
کتاب زندگی به سبک یک نخودفرنگی
معرفی کتاب زندگی به سبک یک نخودفرنگی
کتاب زندگی به سبک یک نخودفرنگی نوشته سعید بنائی زاده و داستانی ماجراجویانه در دنیای شش مزرعهی گیاهی شهر جوانه است؛ جایی که نخودسبزها، هویجها، کلمها، شلغمها، بادمجانها و هندوانهها در کنار هم زندگی میکنند. انتشارات مهرک این کتاب را منتشر کرده است. حملهی ملخهای مهاجم، آرامش این شهر را به هم میزند و نخودهای کوچک را وارد مأموریتی بزرگ میکند. این داستان میتواند نوجوانان را همراه با زیلو، نخود نوجوان، به دل سفری خطرناک تا شهر آدمها ببرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زندگی به سبک یک نخودفرنگی اثر سعید بنائی زاده
کتاب زندگی به سبک یک نخودفرنگی یک داستان ایرانی برای نوجوانان و ماجرای شهری گیاهی به نام جوانه است. این شهر از شش مزرعهی متحد تشکیل شده است؛ مزرعهی هندوانهها، هویجها، کلمهای قرمز، شلغمها، بادمجانها و نخودسبزها. سعید بنائی زاده در این کتاب با شخصیتبخشیدن به سبزیجات و میوهها جهانی ساخته است که در آن شورا، انتخابات، محافظان، دریانوردان و حتی دانشمندان حضور دارند و هر مزرعه نقش ویژهای در حفظ شهر بر عهده دارد.
بحران اصلی در داستان زندگی به سبک یک نخودفرنگی با خبر حملهی ملخهای مهاجم به مزارع اطراف آغاز میشود؛ ملخهایی به رهبری زباندراز که هرچه در مسیر ببینند، میخورند و بهسمت شهر جوانه پیش میآیند. داستان حاضر ماجرای کشف سرنوشت سیرهای سیران و سفر گروهی از نخودها به شهر بندری آدمها را دنبال کرده است. شخصیتهایی مانند دارا، گرزین، سپربر، لگجی، کماج و گردو هرکدام با ویژگیهای خاص خود، ترکیبی از شوخطبعی، شجاعت، ترس و مسئولیتپذیری را شکل داده و فضای داستان را سرشار از گفتوگو، کشمکش و تصمیمهای دشوار کردهاند.
خلاصه داستان زندگی به سبک یک نخودفرنگی
خبر حملهی ملخهای مهاجم به شهر جوانه، بازارها و مدارس را تعطیل کرده و همه را به میدان اصلی شهر کشانده است. افشانِ پیر، رئیس شهر، پس از شنیدن گزارش هیئت اعزامی به نوبهار درمییابد که ملخها بهزودی به جوانه میرسند و راهحلهای معمول مانند ساخت سد سنگی دیگر کارساز نیست. در جلسهی محرمانهی خِرَدکوه، با خواندن بخشهایی از کتاب شلغم سرسبز، روشن میشود که سالها پیش مزرعهی سیران توانسته جلوی ملخها بایستد و بعد سیرهایش بهوسیلهی انسانها برای ساخت ترشی به شهر بندری تاریز برده شدهاند.
افشانِ پیر تصمیم میگیرد گروهی کوچک از نخودسبزها را برای یافتن سیرهای ترشیشده و کشف راز دفاعشان به شهر آدمها بفرستد. زیلو، نخود نوجوانی که مخفیانه جلسه را شنود کرده است، بهطور غیرمنتظرهای بهعنوان یکی از اعضای گروه انتخاب میشود و همراه دارا، گرزین، سپربر، لگجی، کماج، گردو و در ادامه آبراپاک، سوار کشتی هویجی راهی سفری پرخطر روی دریانقره بهسوی ناشناختهها میشود.
چرا باید کتاب زندگی به سبک یک نخودفرنگی را بخوانیم؟
داستان زندگی به سبک یک نخودفرنگی، دنیایی گیاهی و فانتزی ساخته که در آن مفاهیمی مثل اتحاد، شجاعت، مسئولیتپذیری و دوستی در قالب ماجراجویی و طنز روایت شده است. این کتاب همزمان اضطراب یک تهدید بزرگ و هیجان کشف راهحل را نشان داده و مخاطب را همراه با نخودهای کوچک، درگیر تصمیمهای بزرگ و سفر به سرزمین ناشناختهی آدمها کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به نوجوانانی پیشنهاد میشود که از داستانهای ماجراجویانه، سفر، کشف و دنیای فانتزی با شخصیتهای غیرانسانی لذت میبرند و دوست دارند در قالب یک داستان پرحادثه با موضوعاتی مثل همکاری، شجاعت و رویارویی با ترسها درگیر شوند.
بخشی از کتاب زندگی به سبک یک نخودفرنگی
«به پنجمین اصلهٔ درخت سیب که رسیدیم، کاردوش باتوجه به توضیحات نمایندهٔ قبلی، یک قسمت از زمین را برای کندن و کاویدن نشانهگذاری کرد. بلافاصله خود سیرها با کمک داوطلبانهٔ گرزین و سپربر، با تکهچوبهایی که در دست داشتند، شروع به کندن زمین کردند. آنها به اندازهٔ پنج چوبک، زمین را حفر کردند تا یک سنگ سیاه دایرهشکل خودنمایی کرد و قسمتی از آن از دل خاک بیرون زد. کاردوش از دیدن آن سنگ که با نشانههای سنگ رازنوشته مطابقت داشت خوشحال شد و از سیرها خواست که حفاری زمین را با سرعت و قدرت بیشتری انجام دهند. سنگ از دل خاک بیرون آمد و در دستان کاردوش قرار گرفت. در تاریکی شب، نوشتههای روی آن مشخص نبود، اما او با لمس سنگ متوجه حکاکیهای روی آن شد.»
حجم
۳٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۸ صفحه
حجم
۳٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۸ صفحه