
کتاب تور از سرش آیینه برمی دارد انگار
معرفی کتاب تور از سرش آیینه برمی دارد انگار
کتاب تور از سرش آیینه برمیدارد انگار نوشتهی گیتی دباغی مجموعهای از شعرهای کلاسیک و ترانههاست که نشر نامه مهر آن را منتشر کرده است. در این کتاب غزلها، شعرهای نیمهمحاورهای و چند ترانه در کنار هم آمده و فضایی سرشار از تصویر، خاطره، عشق، غربت و تهرانگردی ساخته شده است. شاعر در بسیاری از شعرها از زبان زنی تنها، خسته و درعینحال امیدوار سخن گفته است که میان خاطرات شخصی، شهر، جنگ، مهاجرت و دلتنگی سرگردان است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب تور از سرش آیینه برمی دارد انگار
کتاب تور از سرش آیینه برمیدارد انگار مجموعهای از شعرهای گیتی دباغی است که در قالب اصلی غزل کلاسیک شکل گرفته اما در بخش پایانی به ترانه و شعر محاوره هم رسیده است. در این کتاب، شاعر با تکیه بر وزن و قافیهی سنتی، جهان معاصر خود را روایت کرده است؛ جهانی که در آن تهران، جنگ، مهاجرت، تنهایی زن، خاطرات کودکی و عشقهای فرسوده درهم تنیده شدهاند. در تور از سرش آیینه برمیدارد انگار بخش بزرگی از شعرها غزلهایی هستند که حول محور عشق، جدایی، خاطره و حسرت میچرخند؛ اما این عشق اغلب در پیوند با شهر و زمانه تصویر شده است. اشارههای مکرر به تهران، ولیعصر، تجریش، شمران، کافهها، قطار، پاییز و یلدا فضای کتاب را به جغرافیای مشخصی گره زده است. در بسیاری از شعرها، راوی زنی است که در پیلهی تنهایی، در قفس، پشت پنجره یا در کوچههای بارانی شهر قدم میزند و از جنگ، مرز، سیمخاردار، سرباز و صلح هم نشانههایی در شعرها دیده میشود. کتاب تور از سرش آیینه برمیدارد انگار علاوهبر غزلها، چند شعر با زبان محاوره و ساختار ترانه نیز دارد که در آنها ریتم، تکرار و تصویرهای روزمره پررنگتر است. در این بخشها، شاعر از «تنگ غروب»، «ترانهی قدیمی»، «شهر من»، «دوباره تنگ غروبه» و خستگی آدمها میگوید و فضای اجتماعیتری میسازد. حضور بینامتنها و تضمینهایی از شاعرانی مثل سپانلو و ابتهاج نیز در بعضی شعرها دیده میشود که پیوند این کتاب را با سنت شعری معاصر نشان داده است.
خلاصه کتاب تور از سرش آیینه برمی دارد انگار
در تور از سرش آیینه برمیدارد انگار گیتی دباغی جهان زنی را ترسیم کرده است که میان عشق، شهر، تاریخ و تنهایی در رفتوآمد است. شعرها از خاطرهی جنگ و مرز و سیمخاردار شروع میشوند و به کوچههای تهران، کافهها، درختان، پاییز، یلدا و خانههای خاموش میرسند. راوی در غزلها از عشقهای ناتمام، جدایی، فراموششدن، پیری، ترکخوردن آیینه و سپیدشدن موها میگوید و درعینحال امید به صلح، نوبهار، بازگشت و دیدار را از دست نمیدهد. در این کتاب، عشق فقط رابطهی دو نفره نیست؛ گاهی عشق به شهر، به وطن، به آزادی و به خاطرههای جمعی است. شاعر از فرسودگی و خستگی نسل خود، از قهرمانان فراموششده، از لالهزار، دربند، تجریش و ولیعصر یاد کرده است و در ترانههای پایانی، این حس غربت و دلزدگی را با زبانی صمیمیتر و روزمرهتر ادامه داده است.
چرا باید کتاب تور از سرش آیینه برمی دارد انگار را بخوانیم؟
تور از سرش آیینه برمیدارد انگار برای کسانی که به غزل امروز علاقهمندند تصویری روشن از پیوند شعر کلاسیک با زندگی شهری و تجربههای معاصر ارائه کرده است. این کتاب میتواند برای دنبالکردن صدای یک راوی زن، دیدن تهران در آینهی شعر، و لمس همزمان عشق، دلتنگی، جنگ، مهاجرت و امید جذاب باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن تور از سرش آیینه برمیدارد انگار به دوستداران غزل و ترانهی فارسی، علاقهمندان شعرهای شهری و اجتماعی، کسانی که به تجربهی زنانه در شعر حساساند و همچنین مخاطبانی که با فضای تهران، پاییز، کافهها و خاطرهنویسی شاعرانه ارتباط میگیرند پیشنهاد میشود.
حجم
۵۳۷٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۵ صفحه
حجم
۵۳۷٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۵ صفحه