
کتاب وقتی که عشق می بارید
معرفی کتاب وقتی که عشق می بارید
کتاب وقتی که عشق میبارید نوشتهی مریم پرواره روایتی عاشقانه از زندگی دختری جوان است که میان عشق، خانواده و کشف هویت خود گرفتار شده. انتشارات نامه مهر آن کتاب را منتشر کرده است. داستان در فضای امروز شهر و خانوادهای پر از تنش، جدایی و قضاوت میگذرد و بر رابطهی آرزو و شهاب تمرکز دارد؛ عشقی قدیمی که از کودکی شکل گرفته و حالا زیر فشار رفتارهای متناقض، مهمانیها، قضاوتهای فامیلی و رازهای خانوادگی به چالش کشیده شده است. روایت کتاب با لحن صمیمی اولشخص پیش میرود و خواننده را قدمبهقدم با فرازونشیبهای عاطفی قهرمان همراه میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب وقتی که عشق می بارید
کتاب وقتی که عشق میبارید داستان زندگی آرزو است؛ دختری که از کودکی دلبستهی پسرعمهاش شهاب بوده و همهی جهانش در یک نام خلاصه شده است. مریم پرواره در این کتاب فضای یک خانوادهی گسترده را تصویر کرده است؛ خانوادهای که در آن طلاق عمهناهید و عموجلال، وابستگی شدید شهاب به مادرش، حضور برادر بزرگتر یعنی شهرام و خواهرش شیوا و همچنین دخالتهای فامیلی، زمینهی اصلی تنشها را میسازد. کتاب وقتی که عشق میبارید با تمرکز بر جزئیات روزمره، مهمانیها، جشن تولدها، رفتوآمدها و گفتوگوهای خانوادگی نشان میدهد که عشق نوجوانی چگونه زیر سایهی غرور، بیمسئولیتی، قضاوت و تفاوت ارزشها آسیب میبیند. در کتاب وقتی که عشق میبارید، روایت از زاویهی دید آرزو پیش میرود و خواننده در جریان احساسات متناقض او قرار میگیرد؛ از شیفتگی کورکورانه به شهاب تا لحظههایی که از خودش و دلبستگیاش خسته میشود. در میانهی این عشق، راز بزرگی دربارهی هویت آرزو فاش میشود؛ رازی که عمهناهید در اوج عصبانیت بر زبان میآورد و بعد پدر و مادرِ بزرگکنندهی آرزو ناچار میشوند حقیقت را توضیح دهند. کتاب وقتی که عشق میبارید علاوهبر خط اصلی عاشقانه، به رابطهی آرزو با شیوا، نقش شهرام بهعنوان برادر آرام و ناظر خاموش، و تضاد دو نوع مادریکردن (مادر زیستی و مادری که بزرگ کرده) پرداخته است و نشان داده است که چگونه یک خبر میتواند تعادل عاطفی یک دختر جوان را بههم بزند و او را به سفری درونی برای بازتعریف خودش بفرستد.
خلاصه داستان وقتی که عشق می بارید
داستان وقتی که عشق میبارید با اعتراف آرزو شروع میشود؛ دختری که از کودکی عاشق پسرعمهاش شهاب بوده و همهی زندگیاش را براساس سلیقه و خواستهی او تنظیم کرده است. شهاب پسری جذاب، اجتماعی و مغرور است که با دخترهای زیادی در رفتوآمد است و همین موضوع مدام قلب آرزو را میشکند. در کنار این رابطهی پرتنش، شیوا خواهر شهاب تنها تکیهگاه عاطفی آرزو است و شهرام، برادر بزرگتر، ناظر ساکت ماجراهاست. جشن تولد آرزو به نقطهی عطف تبدیل میشود؛ مهمانی مختلط، حضور کتایون و صحنهای که آرزو در آشپزخانه میبیند، باعث درگیری جدی او و شهاب میشود. کمی بعد، در اوج این آشفتگی، عمهناهید در تماسی پر از توهین، راز سرّی را فاش میکند: آرزو فرزند واقعی پدر و مادرش نیست. این کشف، آرزو را به بحران هویت میکشاند و او برای مدتی به ویلای شمال میرود تا از همه فاصله بگیرد. در ادامه، رابطهی او با شهاب، واکنش پدر و مادر، و نقش شیوا و شهرام در کنارآمدن او با این حقیقت دنبال میشود، بیآنکه پایان داستان لو برود.
چرا باید کتاب وقتی که عشق می بارید را بخوانیم؟
وقتی که عشق میبارید تصویری نزدیک از عشقهای طولانیمدت فامیلی، وابستگیهای عاطفی و فشار قضاوتهای خانوادگی ارائه داده است. این کتاب نشان داده است که چگونه یک راز خانوادگی میتواند نگاه یک دختر به خودش، خانواده و عشق را عوض کند و در عینحال از رابطهی پیچیدهی مادر و فرزند، طلاق، حسادت و رشد عاطفی جوانان پرده برداشته است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان رمانهای عاشقانهی شهری، کسانی که با موضوعات طلاق، تنشهای فامیلی و کشف رازهای خانوادگی درگیرند و همچنین نوجوانان و جوانانی که با عشقهای طولانیمدت و وابستگی عاطفی دستوپنجه نرم میکنند پیشنهاد میشود.
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه