با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب مسئولیت و سازندگی اثر علی صفایی حائریoff

کتاب مسئولیت و سازندگی

نویسنده:علی صفایی حائریانتشارات:انتشارات لیله القدرسال انتشار:۱۳۸۶تعداد صفحه‌ها:۳۵۸ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۵از ۵۷ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها۳۵۸ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب مسئولیت و سازندگی

کتاب مسئولیت و سازندگی نوشتهٔ علی صفایی حائری است. نشر لیلة‌القدر این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر درمورد روش تربیتی اسلامی است. به‌عبارت‌دیگر این کتاب به روش‌های شناخت اسلامی، جهان‌بینی اسلامی، آرمان‌های اسلامی، استعدادها، روحیه‌ها و زمان مناسب سازندگی انسان پرداخته است.

درباره کتاب مسئولیت و سازندگی

کتاب مسئولیت و سازندگی اثری ۲جلدی دربارهٔ ۲ امر مهم در زندگی بشر است. کتاب حاضر هر دوی این جلدها را در بر گرفته است. در این اثر تربیتی و آموزشی از موضوعاتی همچون مسئولیت و زیربناهای آن، تربیت، مفهوم و امکانات آن، مربی، دیدگاه‌ها، ویژگی‌ها و ضرورت‌ها سخن گفته شده است.

کتاب مسئولیت و سازندگی نوشتهٔ علی صفایی حائری باهدف برطرف‌کردن برخی اشکالات موجود در فرایندهای تربیتی ما نوشته شده است.

جلد نخست این کتاب ۸ فصل و جلد دوم آن ۲ فصل دارد.

خواندن کتاب مسئولیت و سازندگی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران حوزهٔ آموزش و پرورش انسان‌ها از منظر دین اسلام پیشنهاد می‌کنیم.

بخش‌هایی از کتاب مسئولیت و سازندگی

«مربی کیست؟

هر کس افراد تحت اختیارش را برای محیطی که در نظر دارد، تربیت می‌کند. من فرزندم را برای خانه‌ام، استاد شاگردش را برای جامعهٔ محدودش و یک دانشمند، انسان را حداکثر برای این زمین و برای هفتاد سال زندگی، تربیت می‌کند و بر طبق شرایط موجود، بارور و شکوفایش می‌سازد. ولی انسان فرزند خانه و جامعه و حتی دنیای محدود و سرزمین خاکی نیست.

انسان سرمایه‌های زیادتری دارد. انسان فرزند تمام هستی است و تا بی‌نهایت راه در پیش دارد. لذا باید طوری تربیت شود که در تمام این عوالم و در تمام این مسیر بتواند چه بکند و چگونه بماند و چگونه برود. وقتی که ما مرزها را برداشتیم و دیوارها را شکستیم و با این دید وسیع به هستی و به انسان نگاه کردیم و با این جهان بینی به فکر تربیت افتادیم ناچار مسائل به صورت دیگری طرح می‌شوند و راه حل پیدا می‌کنند.

دیدگاه‌ها

جواب صحیح این سؤال در گرو طرح صحیح این سؤال است. در گرو این است که ما به هستی و به انسان از چه دیدی نگاه می‌کنیم و او را چگونه می‌شناسیم. وقتی که انسان یک دهان و یک تن باشد، ناچار باید طوری تربیتش کرد که آبخور و آخورش را بدست بیاورد و نیازهایش را مرتفع کند و در صورت اصطکاک و برخورد منافع، قدرت از میدان به در کردن حریف را داشته باشد.

وقتی که انسان فرزند خاک باشد باید طوری تربیت شود که با قانون‌های حاکم بر این خاک و بر این سرزمین درگیر نشود و باید طوری تربیت شود که طرز بهره‌برداری را بشناسد.

وقتی که انسان محدود به هفتاد هشتاد سال شد، ناچار جوری تربیت می‌شود که استعداد و سرمایه‌هایش در این هفتاد سال کارگشا باشند. دست و پا و دندان و سر و صورت و فکر و عقل او برای هفتاد سال زندگی، بیمه شوند و برای هفتاد سال مورد بهره‌برداری قرار گیرند و ناچار با قانون‌هایی زندگی می‌کند که در این هفتاد سال تجربه شده‌اند و بدست آمده‌اند و برای مسائلی می‌کوشد که در این هفتاد سال آمد و شد دارند.

اما در آن‌جا که ما هستی را با وسعتی شناختیم که تا بی‌نهایت راه دارد و انسان را به عظمتی شناختیم که این هستی را زیر پا دارد، ناچار انسان به گونه‌ای تربیت می‌شود که با قانون‌های حاکم بر این عوالم درگیر نشود و به گونه‌ای تربیت می‌شود که استعداد و سرمایه‌هایش در تمام این عوالم کارگشا باشند و با قانون‌هایی دمخور می‌شود که در تمام این عوالم تجربه شده‌اند و شناخته شده‌اند و وضع شده‌اند و برای مسائلی می‌کوشد که در این بی‌نهایت فرصت، آمد و شد دارند. و ناچار مربی این انسان عظیم، در این پهنای هستی و این وسعت گسترده، وجودی می‌تواند باشد عظیم‌تر و وسیع‌تر. وجودی محیط و آگاه و در عین حال مهربان و دلسوز.

وجودی آگاه از ما و استعدادهای بی‌نهایت ما و آگاه از هستی و قانون‌های بی‌شمار آن. وجودی مهربان و دلسوز برای رشد ما و کمال ما و سعادت و بهزیستی ما.»

نظرات کاربران

علی
۱۳۹۸/۱۰/۱۶

واقعا عجب کتاب پربار و راهگشاییه.واقعا برای کسی که بخواد راه درستو تو زندگیش پیدا کنه و سردرگم باشه یک راه چارست این کتاب.برای من ک مدتها دنبال یک راه بودم راه حل های مناسبی داشت.توصیه میکنم اونایی که دنبال

- بیشتر
رقیه
۱۳۹۹/۰۳/۲۲

به طرز تعجب آوری قلم جذابی داره این کتاب،و اصلا متن سنگینی‌نداره ک زده کنه آدم رو در کنار فلسفی طور حرف زدن منابع حرفاشونم‌گفتن و به شدت زیباس و آدم‌رو به فکر میبره،و ممکنه حتی دیدِ آدم‌رو هم‌تغییر بده

- بیشتر
0440466563
۱۳۹۹/۰۱/۲۵

فوق العاده... یک دوره انسان شناسی است.

امروز
۱۳۹۹/۰۸/۲۵

لطفا طاقچه بینهایت 😁⁦

علی
۱۳۹۹/۱۰/۱۸

عالیه...صفایی با صفا بود...

zahra90
۱۴۰۰/۰۷/۰۲

لطفا داخل طاقچه بی نهایت بزارید

ahmadam
۱۴۰۰/۰۶/۳۱

سلام لطفا کتاب جناب ع ص رو طاقچه بی نهایت بزنید بسیار کتاب های سازنده ای دارند

NiMa
۱۴۰۱/۰۷/۱۶

تمام مطالب این کتاب به صورت جامع تر در کتاب حرکت استاد گنجانده شده است توصیه میکنم به آن کتاب مراجعه کنید.

K :)
۱۴۰۱/۰۳/۱۵

در این کتاب علاوه بر توصیه های سازنده و حرکت بخش، دسته بندی خوبی از انواع تیپ های شخصیتی آدمها و نحوه برخورد با اونها ارائه شده که بسیار جالب و قابل استفاده ست.

سپهر
۱۴۰۱/۰۵/۲۹

شاید نظر من به مذاق بسیاری خوش نیاد، ولی واقعا عمق مطالب استاد صفایی خیلی بالا نیست! با احترام بسیاری که برای ایشون میذارم، اما اگه میخواید استفاده بهینه کنید میتونید همین بریده هایی که توی طاقچه کاربران گذاشتند رو

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱۸۳)
این را هم بگویم که برای حرکت و سازندگی، تنها این شناخت‌ها و آگاهی‌ها کافی نیستند و حتی عشق و طلب هم کافی نیست، که ورزیدگی و تمرین ضروری است. من کسانی را می‌شناسم که از عشق و آگاهی برخوردارند و راستی می‌خواهند که گامی بردارند و باری را به دوش بگیرند... اما بازویشان توانایی ندارد و ورزیده نیست...
علی
ـ یک روز صبح با صدای استارت ماشینی از خواب بیدار شدم. استارت مداوم بود و جرقه‌ها زیاد و مایع قابل احتراق، اما با این وصف حرکتی نبود و پیشرفتی نبود. من به یاد جرقه‌هایی افتادم که در زندگی خودم مدام سرمی‌کشیدند، و به یاد استعدادهایی افتادم که قابل سوختن بودند و به یاد رکود و توقفی افتادم که با این همه جرقه و استعداد گریبانگیرم بوده است. در این فکر رفتم که ببینم نقص از کجاست، که شنیدم راننده می‌گوید: باید هلش داد، هوا برداشته است. و همین جواب من بود.
آسمان
مسئولیت درختی است که زمینه‌اش شناخت‌ها هستند و ریشه‌اش اعتقادها و بهارش بحران‌ها و حادثه‌ها و گرفتاری‌ها. هنگامی که زمینه‌ها غنی بودند و سرشار و ریشه‌ها محکم بودند و زنده، در هر بهاری این درخت شکوفه می‌دهد و بار می‌آورد و حتی هیچ آفتی نمی‌بیند؛ چون آفت‌ها از کمبود تغذیه و فقر زمینه‌ها مایه می‌گیرند.
علی
هنگامی که عشقی بزرگ‌تر دل را بگیرد عشق‌های کوچک‌تر نردبان آن خواهند بود.
MS
آن‌ها که با تفکراتی مغشوش و گرفتار حرکت می‌کنند، خیلی گمراه‌تر از آن‌هایی هستند که هرگز تفکراتی ندارند و کاری را آغاز نکرده‌اند.
nargil
آدم کسی است که بر تمام استعدادهایش حکومت دارد و رهبری دارد و به آن‌ها جهت می‌دهد.
s.m.a57
انسان گرفتار جبرهایی است: جبر تاریخ، جبر محیط، جبر وراثت، جبر تربیت، جبر طبیعت، از بیرون و جبر غریزه و جبر فکر و جبر عقل، در درون. انسان همراه این جبرها هست. و تنها با درگیری و هماهنگ شدن همین جبرهاست که به آزادی می‌رسد.
nargil
چه بسا که انسان باید مدت‌ها خود را متفکر و غمگین نشان بدهد و طرف را به سؤال وادار کند و پس از فرارها و تشنه کردن‌ها، آرام از خودش بپرسد که راستی چرا زنده هستم و چرا خودم را راحت نمی‌کنم. این زندگی و این تلاوت تکرارها یعنی چه؟ و آن‌گاه از دوستش بپرسد آن‌ها که خود را راحت کردند و انتحار کردند آیا از شهامت و شجاعت برخوردار نبودند؟ در این هنگام دوستش می‌کوشد که او را دلگرم کند. و اوست که می‌تواند او را از تکرار زندگی و بن‌بستِ مرگ و تنوعِ بودن، به تحرک‌ها و راه‌ها برساند و با طرح سؤال‌های بنیادی او را به جریان بیندازد. چون تنها این سؤال‌های بنیادی است که انسان را به راه می‌اندازد و پیش می‌برد. کسانی که سؤال‌ها را از بالا شروع می‌کنند و از برگ‌ها آغاز می‌کنند و از شکل برگ‌ها و رنگ برگ‌ها و کار برگ‌ها، خود را خسته می‌کنند، به نتیجه نمی‌رسند؛ چون این شکل و رنگ نتیجهٔ عواملی است که در ساقه‌ها و ریشه‌ها و شاخه‌ها و پوست‌ها خانه گرفته‌اند.
MS
فراغت و خلوت به وسعت برداشت‌ها کمک می‌کند. ذهن خسته و مشغول و شلوغ برداشتی ندارد و این است که راه رفته‌ها در هر ماه و هفته و روز، حتی در هر ساعت و در هر لحظه، ذهن خود را و درون خود را مراقبت می‌کردند و با محاسبه‌ها، اهمیت‌ها را در نظر می‌گرفتند و با مراقبت‌ها از پارازیت‌ها جلوگیری می‌نمودند و در نتیجهٔ فراغت و خلوت درون، حتی با بلبشوی بیرون برداشت‌ها داشتند و نتیجه‌گیری‌ها.
آسمان
این ما هستیم که با حرفی شاد می‌شویم و از حرفی می‌رنجیم، با صناری قالب تهی می‌کنیم و این ما هستیم که هوس‌های ما و هوس‌های خلق در ما حرکت ایجاد می‌کند و این ما هستیم که دنیا چشممان را پرمی‌کند و دگرگونمان می‌سازد. اما آن‌ها که از اسارت‌ها رهیده‌اند و به عشق حق رسیده‌اند و در حد وظیفه زندگی می‌کنند، جز با امر او، جز با حکم او، جز با اشارهٔ او به راهی نمی‌رو
MS