
کتاب نبرد قدرت در ایران
معرفی کتاب نبرد قدرت در ایران
کتاب نبرد قدرت در ایران (چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟) نوشته محمد سمیعی و تحلیلی در باب چگونگی برآمدن روحانیت شیعه بهعنوان نیروی برندهی سیاست در ایران معاصر است. نشر نی چاپ دهم این کتاب را در سال ۱۴۰۴ منتشر کرده است. نویسنده با رجوع به تاریخ ایران، از صفویه تا انقلاب ۱۳۵۷، مسیر جابهجایی نیروهای سیاسی و شکلگیری هژمونی روحانیت را دنبال کرده است. کتاب حاضر تحولات ساختاری قدرت و نیز نقش بازیگران کلیدی مانند شاه، روحانیان، نخبگان ملیگرا و نیروهای چپ را بررسی کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب نبرد قدرت در ایران اثر محمد سمیعی
کتاب نبرد قدرت در ایران (چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟) به قلم محمد سمیعی، آرایش نیروهای سیاسی در ایران را بررسی کرده است. نویسنده از سدهی بیستم و موج جهانی سکولاریسم آغاز کرده و از برتری تمدن غرب، پروژههای نوسازی در ایران و ترکیه، تلاش حکومتهای مدرن برای دینزدایی و محدودکردن روحانیت سخن گفته است.
انقلاب ۱۳۵۷ بهعنوان حرکتی مردمی که برخلاف جریان غالب جهانی، روحانیت را به رأس قدرت رساند، مسئلهی اصلی کتاب نبرد قدرت در ایران است. محمد سمیعی با تکیه بر نظریههای ساموئل هانتینگتون، ارنستو لاکلائو، میشل فوکو و آنتونی گیدنز، چارچوبی نظری برای فهم رابطهی توسعه، نارضایتی، هژمونی و ساختار/ کارگزار ساخته است.
کتاب نبرد قدرت در ایران (چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟)، در ۹ فصل، موضوعاتی مانند سالهای پایانی حکومت محمدرضاشاه، آرایش سیاسی در فراز و فرود صفویان، نیروهای سیاسی در دوران متلاطم قاجار، نبرد قدرت در انقلاب مشروطه، رؤیای تجدد در کابوس دیکتاتوری رضاشاه، دههی ۱۳۲۰، نهضت ملیشدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نیز نبرد قدرت در انقلاب اسلامی ایران را بازنگری میکند.
جمعبندی نویسندهی کتاب نبرد قدرت در ایران به توصیه برای همزیستی مسالمتآمیز نخبگان ایرانی ختم شده است؛ تا انرژی سیاسی، بهجای جنگ داخلی، صرف توسعهی ایرانزمین شود.
خلاصه کتاب نبرد قدرت در ایران
در جهانی که بهسوی سکولاریسم میرفت، در ایرانِ مدرنشده و دینزداییشده، چگونه روحانیت شیعه توانست در انقلاب ۱۳۵۷ به نیروی برندهی قدرت تبدیل شود؟ محمد سمیعی ابتدا نشان میدهد که پروژهی نوسازی پهلوی با اتکا به نفت، شهرنشینی، آموزش و ارتش مدرن، توسعهای نامتوازن و مصرفگرا پدید آورد که بدون نوسازی سیاسی به بحران مشروعیت انجامید.
نویسنده سپس با رجوع به تاریخ صفویه، قاجار، مشروطه، رضاشاه، دههی ۱۳۲۰ و نهضت ملیشدن صنعت نفت، مسیر شکلگیری و تضعیف و بازسازی نیروهای سیاسی مختلف را دنبال میکند تا نشان دهد روحانیت چگونه از شکست در مشروطه و فشار دوران رضاشاه عبور کرد، سرمایههای اجتماعی و شبکهای خود را بازآرایی کرد و در لحظهی انقلاب، در رقابت با ملیگرایان و چپها و دیگر نخبگان، به نیروی هژمونیک بدل شد.
چرا باید کتاب نبرد قدرت در ایران را بخوانیم؟
کتاب نبرد قدرت در ایران (چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟) تصویری از نبرد قدرت میان روحانیت، سلطنت، نخبگان ملیگرا، نیروهای چپ و قدرتهای خارجی ارائه کرده و نشان داده است که انقلاب اسلامی فقط محصول سال ۱۳۵۷ نیست. خوانندهی این اثر با منطق تصمیمگیری بازیگران، نقش توسعهی نامتوازن، نارضایتیهای انباشته و چگونگی هژمونیکشدن روحانیت آشنا میشود و ابزاری بهتر برای فهم سیاست ایران به دست میآورد.
خواندن کتاب نبرد قدرت در ایران را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به دانشجویان و پژوهشگران علوم سیاسی، تاریخ و جامعهشناسی، علاقهمندان به ریشههای انقلاب ۱۳۵۷ در ایران و کسانی پیشنهاد میشود که در پی فهم سازوکار قدرت و نقش روحانیت در سیاست ایران هستند.
درباره محمد سمیعی
محمد سمیعی نویسنده، دانشیار گروه مطالعات ایران و رئیس دانشکدهی مطالعات جهان دانشگاه تهران بوده و در سال ۱۳۴۳ متولد شده است. دوران تحصیلات متوسطهی خود را در رشتهی ریاضیـفیزیک در دبیرستان نیکان به پایان رساند و سپس با توجه به علاقهی وافری که به کسب فهم عمیق اسلام داشت، از سال ۱۳۶۳ وارد حوزهی علمیهی قم شد و تحصیلات دینی خود را به مدت ۱۸ سال در آنجا ادامه داد. این نویسنده بهموازات فراگیری دروس حوزوی، در سال ۱۳۶۷ در مقطع کارشناسی رشتهی حقوق دانشگاه تهران پذیرفته و در سال ۱۳۷۱ یا ۱۳۷۲ فارغالتحصیل شد. او همچنین مدرک کارشناسیارشد خود را در رشتهی اطلاعرسانی در سال ۱۳۷۸ از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کرد.
سمیعی از بنیانگذاران استفاده از رایانه در پژوهشهای اسلامی به شمار میرود. او از تأسیسکنندگان مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور) بوده است. این نویسنده پس از آن مؤسسهی تحقیقاتی لوا و سپس پایگاه اطلاعرسانی سراسری اسلامی (پارسا) را بنیانگذاری و مدیریت کرد. در کنار این فعالیتهای دیجیتال و فناوری، اشتغال به دروس حوزوی و دانشگاهی همواره مهمترین بخش از برنامههای او را تشکیل داده است.
محمد سمیعی در سال ۱۳۸۱ به مدت دو سال و نیم در مقام مشاور وزیر و سرپرست پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خدمت اشتغال داشت و پس از آن برای ادامهی تحصیل در مقطع دکتری راهی انگلستان شد و توانست در سال ۱۳۸۸ (مصادف با سال ۲۰۰۹ میلادی) دکتری خود را در رشتهی علوم سیاسی از دانشگاه وستمینسترِ لندن دریافت کند.
سمیعی از سال ۱۳۸۹ بهعنوان عضو هیئتعلمی در دانشکدهی مطالعات جهان دانشگاه تهران مشغول به کار شد. او که عضو پیوستهی گروه مطالعات ایران بوده، در سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵ به مدت سه سال در سمت معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده و سپس از سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹ به مدت چهار سال در پست مدیر گروه مطالعات ایران خدمت کرده و در خرداد سال ۱۳۹۹ به ریاست این دانشکده منصوب شده است.
این استاد و پژوهشگر ایرانی در طول دوران حرفهای خود آثار مکتوبی را به رشتهی تحریر درآورده است. از کتابهای او میتوان اشاره کرد به «نبرد قدرت در ایران (چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟)» و «خانواده در بحران: کشاکش الگوهای سنت و نوگرایی. مقالات او شامل «فقیهان در مسند سیاست: مقایسهی نگرش حقوقی با نگرش سیاسی در حکومت اسلامی» و «بازاندیشی رابطهی تاریخی تحولات سیاسی با تحولات اقتصادی در ایران (۱۳۹۷ - ۱۲۷۰)» میشود.
محمد سمیعی به ترجمهی این کتابها نیز پرداخته است: «ژئوپلتیک و هویت در گفتمان سیاست خارجی بریتانیا» (نوشتهی نیک ویتاکر)، «سایهبازی پشت خطوط، زیر آتش» (نوشتهی تیم مارشال و ترجمهی محمد هادی واعظ مهدوی، محمد سمیعی و نادیا درویش) و «زندگی چگونه بود؟» (نوشتهی یان لوتن ون زاندن و ترجمهی محمد سمیعی و محمد کریمی).
بخشی از کتاب نبرد قدرت در ایران
«فصل ششم: نفسی تازه در فضای سیاسی ایران
اشغال کشور توسط نیروهای متفقین، بهرغم همه دشواریهایی که پدید آورد، مردم ایران را از زیر چکمه دیکتاتوری رضاشاه نجات داد و به آنان فرصت تنفّسی دوباره بخشید. پس از تبعیدِ رضاشاه، دغدغه اصلی نیروهای اشغالگر آن بود که بتوانند از مسیرهای ارتباطی ایران استفاده و آذوقه و تجهیزات را بدون پیش آمدن مشکلی در مسیر، به شوروی ارسال کنند و آن کشور را که در برابر ارتش مقتدر آلمان در شرف فروپاشی قرار گرفته بود، تقویت نمایند. متفقین برای این منظور مایل بودند که وضعیت سیاسی ایران از ثبات نسبی برخوردار باشد. از آنجا که محمدعلی فروغی که در رأس دولت قرار گرفته بود، فردی باتجربه بود و ارتباط خوبی با سفارت انگلستان داشت، تغییر معادلات قدرت نسبتاً با نرمی و بدون تنش انجام گرفت و بدون ایجاد بحران، رضاشاه که مقتدرترین فرد سیاست ایران بود، از عرصه قدرت حذف گردید. از آن پس نیروهای متفقین تلاش میکردند که استقلال دستگاههای سیاسی ایران را اگرچه فقط در ظاهر، حفظ کنند و نمیخواستند نارضایتی عمومی و حرکتهای مردمی ایجاد شود و آنان را از هدف اصلی که از اشغال داشتند، باز دارد.»
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۰۷ صفحه
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۰۷ صفحه