی، فصل تازهای است که در آن از چالشهای مدیریت کلاس، کار با کودکان با نیازهای متفاوت، ارتباط با والدین، شرکت در دورههای آموزشی و لذت دیدن تغییرات مثبت در رفتار و یادگیری بچهها میگوید. سپس روایت وارد دورهی خواستگاریها و ازدواج میشود؛ خواستگاران متعدد، تردیدها، خواستگاری ناگهانی در یک جشن عروسی، قبولی در کارشناسی ارشد علم و صنعت و در نهایت ترجیح ازدواج بر ادامهی تحصیل. او برای ورود به زندگی مشترک از مربیگری خداحافظی میکند و با سرعتی بالا وارد عقد و عروسی میشود. بخش بعدی کتاب به تدریج از شادی آغاز زندگی مشترک به سمت واقعیتهای سخت آن حرکت میکند. هیله از تفاوت عادتها، سوءتفاهمها، اختلاف در مدیریت مالی و روابط خانوادگی میگوید و سپس از کشف مشکلات جدی روانی همسرش. تلاش او برای تشویق همسر به درمان، قهر و بازگشت مکرر به خانهی پدری، امید به تغییر و در نهایت فرسودگی روحی، زمینهی تصمیم به جدایی را میسازد. او توضیح میدهد که چگونه پس از ماهها تردید، برای حفظ سلامت روانی خود تصمیم به پایان رابطه میگیرد، همزمان بهدنبال شغل میرود، در شهر خود کار پیدا میکند، بهخاطر علاقه به فعالیت اجتماعی در انتخابات شورای شهر نامنویسی میکند و بعد با انتقال محل کار به تهران، فصل تازهای از استقلال و دوری از خانواده را تجربه میکند. در تهران، در کنار کار، پیگیر پروندهی طلاق است تا سرانجام دادگاه بهدلیل بیماری همسر، حق طلاق را به او میدهد. فصلهای پایانی کتاب به جمعبندی این مسیر اختصاص دارد: نقش توکل به خدا، حمایت خانواده، ارزش تجربههای تلخ و شیرین، و این ایده که هر پایان میتواند شروعی تازه باشد و هنوز راههای نرفته و رؤیاهای بسیاری پیش رو است.
چرا باید کتاب هیله، روایت یک دختر عرب را بخوانیم؟
هیله روایت یک دختر عرب از زاویهی دید یک دختر عرب اهوازی، تصویری نزدیک از رشد، تحصیل، کار، ازدواج، جدایی و مهاجرت کاری در بستر فرهنگی خوزستان ارائه کرده است. در آن کتاب، مسیر زندگی در قالب فصلهای کوتاه و موضوعمحور دنبال شده و هر بخش بر یک مقطع مشخص تمرکز دارد؛ از مدرسه و بسکتبال تا پایاننامه، از مربیگری پیشدبستانی تا دادگاه خانواده. این ساختار باعث شده است که روند تغییرات هیله و تصمیمهایی که در هر مرحله گرفته است، بهروشنی دیده شود. خواندن این اثر فرصتی برای مواجهه با تجربههای زیستهای است که در آن تحصیل، کار، فشار اقتصادی، نقش خانواده، خواستگاری، ازدواج سریع، مواجهه با بیماری روانی همسر، تصمیم به جدایی، ورود به بازار کار، فعالیت اجتماعی و انتقال به شهری دیگر در یک خط زندگی کنار هم قرار گرفتهاند. نویسنده در طول روایت، چند بار بهطور مستقیم پیامهایی دربارهی صداقت در کار، پرهیز از میانبر، اهمیت تلاش مستقل، توکل به خدا، و ضرورت توجه به سلامت روانی خود در روابط عاطفی بیان کرده است. این پیامها در متن تجربهها نشستهاند نه در قالب توصیههای جداگانه، و همین باعث میشود خواننده مسیر شکلگیری آنها را در زندگی هیله ببیند. در آن کتاب، تصویر دختران عرب اهواز تنها در قالب کلیشههای حاشیهنشینی یا محرومیت نیامده است؛ بلکه هیله بهعنوان فردی درسخوان، علاقهمند به نوشتن، فعال در ورزش، پیگیر تحصیل دانشگاهی، مربی کودکان، کاندیدای شورای شهر و کارمند در تهران دیده میشود. این تنوع نقشها، نگاه چندبعدیتری به هویت زن عرب خوزستانی ارائه کرده است. همچنین، روایت جدایی و گرفتن حق طلاق، بدون حاشیهسازی، بر فرایند تصمیمگیری، فشارهای روانی، و تلاش برای حفظ کرامت شخصی تمرکز کرده است. برای کسانی که به دنبال متنی هستند که در آن زندگی روزمره، انتخابهای سخت، و امید به شروعهای تازه در کنار هم قرار گرفته باشد، این کتاب نمونهای روشن از چنین روایتی است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن هیله روایت یک دختر عرب به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهای اولشخص از زندگی زنان در ایران، بهویژه زنان عرب خوزستان، علاقهمند هستند. همچنین به دانشجویان و جوانانی که درگیر انتخاب رشته، ورود به دانشگاه، نوشتن پایاننامه، یافتن شغل یا مهاجرت کاری هستند، و به افرادی که با موضوعاتی مانند ازدواج، جدایی، سلامت روان در زندگی مشترک و شروع دوباره در شهر دیگر درگیرند، پیشنهاد میشود. کسانی که به تجربههای مربیگری و کار با کودکان پیشدبستانی و نیز فعالیتهای اجتماعی محلی مثل شورای شهر توجه دارند نیز میتوانند از این کتاب بهره ببرند.
حجم
۴۵۶٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۴ صفحه
حجم
۴۵۶٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۴ صفحه