معرفی و دانلود کتاب خونابه میناب + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خونابه میناب

کتاب خونابه میناب

۴.۰(از ۲ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۳۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خونابه میناب

کتاب خونابه میناب، نوشته سیدحمیدرضا مهاجرانی، به انفجار مدرسه‌ی شجره‌ی طیبه در میناب (استان هرمزگان) پرداخته است. رمان حاضر سفر یک نویسنده به شهر میناب را روایت می‌کند؛ شهری که سوگ دانش‌آموزان مدرسه‌ی شجره‌ی طیبه را بر دوش می‌کشد. راوی برای نوشتن درباره‌ی فاجعه‌ی رخ‌داده به این شهر می‌رود. دیدار با امدادرسانان، خانواده‌ها و مردمْ مأموریت او را به پرسشی درباره‌ی مسئولیت نوشتن تبدیل می‌کند. انتشارات امیرکبیر رمان حاضر را منتشر کرده است. داستان میان مشاهده‌ی ویرانه‌ها، شنیدن خاطرات و حضور صدایی ناپیدا پیش می‌رود. این صدا راوی را به صبوری و شجاعت دعوت می‌کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب خونابه میناب اثر سیدحمیدرضا مهاجرانی

کتاب خونابه میناب یک رمان به قلم سیدحمیدرضا مهاجرانی (‫۱۳۴۳‏-‬) از زاویه‌دید اول‌شخص است که به انفجار مدرسه‌ی شجره‌ی طیبه در میناب (استان هرمزگان) در ۹ اسفند ۱۴۰۴ می‌پردازد. راویْ نویسنده‌ای به نام حمید است که برای ثبت قصه‌ی مدرسه‌ی شجره‌ی طیبه راهی میناب می‌شود. این شخصیت منظره‌های روبه‌روی خود و خاطرات شخصی مردم را مشاهده می‌کند. او گاهی از گفت‌وگویی روزمره به یاد حادثه‌ای دیگر می‌افتد یا در چهره‌ی کودکان، تصویرهایی مرتبط با ادبیات و باورهای مذهبی را می‌بیند.

فصل اول رمان خونابه میناب با عنوان «آوار و اشک» مسیر نزدیک‌شدن راوی به شهر و مواجهه‌ی او با رنج مردم را نشان می‌دهد. این رمان فقط از خرابی‌های حاصل از برخورد موشک به مدرسه سخن نگفته است؛ توصیف بازار پارچه، پوشش زنان بندری، درختان و بوی دریا نیز انجام شده است. سیدحمیدرضا مهاجرانی این توصیف‌ها را در کنار تصویرهای آوار و خرابی قرار داده است. او از توصیف‌های عاطفی، تشبیه‌های فراوان و ارجاع به شعر نیز استفاده کرده است. دیدگاه ضدجنگ راوی در پرسش‌های او درباره‌ی سرنوشت کودکان و هزینه‌ای که مردم می‌پردازند، آشکار است.

کتاب خونابه میناب در بخش‌های مربوط به دیدارهای شهری، شخصیت‌هایی را معرفی می‌کند که هریک رابطه‌ای با رنج و یاری‌رساندن دارند. گفتار محلی بعضی شخصیت‌ها تفاوت صدای آنان را با بیان ادبی راوی حفظ می‌کند. حضور آوا، صدایی که سرچشمه‌اش برای حمید روشن نیست، به رمان وجهی رازآلود داده است. این حضور در کنار تصویر پروانه، پرسش‌هایی را درباره‌ی حافظه، غیاب و یافتن حقیقت ایجاد می‌کند.

رمان خونابه میناب دیدن شهری را که ساکنانش هم سوگوارند و هم برای مراقبت از یکدیگر قدم برمی‌دارند، ممکن کرده است.

خلاصه داستان خونابه میناب

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

حمید در جلسه‌ای در دفتر انتشارات پیشنهاد می‌دهد برای نوشتن قصه‌ی مدرسه‌ی شجره‌ی طیبه، مدتی در میناب زندگی کند. او راهی جنوب می‌شود؛ سفری که خاطرات یک حضور دیگر در هرمزگان را نیز زنده می‌کند. شبیرو در بندرعباس به استقبالش می‌آید و مینا، مامای روستای سرمست، در مسیر همراه آنان می‌شود. گفت‌وگو با مینا نخستین مواجهه‌ی نزدیک حمید با خاطرات کسانی است که در آواربرداری شرکت کرده‌اند.

راوی پس از رسیدن، به مدرسه و سپس آرامستان سر می‌زند. مردم شهر از تلاش برای نجات کودکان، دشواری شناسایی پیکرها و زندگی خانواده‌های داغ‌دیده می‌گویند. حمید در میان این دیدارها با صدا و نشانه‌هایی روبه‌رو می‌شود که توضیح روشنی برایشان ندارد. مأموریت نوشتن، او را به‌دنبال شنیدن قصه‌هایی می‌برد که سوگ، همیاری و پرسش درباره‌ی جنگ در مرکز آن‌ها قرار دارد.

چرا باید کتاب خونابه میناب را بخوانیم؟

دلایل خواندن کتاب خونابه میناب را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

  • رمان حاضر تأثیر جنگ بر زندگی مردم را از خلال تجربه‌های شخصیت‌ها و مشاغل مختلف نشان می‌دهد.
  • توصیف پوشش، طبیعت و گفتار محلیْ تصویری از زندگی در شهر میناب در کنار سوگ را ارائه داده است.
  • پرسش راوی درباره‌ی شجاعت، مسئولیت نویسنده هنگام ثبت رنج دیگران را مطرح می‌کند.
  • ارجاع‌های شعری، نقش ادبیات در بیان اندوه و تسلی را آشکار می‌کند.

خواندن کتاب خونابه میناب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب خونابه میناب به این گروه‌ها پیشنهاد می‌شود:

  • دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان ضدجنگ.
  • مخاطبانی که مایلند با رخدادهای پس از انفجار مدرسه‌ی شجره‌ی طیبه در میناب (استان هرمزگان) در ۹ اسفند ۱۴۰۴ در قالب یک رمان همراه شوند. 
  • خوانندگانی که به رمان‌هایی مرتبط با جنوب ایران، فرهنگ محلی و زندگی مردم در شهر میناب علاقه دارند.
  • مخاطبانی که موضوع سوگ، همیاری و مسئولیت اخلاقیِ نوشتن را در حوزه‌ی ادبیات داستانی دنبال می‌کنند.

بخشی از کتاب خونابه میناب

«یک بستر و دو پرواز

کمی قبل از نیمه‌شب سری به آرامستان زدم. نمی‌دانم چرا هر وقت به آنجا می‌روم گام‌هایم کندگذر و سنگین می‌شود. حس می‌کنم به پاهایم دو وزنهٔ سنگین بسته‌اند، طوری‌که باید موقع راه‌رفتن آن‌ها را دنبال خودم بکشم ولی به محض آنکه به سنگ‌مقام‌ها نزدیک می‌شوم خیلی سبک می‌شود. حالتم درست می‌شود مثل کسی که دارد در خواب راه می‌رود ولی به‌جای راه رفتن فاصلهٔ هر گام با گام بعدی‌اش یک‌جور حالت پرواز و جهش دارد که گاهی آن جهش‌ها کوتاه و گاهی خیلی بلند می‌شوند. گاهی بلندا و ارتفاع گام‌هایش طوری می‌شود که حتی می‌تواند از بامی به بامی و از کوچه‌ای به کوچهٔ دیگر پرواز کند و سبک‌بال فرود بیاید. انگار در فاصلهٔ دو گام دستی نامرئی به سبکی و نازانی باد، او را در خود گرفته و اجازهٔ سقوط به او نمی‌دهد.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۰ مهر ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خونابه میناب و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابخونابه میناب
موضوعرمان، ادبیات پایداری، داستان ایرانی
نویسندهسیدحمیدرضا مهاجرانی
انتشاراتانتشارات امیرکبیر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۵/۰۶/۲۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳۱.۸۱ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۰۰۲۶۱۷۵
تعداد صفحه‌ها۳۶۰ صفحه
قیمت کتاب۳۲۰۰۰۰ تومان
زبان کتابفارسی
برچسبادبیات ایران

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

بود. من برای اولین‌بار صدای گریهٔ دیوارها وضجهٔ پنجره‌ها را شنیدم که حتی برای یک لحظه از صدا نمی‌افتادند.
زهرا شاهی
۰
تا قبل از آن گمان می‌کردم جنگ‌ها ترس‌آفرینند ولی اشتباه می‌کردم... با دیدن آن تصویر متوجه شدم جنگ در ماهیت خود ترسوترین‌هاست. از مدرسه می‌ترسد، از باغ و آبادانی می‌ترسد، از حضور انسان می‌ترسد، از جنین‌های نشسته در بطن مادران می‌ترسد، از نوای شاد دمام و نی‌انبان و نی‌جفتی می‌ترسد و حتی از سایهٔ خودش هم می‌ترسد. چطور ممکن است که پدیده‌ای تا این حد ترسو قادر به ایجاد هول و هراس در دل دیگران باشد؟
زهرا شاهی
۰