معرفی و دانلود رایگان کتاب وحشی بافقی
تصویر جلد کتاب وحشی بافقی
off

کتاب وحشی بافقی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۱۴۱ رأی)
انتشارات: 
طاقچه

معرفی کتاب وحشی بافقی

کمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. او در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. بافقی در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. مزار وی در محلهٔ سر برج یزد در برابر مزار شاهزاده فاضل، برادر امام هشتم است. آثار باقیماندهٔ وی عبارتند از دیوان اشعار، مثنوی خلد برین، مثنوی ناظر و منظور و مثنوی فرهاد و شیرین که این آخری به علت فوت وی ناتمام ماند و قرنها پس از او وصال شیرازی آن را به اتمام رساند. اشعار وحشی بافقی در طاقچه برگرفته از وبگاه ادبی گنجور است: پادشهی بود ملایک سپاه بر فلک از قدر زدی بارگاه در حرمش پرده نشین دختری اختر سعدی و چه سعد اختری زلف کجش حلقه کش گوش ماه چشم غزال از پی چشمش سیا خال رخش داغ دل آفتاب غالیه‌اش پرده‌در مشک ناب طره که در پای خود انداخته دام ره کبک دری ساخته منظره‌ای داشت چو قصر سپهر شمسهٔ طاقش گل زرین مهر نسر فلک طایر دیوار او تاج زحل قبهٔ زرکار او کنگر این منظر عالی مکان آمده بر قصر فلک نردبان بود بر آن غیرت بام سپهر صبحدمی جلوه نما همچو مهر جلوه او دید یکی خرقه پوش آمد از آن جلوه‌گری در خروش تیر جگردوزی از آن غمزه جست بر جگرش آمد و تا پرنشست تیر که از سخت کمانی بود رخنه گر خانهٔ جانی بود

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب وحشی بافقی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابوحشی بافقی
موضوعشعر کهن، شعر کلاسیک
نویسندهکمال‌الدین محمد وحشی بافقی
انتشاراتطاقچه
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۵۳ مگابایت
قیمت کتابرایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

اِیْ اِچْ|
۱۳۹۸/۰۴/۳۰

اونقدری که من وحشی رو دوست دارم، وحشی من و دوست نداره:) در همه حال،آدم می‌تونه بره سراغش! از «ز غوغای جهان فارغ؛» بگیرید تا «همخواب رقیبانی...» و «آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حالِ من»... خلاصه که حال ما با وحشی‌جان...بیشتر

۱۸
🌙Mohadese
۱۳۹۸/۰۹/۰۷

با این همه اشعار زیبایی که وحشی بافقی داره بی احترامی به فرهنگ و ادبیاته که آرامگاهش اینقدر بی نام و نشونه سنگ قبر مناسبی نداره و فقط روش اسمش نوشته شده

۸
DelAraM_8309
۱۳۹۸/۰۹/۰۴

من عاشقشم مخصوصا گله ی یار دل آزارش "جان من،همچو تو غارتگر جان بسیاراست ترک زرین کمر موی میان بسیار است با لب همچو شکرتنگ دهان بسیار است نه که غیر از تو جوان نیست،جوان بسیار است دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند قصد آزردن یاران...بیشتر

۳
زن
۱۳۹۸/۰۹/۱۰

انگار همین دیروز این اشعار سروده شدند...واقعا فوق العاده است♥️

۱
بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۱۱/۰۶

چقد باعث افتخاری

۱
Zahra.st
۱۳۹۸/۰۶/۰۶

چقدر شعرای وحشی با قلب و روح آدم بازی میکنه 😍😍😍

۲
..hadis..
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۱۳

واقعا کتاب فوق العاده ای هست 👌👌 وصف نشدنیه

۰
شبتاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۱

شده نزدیک که هجران تو مارا بکشد... جناب وحشی از شاعرای درجه یک روزگاره🌼

۰
(:Tarlan banoo:)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۰۵

من عاشق وحشی بافقی هستم و همش شعراشو میخونم❤️❤️

۰
hosh
۱۳۹۷/۰۹/۲۲

میشه توی شعر وحشی حافظ را کامل دید

۰
آسمان‌‌نگاه‌‌دخترک‌‌نویسنده¯
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۵

معنی وحشی، در کهن یعنی گوشه گیر ;) اشعارشون واقعا زیباست، و من مفتخرم که چنین شاعران بزرگی، با بنده در یک کشور زیست میکردن . . 🤍🌱 و بنده، سر تعظیم فرود میاورم دربرابرخداوند بخاطر آفرینش چُنین انسان هایی، حقا که رب العالمینی.

۰
a.s.y
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۱۸

روح آدم به پرواز در میاد

۰
محسن مهرابی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۳

بسیارزیباست

۰
آتی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۴

اشعاری فوق العاده زیبا

۰
کاربر 10508700
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۲

عالیه

۰

بریده‌هایی از کتاب

بیسیمچی
۲۰۸
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم
بیسیمچی
۱۶۸
گر بدانی حال من گریان شوی بی‌اختیار ای که منع گریه بی‌اختیارم می‌کنی
جیمی جیم
۱۶۰
به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
هانی
۱۴۷
مرا دیوانه کرد این درس خواندن نمی‌دانم چه می‌خواهید از من
اِیْ اِچْ|
۱۴۲
چه غصه‌ها که نخوردم ز آشنایی تو خدا ترا به کسی یارب آشنا نکند
اِیْ اِچْ|
۱۳۹
گفتم ز کار برد مرا خنده کردنت خندید و گفت من به تو کاری نداشتم
بیسیمچی
۱۲۶
روزی که نماند دگری بر سر کویت دانی که ز اغیار وفادار ترم من
اِیْ اِچْ|
۱۱۹
ما را چه بی‌گناه گرفتار کرده‌ای
-Dny.͜.
۱۱۶
من بودم و دل بود و کناری و فراغی این عشق کجا بود که ناگه به میان جست
golab
۸۷
آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من