کتاب بی خداحافظی هارلن کوبن + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بی خداحافظی

کتاب بی خداحافظی

معرفی کتاب بی خداحافظی

کتاب بی‌خداحافظی نوشته‌ی هارلن کوبن و ریس ویترسپون داستانی پرتنش درباره جراحان، جنگ، رسوایی و رازی است که زندگی چند نفر را به هم گره می‌زند. یاسمن ثانوی آن را به فارسی ترجمه کرده و نشر ساعت آن را منتشر کرده است. روایت از اردوگاه پناهندگان در شمال آفریقا تا بیمارستان‌های آمریکا و برج‌های نیویورک حرکت می‌کند و میان میدان جنگ، اتاق عمل و محافل دانشگاهی در نوسان است. شخصیت‌های اصلی با گذشته‌ای پر از مأموریت‌های بشردوستانه، اشتباهات حرفه‌ای و بدهی‌های سنگین روبه‌رو هستند و در میانه‌ی این آشوب، پیشنهادی مرموز همه‌چیز را تغییر می‌دهد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب بی خداحافظی

کتاب بی‌خداحافظی داستانی است که با صحنه‌ای نفس‌گیر در اردوگاه پناهندگان تری‌پوینت در شمال آفریقا آغاز می‌شود؛ جایی که مارک، جراح قفسه‌ی سینه، زیر صدای تیراندازی و انفجار مشغول عمل قلب روی پسری پانزده‌ساله است. هارلن کوبن و ریس ویترسپون در این کتاب فضای جنگ، پزشکی و کمک‌های بشردوستانه را کنار هم قرار داده‌اند و نشان داده‌اند که چگونه تصمیم‌های لحظه‌ای در میدان بحران، سال‌ها بعد در زندگی عادی بازتاب پیدا می‌کند. کتاب بی‌خداحافظی در ادامه از آفریقا به بالتیمور می‌آید و تمرکز را روی مَگی مک‌کیب می‌گذارد؛ جراح پلاستیک و نظامی سابق که حالا با تعلیق پروانه‌ی پزشکی، بدهی‌های سنگین و مرگ مادرش روبه‌رو است. در مراسم بورسیه‌ای که به نام مادر او در دانشگاه جانز هاپکینز برگزار شده، مگی با قضاوت همکلاسی‌های قدیمی و نگاه‌های سنگین روبه‌رو می‌شود و در همین فضا دکتر ایوان بارلو، جراح مشهور و میلیاردر حوزه‌ی زیبایی، پیشنهادی مبهم به او می‌دهد. کتاب بی‌خداحافظی در فصل‌های بعدی بین گذشته و حال رفت‌وبرگشت دارد؛ از مأموریت‌های میدانی در خاورمیانه و آفریقا تا شکل‌گیری بنیاد «اتحاد جهانی درمان» توسط مگی، مارک و تریس و سپس سقوط این پروژه و رسوایی شرکت ورلدکیورز. در متن به جزییاتی مثل طراحی قلب مصنوعی تامپر ۲۷، صندوق‌های امانات ناشناس، آپارتمان خالی تریس و سفر مگی به نیویورک پرداخته شده است. ساختار کتاب بر پایه‌ی فصل‌های روایی پی‌درپی است که هرکدام بخشی از راز ناپدیدشدن تریس، گذشته‌ی مارک و موقعیت مبهم مگی را روشن‌تر می‌کند.

خلاصه داستان بی خداحافظی

بی‌خداحافظی داستان چند جراح است که بین میدان جنگ، اتاق عمل و زندگی شخصی‌شان گرفتار شده‌اند. مارک در اردوگاه پناهندگان زیر آتش و انفجار، جان نوجوانی به نام ایزیل را نجات می‌دهد و هم‌زمان می‌داند که شاید خودش زنده بیرون نرود. یک سال بعد، مگی مک‌کیب در بالتیمور با مرگ مادرش، تعلیق پروانه‌ی پزشکی و نگاه سنگین همکاران سابقش دست‌وپنجه نرم می‌کند. او زمانی همراه مارک و تریس بنیاد «اتحاد جهانی درمان» را ساخته بود و در پروژه‌ی قلب مصنوعی تامپر ۲۷ نقش داشت اما حالا در مرکز یک رسوایی ویرانگر قرار گرفته است. در نیویورک، دعوت غیرمنتظره‌ی دکتر ایوان بارلو و پیشنهاد کاری مبهم، مگی را وارد مسیری تازه می‌کند. او در کنار تلاش برای حفظ خانه‌ی خانوادگی، حمایت از خواهرش شارون و خواهرزاده‌اش کول، سرنخ‌هایی مثل صندوق‌های امانات ناشناس و غیبت طولانی تریس را دنبال می‌کند. کتاب نشان می‌دهد چگونه میل به قهرمان‌بودن، ترس از زندگی عادی و تصمیم‌های اخلاقی مبهم می‌توانند سرنوشت آدم‌ها را به هم گره بزنند.

چرا باید کتاب بی خداحافظی را بخوانیم؟

بی‌خداحافظی ترکیبی از تعلیق، پزشکی، جنگ و درام خانوادگی است. این کتاب پشت صحنه‌ی جراحی، مأموریت‌های بشردوستانه و صنعت لوکس جراحی زیبایی را کنار هم می‌آورد و نشان می‌دهد قهرمان‌بودن چه بهایی دارد. خواننده با مگی، مارک و تریس وارد موقعیت‌هایی می‌شود که در آن مرز میان نجات‌دادن، جاه‌طلبی و فرار از زندگی عادی چندان روشن نیست.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن بی‌خداحافظی به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های پرتعلیق با محوریت پزشکان، جنگ و رازهای شخصی علاقه‌مند هستند. همچنین به مخاطبانی که دوست دارند در کنار یک روایت پرکشش، با پرسش‌های اخلاقی درباره شهرت، ثروت، کمک بشردوستانه و مسئولیت حرفه‌ای روبه‌رو شوند، پیشنهاد می‌شود. «من صدای فریاد را نمی‌شنوم. اما پرستار می‌شنود. دکتر بیهوشی هم می‌شنود. زیادی در تمرکزم غرق شده‌ام... حالتی که فقط در اتاق عمل به‌ام دست می‌دهد. وقتی که جناغ سینه این‌طوری شکافته می‌شود و دست‌هایم داخل قفسه‌ی سینه‌ی پسرک است. این‌جا خانه‌ی من است. دفتر کارم است. پناهگاه من است. این‌جا به آرامش کامل می‌رسم. باز هم فریاد. تیراندازی. هلیکوپتر. انفجار. «دکتر؟» اضطراب را در صدایش می‌شنوم ولی تکان نمی‌خورم. نگاهم را برنمی‌دارم. دست‌هایم، کهن‌ترین ابزار پزشکی شناخته‌شده‌ی بشر، داخل حفره‌ی سینه است و انگشت اشاره‌ام پرده‌ی قلب را لمس می‌کند. فقط روی همین متمرکز هستم. فقط و فقط روی همین. هیچ موسیقی‌ای هم پخش نمی‌شود. می‌دانم که این روزها در اتاق عمل عجیب است؛ ولی سکوت را در این فضای مقدس دوست دارم حتی وقتی عمل پیوند قلب انجام می‌دهیم که هشت ساعت طول می‌کشد. این مسئله دستیاران همراهم را اذیت می‌کند. آن‌ها به سرگرمی، چیزی برای حواس‌پرتی نیاز دارند. و مشکل من دقیقاً همین است. هیچ حواس‌پرتی‌ای نمی‌خواهم. لذت و مهارت من از همین تمرکز است. ولی صداها هجوم می‌آورند. صدای تیراندازی سریع. انفجاری دیگر. فریادهای بلندتر. حالا صداها نزدیک‌تر شده. صدایش می‌لرزد، پر از وحشت می‌گوید: «دکتر؟» بعد چون می‌بیند گوش نمی‌دهم، می‌گوید: «مارک!» می‌گویم: «کاری از دست‌مون برنمی‌آد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۸۶ صفحه

حجم

۱٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۸۶ صفحه

قیمت:
۱۴۰,۰۰۰
تومان