معرفی و دانلود کتاب وقتی که مرگ آرامش است + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب وقتی که مرگ آرامش استsubscriptionAvailable

کتاب وقتی که مرگ آرامش است

مجموعه داستان

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمدمسعود کیایی
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب وقتی که مرگ آرامش است

«وقتی که مرگ آرامش است» مجموعه داستانی از «محمد مسعود کیایی» نویسنده رمان و داستان کوتاه کرمانشاهی است، که فعالیت ادبی خود را از سال ۱۳۶۳ آغاز کرد. او تا کنون ۲۷ داستان درباره دفاع مقدس نوشته و آثارش از طرف بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس مورد تقدیر قرار گرفته. محمد مسعود کیایی، درباره این مجموعه داستان می‌گوید: «این داستان‌ها نیز به گونه ای بازگویی تاریخی زندگی در عصر ماست. ساختار بنیادین این داستان‌ها بر خیالبافی و ذهنیت‌های بیمارگونه آلوده نیست، بلکه بر آرزوها، ماجراها و چگونه زیستن مردم ما استوار است.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب وقتی که مرگ آرامش است و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابوقتی که مرگ آرامش است
عنوان دیگرمجموعه داستان
موضوعداستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسندهمحمدمسعود کیایی
انتشاراتنشر روزگار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۳/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۴۵ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۳۷۴۵۶۴۶
تعداد صفحه‌ها۱۵۸ صفحه
قیمت کتاب۳۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

sadeghi
۴
شنیده بود از پیشنماز، که چون مرد از چهل سالگی بگذرد و توبه نکند؛ شیطان بر پیشانیش بوسه می‌زند و می‌گوید پدرم به قربانت تو دیگر درست نخواهی شد.
sadeghi
۲
غزال زنی جوان بود و بسیار زیبا. نظیر او در آبادیهای آن حول و حوش یافت نمی شد. پس از سالهای کودکی و بازیگوشی و سالهای جوانی و مستی از زیبایی و سپس ازدواج و امیدها و باورها و کار در صحرا و کشتکاری، اینک با وجود سه فرزند دریافته بود گمشده‌ای دارد. یا حداقل این‌که در زندگی چیزی کم دارد؛ که خود نیز به درستی نمی‌داند چیست.
sadeghi
۲
اگر پاهای چابک آهو نبودند نمی‌توانست از چنگال مرگ بگریزد و همچنان زنده و زیبا بماند. شتاب او، زندگی به او بخشیده است
sadeghi
۲
در این یک ساله نیز چون بار قبل که توبه کرده و شکسته بود، بی‌یار و یاور مانده بود. در تصور عجول خویش، از رفقای هم پیاله رانده و در کنار مؤمنین مسجدی نیز جایی نداشت. تنها مانده بود.