
کتاب خونابه میناب
۳۲۰,۰۰۰
قیمت:
۲۵۶,۰۰۰
تومان
معرفی کتاب خونابه میناب
کتاب خونابه میناب نوشته سیدحمیدرضا مهاجرانی، داستان سفر نویسندهای به شهری است که در متن، سوگ دانشآموزان مدرسهی شجرهی طیبه را بر دوش میکشد. راوی برای نوشتن دربارهی این فاجعه به میناب میرود اما دیدار با امدادرسانان، خانوادهها و مردم شهر، مأموریت او را به پرسشی دربارهی مسئولیت نوشتن تبدیل میکند. انتشارات امیرکبیر این کتاب را منتشر کرده است. قصه میان مشاهدهی ویرانهها، شنیدن خاطرات و حضور صدایی ناپیدا پیش میرود؛ صدایی که راوی را به صبوری و شجاعت دعوت میکند. میناب در این روایت فقط محل حادثه نیست؛ شهری است که زیبایی و زندگیاش زیر سایهی اندوه همچنان دیده میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خونابه میناب
کتاب خونابه میناب روایت اولشخص نویسندهای به نام حمید است که برای ثبت قصهی مدرسهی شجرهی طیبه راهی میناب میشود. سیدحمیدرضا مهاجرانی در متن ارائهشده، نگاه این شخصیت را مرکز روایت قرار داده است؛ نگاهی که میان منظرههای روبهرو، خاطرات شخصی و تداعی شعرها حرکت میکند. راوی گاهی از گفتوگویی روزمره به یاد حادثهای دیگر میافتد یا در چهرهی کودکان، تصویرهایی از ادبیات و باورهای مذهبی میبیند. فصل اول با عنوان آوار و اشک، بخشهایی مانند آغاز قصه، فین، ایستگاه و کَهور و کَرَت دارد. این نامها مسیر نزدیکشدن راوی به شهر و مواجههی او با رنج مردم را نشان میدهند. فضای قصه فقط از خرابیها ساخته نشده است. بازار پارچه، پوشش زنان بندری، درختان و بوی دریا نیز حضور دارند. نویسنده این جزئیات را مقابل تصویرهای آوار قرار داده است تا فاصلهی میان زندگی معمولی و ویرانی محسوس شود. متن از توصیفهای عاطفی، تشبیههای فراوان و ارجاع به شعر استفاده میکند. دیدگاه ضدجنگ راوی نیز در پرسشهای او دربارهی سرنوشت کودکان و هزینهای که مردم میپردازند، آشکار است.
کتاب خونابه میناب در بخشهای مربوط به دیدارهای شهری، شخصیتهایی را معرفی میکند که هریک رابطهای جداگانه با رنج و یاریرساندن دارند. مینا، مامایی که برای خدمت به منطقه آمده، هم همراه راوی است و هم خاطرات آواربرداری را بازگو میکند. شبیرو راه ارتباط او با مردم را باز میکند. کاشیکار و صالح بغدادی نیز نمایندگان حرفهها و تجربههایی هستند که معمولاً در گزارش کلی یک حادثه کمتر دیده میشوند. گفتار محلی بعضی شخصیتها، تفاوت صدای آنان را با بیان ادبی راوی حفظ میکند. حضور آوا، صدایی که سرچشمهاش برای حمید روشن نیست، به قصه وجهی رازآلود میدهد. این حضور در کنار تصویر پروانه، پرسشهایی دربارهی حافظه، غیاب و یافتن حقیقت ایجاد میکند. روایت، شنیدن را کاری بیهزینه نشان نمیدهد؛ حمید باید ظرفیت مواجهه با درد را در خود پیدا کند. تجربهی مطالعهی بخش ارائهشده، همراهی با همین مواجهه است: دیدن شهری که ساکنانش هم سوگوارند و هم برای مراقبت از یکدیگر قدم برمیدارند. ادعاها و داوریهای تاریخی و سیاسی مقدمه نیز بیان موضع نویسندهاند و از مشاهدات شخصیتها در جریان قصه جدا هستند.
خلاصه داستان خونابه میناب
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
حمید در جلسهای در دفتر انتشارات پیشنهاد میدهد برای نوشتن قصهی مدرسهی شجرهی طیبه، مدتی در میناب زندگی کند. او راهی جنوب میشود؛ سفری که خاطرات یک حضور دیگر در هرمزگان را نیز زنده میکند. شبیرو در بندرعباس به استقبالش میآید و مینا، مامای روستای سرمست، در مسیر همراه آنان میشود. گفتوگو با مینا نخستین مواجههی نزدیک حمید با خاطرات کسانی است که در آواربرداری شرکت کردهاند. راوی پس از رسیدن، به مدرسه و سپس آرامستان سر میزند. مردم شهر از تلاش برای نجات کودکان، دشواری شناسایی پیکرها و زندگی خانوادههای داغدیده میگویند. حمید در میان این دیدارها با صدا و نشانههایی روبهرو میشود که توضیح روشنی برایشان ندارد. مأموریت نوشتن، او را بهدنبال شنیدن قصههایی میبرد که سوگ، همیاری و پرسش دربارهی جنگ در مرکز آنها قرار دارند.
چرا باید کتاب خونابه میناب را بخوانیم؟
دلایل خواندن کتاب خونابه میناب را میتوان اینطور خلاصه کرد:
- قصه، تأثیر جنگ بر زندگی مردم را از خلال تجربههای اشخاص و مشاغل مختلف نشان میدهد.
- توصیف پوشش، طبیعت و گفتار محلی، تصویری از زندگی میناب در کنار سوگ شهر میسازد.
- پرسش راوی دربارهی شجاعت، مسئولیت نویسنده هنگام ثبت رنج دیگران را مطرح میکند.
- ارجاعهای شعری، نقش ادبیات در بیان اندوه و تسلی را آشکار میکنند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
- علاقهمندان به داستانهای ضدجنگ که سرنوشت غیرنظامیان و کودکان برایشان دغدغه است.
- خوانندگانی که به قصههای مرتبط با جنوب ایران، فرهنگ محلی و زندگی مردم میناب علاقه دارند.
- مخاطبانی که موضوع سوگ، همیاری و مسئولیت اخلاقی نوشتن را در ادبیات دنبال میکنند.
بخشی از کتاب خونابه میناب
«صبح ساعت هشت، رضا با من تماس گرفت و گفت: «زودتر خودت را به دفتر انتشارات برسان که جلسهٔ مهمی داریم. دیر نکنی که مدیر منتظرت است.» گوشی را که قطع کردم با بیحوصلگی قهوهای را که درست کرده بودم نوشیدم و فنجان را که تهماندهٔ قهوه داخلش بود، به حال خودش رها کردم. لباسهایم را پوشیدم و از خانه زدم بیرون. توی راهپله به آقا هادی، همسایهٔ طبقهٔ بالا، که اهل طارم است، برخوردم. هادی یک وانتنیسان آبی دارد که بین شمال و تهران بار جابهجا میکند. گفت:
«دارم میروم طارم سراغ زن و بچهام. اگر دوست داری همراهم بیا.»
«نه آقا هادی. امروز گرفتارم. برو به امید خدا. سفرت بیخطر.»
«بهنظر تو دوباره جنگ شروع میشود؟»
«نمیدانم هادیجان. ولی امیدوارم نشود.»
«وقتی مدرسهٔ شجرهٔ طیبه را توی میناب زدند، همسرم خیلی گریه و زاری کرد.»
«بله درد سنگینی به جان همه نشست.»
«بااجازه، آقا سید.»
«خدا به همراهت. خیر پیش.»
با خودم گفتم. واقعاً چه روزگار غریب و تلخی شده! هرکس به دوستی یا آشنایی برمیخورد، همین سؤال را میپرسد. دوست از دوست. مسافر از همسفر. کاسب از مشتری و همینطور بگیر تا آخر... پنداری سخن از دوستی و محبت آنهم در ماه آغازین بهار و نوروز به محاق رفته...
وقتی به میدان سعدی رسیدم، ساختمان دفتر انتشارات در آنسوی میدان مقابل چشمانم قرار گرفت. به سمت ساختمان رفتم و با آسانسور خودم را رساندم به طبقهٔ سوم. رضا با آقای مدیر توی دفتر نشسته بودند. چند نفر دیگر که میشناختم و نمیشناختم هم حضور داشتند. رضا گفت: «حمید هم آمد. بهتر است شروع کنیم.»»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خونابه میناب و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب
| نام کتاب | خونابه میناب |
|---|---|
| موضوع | رمان، ادبیات پایداری، داستان ایرانی |
| نویسنده | سیدحمیدرضا مهاجرانی |
| انتشارات | انتشارات امیرکبیر |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۵/۰۶/۲۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۳۱.۸۱ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۰۰۲۶۱۷۵ |
| تعداد صفحهها | ۳۶۰ صفحه |
| قیمت کتاب | ۲۵۶۰۰۰ تومان |
| برچسب | ادبیات ایران |
نظر شما دربارهٔ این کتاب