با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
هر روز

دانلود و خرید کتاب هر روز

۴٫۳ از ۹۷ نظر
۴٫۳ از ۹۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب هر روز  نوشته  دیوید لویتان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب هر روز

«هر روز» رمانی خارق‌العاده از دیوید لویتان، نویسنده توانای آمریکایی است. این داستان درباره روح یا وجودی ۱۶ ساله است که هر روز در بدن نوجوانی جدید از خواب بیدار می‌شود. یک روز پسری سرکش است، روز دیگری دختری در جست جوی عشق، روز بعد یک خدمت‌کار که غیر قانونی کار می‌کند چون به سن کار نرسیده و روز بعد دختری که مشکلی روانی و رفتاری دارد. داستان به گونه‌ای آغاز می‌شود که ما از روز پنج‌هزار و نهصدونود چهارم واردش می‌شویم و چهل روز را با این روح یا با این چهل شخصیت نوجوان و مشکلاتشان همراهی می‌کنیم. جالب‌ترین بخش داستان این جا است که قهرمان ما عاشق می‌شود. عاشق دوست دختر جاستین، پسری که در همان روز پنج‌هزارو نهصدو نود چهارم در بدنش بیدار شده بود. نام دخترک، ریانن است و تنها او ماجرای زندگی قهرمان داستان را می‌فهمد: «این‌که عاشق شوید یک چیز است؛ این‌که حس کنید کس دیگری هم عاشق‌تان می‌شود و در برابر این عشق احساس مسئولیت کنید، چیز دیگری است. هیچ راهی برای ماندن من در این بدن نیست. اگر نخوابم هم به‌هرحال جابه‌جایی اتفاق می‌افتد. قبلاً فکر می‌کردم که اگر همهٔ شب بیدار بمانم، می‌توانم همین‌جایی که هستم بمانم؛ ولی برعکس، مرا از بدنی که داشتم، بیرون کشیدند. تصور کنید که بیرون کشیده‌شدن از جسم چه حسی دارد؛ دقیقاً همان حس را داشت. تک‌تک اعصاب بدن، موقع آن جدایی احساس درد می‌کرد و بعد نوبت دردِ ورود به بدنی دیگر بود. از آن به‌بعد هر شب می‌خوابم. جنگیدن با آن فایده‌ای ندارد.» داستان لویتان، داستانی خلاقانه، بی‌نظیر و به شکل دردآوری صادقانه است. او در این داستان معضلات پیچیده و گیج‌کننده و سخت دوران نوجوانی به ویژه عشق را بررسی کرده است مشکلاتی مانند حس ازخودبیگانگی، گم کردن جایگاه اجتماعی و خانوادگی، بحران هویت، انزوا و عشق که زیباترین اتفاق در زندگی هر نوجوانی است. لویتان در این اثر با جملات و برداشت‌های هوشمندانه‌اش با شما ارتباط برقرار می‌کند و نمی‌گذارد لحظه‌ای این حال خوب را رها کنید. لویتان برای این اثر جایزه ادبی لوخس که مخصوص ادبیات کودکان و نوجوانان است را دریافت کرده است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷۲)
حمید
۱۳۹۷/۱۱/۱۷

چه چیز " هر روز" خاصه؟ قطعا سوژه ش. فوق العاده ست. به محض اینکه متوجه سوژه شدم دریچه هایی برای خلق یک اثر ماندگار به سوی ذهنم باز شد. اما هر چه بیشتر در متن پیش رفتم احساس تاسف

- بیشتر
fahime
۱۳۹۸/۱۰/۲۴

×خطر لو رفتن چند صفحه‌ی اول کتاب× داستان کتاب در مورد یک موجود تقریبا روح‌واره که هر روز در بدن یک شخص جدید از خواب بیدار می‌شه. این موجود که اسم خودش رو اِی گذاشته، بیست و چهار ساعت در بدن

- بیشتر
farez
۱۳۹۸/۱۰/۰۵

سو ژه ی کتاب من رو یاد کتاب ای کاش زنده میماندم انداخت. زندکی کردن توی کالبد های مختلف مثل تحربه ی شخصیت اول داستان اون کتاب بود. اما چیزی که واقعا ناامیدکننده است پرداخت بشدت ضعیف و ساده ی

- بیشتر
Ramtin
۱۳۹۹/۰۱/۲۳

قشنگ بود و تاثیر گذار. اینکه کتاب شخصیت اصلیش هر روز یک نفر رو زندگی میکنه، دریچه ی خوبی چه برای شناخت تفاوت آدم ها و درک تنوعی که ازش در جامعه ی امروزه سراغ داریم. ایده کلی بسیار خوب و خلاقانه

- بیشتر
Seaside
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

"چقدر نزدیکی. چقدر نزدیکی و چقدر دستم به تو نمی‌رسد." به نظرم توی ژانر خودش کتاب خیلی خوبی بود. موضوع جالب و جدید بود. نویسنده از طریق آدم‌های مختلفی که "آ" توی اون‌ها بیدار می‌شد، مشکلات نوجوانانِ مختلف رو نشون می‌داد

- بیشتر
آنا جمشیدی
۱۳۹۸/۰۸/۱۹

خیلی خیلی خیلی دوستش داشتم. می‌تونی ببینی که چقدر زندگی آدم‌ها می‌تونه با هم متفاوت باشه، و یه چیزهای ساده‌ای گاهی چقدر میتونه آرزو باشه. فقط با روز آخر داستان کنار نیومدم. متوجه نشدم دقیقا آ میخواد خودش رو از ریانن دور

- بیشتر
Ss
۱۳۹۷/۱۱/۱۹

ایده کتاب عالی بود و خیلی خوشم اومد اما وقتی کتاب رو خوندم دیدم واقعا سطحی نوشته شده شبیه رمان های تینیجری بود صرفا ☹️ من توقع داشتم در داستان زندگی رو از دید ادم های مختلف ببینه اما صرفا این

- بیشتر
pejmannavi
۱۳۹۷/۱۱/۲۵

داستان خوبی بود. کشش داستان تو رو تا آخر با داستان نگه میداره. درسته که شخصیتها کم سن بودن اما من از خوندنش احساس نکردم که مخاطبش نیستم (من 45 سالمه). اما پایانش یه جورایی هالیوودی بود. انگار باز نگهش

- بیشتر
Ali Leilei
۱۳۹۷/۱۲/۲۵

سلام تا الان نیمی از کتاب رو مطالعه کردم به یکباره از صفحه ۲۰۰ به بعد داستان اوج میگیره و جذاب میشه, کاملا توجه رو به خودش جلب میکنه امیدوارم تا پایان همینطور قوی بره جلو

عاطفه
۱۳۹۷/۱۱/۲۰

یه ایده ی خوب و جذاب با پرداخت خیلی دم دستی و سطحی. این ایده می تونست مبدل به یه شاهکار ادبی بشه. ولی متاسفانه انتظارات من رو براورده نکرد

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۵۱)
نرسیدن به خواسته‌ها باعث می‌شود بی‌رحم شوی.
Seaside
چطور است که لحظهٔ عاشق‌شدن به این شکل است؟ چطور ممکن است زمانِ به این کوتاهی، چنین عظمتی در درون خود داشته باشد؟
آرام
با ترس ناشی از بودن در کنار شخص نامناسب کنار می‌آیید؛ چون نمی‌توانید با ترس از تنهایی کنار بیایید، امید آلوده به تردید و تردید آغشته به امید.
farez
این‌که عاشق شوید یک چیز است؛ این‌که حس کنید کس دیگری هم عاشق‌تان می‌شود و در برابر این عشق احساس مسئولیت کنید، چیز دیگری است.
_SOMEONE_
من ایمان را در استقامت انسان‌هایی می‌بینم که جهان هستی پشت سر هم سختی جلوی پای‌شان می‌گذارد.
مهبد
گذشته چشمم را کور نمی‌کند و آینده نظرم را تغییر نمی‌دهد. بر حال تمرکز می‌کنم؛ چون سرنوشت من زندگی‌کردن در آن است.
*Hasti*
می‌دوم. من برای دویدن ساخته شده‌ام؛ چون وقتی می‌دوی، می‌توانی هرکسی باشی.
farez
انگار وقتی کسی را دوست داری، او تبدیل به دلیل تو می‌شود، و شاید من برعکس فهمیده باشم. شاید چون من نیاز به دلیل داشته‌ام، عاشق او شده‌ام. ولی فکر نمی‌کنم این‌طور باشد. فکر می‌کنم اگر تصادفی او را ملاقات نکرده بودم، همین حالا هم با بی‌تفاوتی به زندگی‌ام ادامه می‌دادم.
mahsa
وقتی متوجه آمدنش شدم، ناخودآگاه لبخند زدم و او هم در جواب لبخند زد، به همین سادگی، ساده و پیچیده.
_SOMEONE_
قطعاً همهٔ ما پتانسیل ارتکاب جرم را داریم. انتخاب می‌کنیم که این کار را نکنیم. هر روز تصمیم می‌گیریم که این کار را نکنیم.
farez

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۷۳ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۰/۱۷
تعداد صفحات۲۷۳صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۰/۱۷