
کتاب نفیسه
معرفی کتاب نفیسه
کتاب نفیسه نوشتهی مریم عابدینی روایتی بلند از زندگی دختری یمنی در آستانهی بعثت پیامبر اسلام است که نشر سوره مهر آن را منتشر کرده است. داستان در سرزمینهای حجاز و یمن میگذرد و در کنار سرنوشت نفیسه، به زندگی خدیجهخاتون، کاروانهای تجاری مکه، بازار بردهفروشان و فضای اعتقادی و قبیلهای آن روزگار پرداخته است. نویسنده در این کتاب، ماجراهای نفیسه را با حضور شخصیتهایی چون ماجد، میسره و ابنعبدالله درهم میآمیزد و تصویری داستانی از جامعهی عرب پیش از اسلام و روزهای آغازین رسالت ارائه میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب نفیسه
کتاب نفیسه داستانی بلند از مریم عابدینی است که در بستر تاریخی حجاز و یمن، کمی پیش و همزمان با آغاز رسالت پیامبر اسلام روایت شده است. در این کتاب، سرگذشت نفیسه، دختر خاندان حِمیری، با زندگی خدیجهخاتون و حضور ابنعبدالله در کاروانهای تجاری گره خورده و فضای اجتماعی و دینی مکه و قبایل اطراف آن بهتدریج پیش چشم خواننده شکل میگیرد. کتاب نفیسه از همان آغاز با صحنهای از فراق خدیجه و همسرش شروع میشود و بعد به کودکی و جوانی نفیسه در یمن، فرارش از خانه، درگیری دو قبیلهی بنیربیعه و کِنده و تبدیلشدن او به کنیزی در کاروانها میپردازد. در ادامه، کتاب نفیسه نفیسه را در مسیر پرخطر کاروان بردهها تا مکه دنبال میکند؛ جایی که او در بازار بردهفروشان فروخته میشود و سرنوشتش با خانهی دختر خُوَیلد پیوند میخورد. فصلها با تمرکز بر شخصیتهایی چون ماجد، میسره و خدیجهخاتون پیش میرود و در خلال آن، ماجراهایی مانند معجزهی نخلستان در بیابان، گفتوگوی راهب مسیحی با میسره، طواف عریان، خواستگاری پادشاه یمن از خدیجه و کشمکش نفیسه با بردهفروش مکی روایت شده است. کتاب نفیسه در چند فصل پیدرپی، هم سرگذشت شخصی یک دختر گریزان از فروختهشدن را دنبال میکند و هم مناسبات قدرت، بردگی، آیینهای دینی و نگاه مردسالارانهی آن دوره را در قالب داستان نشان میدهد.
خلاصه داستان نفیسه
نفیسه دختر خاندان حِمیری است که میان جنگ دو قبیله، طمع پادشاه یمن، خواستگاری پسر شیخ و تصمیم راهب مسیحی، به «خونبس» و کالایی برای معامله تبدیل شده است. او از خانه میگریزد، با کمک ماجد در لباس کنیزان راهی مکه میشود و در کاروان بردهها، طعم تحقیر، ترس و ناامنی را میچشد. در مکه، نفیسه در بازار بردهفروشان به قیمت سنگین فروخته میشود و سر از عمارت دختر خُوَیلد درمیآورد؛ جایی که با خدیجهخاتون، میسره و فضای رنگارنگ اما خشن مکه روبهرو میشود. نفیسه میان میل به آزادی، نفرت از مردان، دلتنگی برای مادر و کشش پنهان به ماجد، درگیر انتخابهایی میشود که او را از یک کنیز فراری به ندیمهی مورد اعتماد بانوی مکه نزدیک میکند، درحالیکه سایهی قبیلهها و بردهفروشان هنوز تعقیبش میکند.
چرا باید کتاب نفیسه را بخوانیم؟
کتاب نفیسه تصویری داستانی و جزئینگر از جهان عرب پیش از اسلام ارائه میدهد؛ جهانی که در آن بردگی، خونبس، طواف عریان و خریدوفروش زنان امری عادی است. خواننده در خلال سرگذشت نفیسه، با خدیجهخاتون، میسره و ابنعبدالله همراه میشود و همزمان با تعقیب ماجرا، با فضای اعتقادی، اقتصادی و عاطفی آن دوره آشنا میشود و تضاد میان کرامت انسانی و ساختار قبیلهای را لمس میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان داستانهای تاریخی با محوریت مکه و یمن، کسانی که به شخصیت خدیجهخاتون و روزهای آغازین رسالت کنجکاوند و مخاطبانی که دوست دارند مسئلهی بردگی، جایگاه زن و مناسبات قبیلهای را در قالب روایت پیگیرند پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب نفیسه
«نفیسه بود و میسره و اسبش. میان هیاهوی بازار مکیان. اولین توقفگاهشان دستفروشی بود که شالهای نخی و بلندی میفروخت؛ میسره یک شالِ آسمانیرنگ برداشت و درهمی جایش گذاشت. آن را بهسوی کنیز گرفت که هنوز نگاه تمام مشتریهایش به موهای خرماییرنگش بود که اطرافش ریخته بود. مانند نگینی در حلقهٔ بازار میدرخشید و تمام حسابوکتابها را با چشمانش برهم زده بود. تنها کسی که یاد گرفته بود نباید تیر نگاهش را سرکش رها کند، میسره بود. نفیسه با اکراه آن را به روی سر انداخت. دیگر احتیاط و زیر شال و دستار پنهانشدن لزومی نداشت. آشکار شده بود در انظار مکیان و فهمیده بود جز خریداران کنیز، خطری او را تهدید نمیکند. آرزو کرد ای کاش مرضی به جان مردان میافتاد و همه را از پای درمیآورد. نگاهی به میسره کرد و گفت: «تو همان غلام هممسیر هستی! درست است؟ همان که هیزم به دوش بود؟ اربابت یک زن است؟ من را چگونه شناختی؟» میسره نفیسه را نمیدید و نمیشنید. غرق بود در افکار خویش. به تکتک کلماتی فکر میکرد که میخواست از سفر و روز و شب آن مرد بیان کند. خودش را در توصیف ابنعبدالله و ماجراهایش ناتوان میدید. نفیسه اما به شانسی که آورده بود فکر میکرد. کنیزی که بعداز خودش فروخته شد، اهل طائف بود. به مردی قدبلند و سیاهچهره تحویلش دادند. از همان ده قدم اول دید که ناسزاهایش را نثار کنیز میکرد و مچ دستش را محکم در دست گرفت و میکشاندش. کنیز هم گریههایش شدت یافته بود. او میرفت برای حبس در زندانی ابدی. نفیسه را که دختر خویلد خریده باشد، یعنی از بند مردان رهایی یافته. بذر لبخند بر لبش کاشته شد. دوباره غلام را زیر نظر گرفت. شیطنتش بعداز مدتها گل کرده بود. با تمسخر رو به میسره گفت: «اربابت ناگهانی احساس کمبود کنیز میکند؟» میسره تکخندهای زد و گفت: «آن حال زارت را هرکس میدید، دلخراشی بود برای تمام عمرش.»»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب نفیسه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | نفیسه |
|---|---|
| موضوع | داستان ایرانی |
| نویسنده | مریم عابدینی |
| انتشارات | انتشارات سوره مهر |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۴/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۹.۱۵ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۰۰۰۳۵۴۴۲۸ |
| تعداد صفحهها | ۱۱۴ صفحه |
| قیمت کتاب | ۹۶۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب