کتاب برزیل - اسکاتلند، ۱۳۶۹ بهزاد توران + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب برزیل - اسکاتلند، ۱۳۶۹

کتاب برزیل - اسکاتلند، ۱۳۶۹

نویسنده:بهزاد توران
انتشارات:نشر مون
امتیاز
۳.۳از ۳ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب برزیل - اسکاتلند، ۱۳۶۹

کتاب برزیل ـ اسکاتلند، ۱۳۶۹ (زلزله رودبار، روایتی از یک بازمانده)، نوشته بهزاد توران، روایتی طولانی، پیوسته و چندفصلی از زندگی پسری به نام پیروز است که کودکی‌اش در روستایی حوالی رودبار می‌گذرد و سرنوشتش با زلزله، مهاجرت، فقر، عشق، اعتیاد و بازایستادن گره خورده است. نشر مون این کتاب را منتشر کرده است. متن از دل تجربه‌ی یک بازمانده‌ی زلزله‌ی رودبار شکل گرفته و از همان ابتدا در بخش سخن نویسنده، روشن می‌شود که این داستان به‌نوعی ادای دینی است به کودکانی که ناخواسته مجبور شده‌اند پیروز باشند و در برابر ویرانی‌ها بایستند. این کتاب در عین روایت‌کردن حادثه‌ی رودبار، به مهاجرت، تنهایی، خشونت، آزار، فقر، اعتیاد و تلاش برای معنادادن دوباره به زندگی نیز پرداخته است. لحن اثر صمیمی و رویدادمحور است، صحنه‌ها با جزئیات روزمره، گفت‌وگوهای زنده‌ی خانوادگی، بوها، صداها و مکان‌ها ساخته شده‌اند و خواننده قدم‌به‌قدم با پیروز بزرگ می‌شود، می‌افتد، دوباره بلند می‌شود و مدام با پرسش چرا باید این‌همه جنگید؟ روبه‌رو می‌شود. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب برزیل ـ اسکاتلند، ۱۳۶۹ اثر بهزاد توران

کتاب برزیل ـ اسکاتلند، ۱۳۶۹ با فصل تابستان ۱۳۶۶ آغاز می‌شود. بهزاد توران در این کتاب ابتدا فضای یک خانواده‌ی پرجمعیت روستایی را تصویر کرده است؛ خانواده‌ای هشت‌نفره با پدر، مادر، چند برادر و خواهر که در حیاط، روی تخت چوبی، با نان‌وپنیر و چای شیرین روزشان را شروع می‌کنند. در همان فصل اول، پیروز هفت‌ساله با اولین تجربه‌ی مرد شدن روبه‌رو می‌شود: رفتن به اردو، سوار اتوبوس شدن، مسابقه‌ی فوتبال رودبار و چالوس، ایستادن در دروازه، گل‌خوردن، گل‌زدن و درنهایت قهرمان‌شدن. این فصل‌ها پر از جزئیات زندگی روزمره است؛ از ادرارکردن بچه‌ها روی تشک تا بوی رب گوجه‌ی در حال جوشیدن در حیاط، مرگ بی‌بی و پرسش‌های کودکانه‌ی پیروز درباره‌ی خدا، مرگ و معنای عدالت. در ادامه‌ی کتاب برزیل ـ اسکاتلند، ۱۳۶۹ روایت به‌تدریج تیره‌تر و پیچیده‌تر می‌شود.

فصل‌های بعدی به بهار ۱۳۷۴ و سال‌های نوجوانی پیروز در ترکیه می‌رسند. سپس فصل‌های پاییز ۱۳۸۷ و زمستان ۱۳۹۰ وارد می‌شوند؛ دوران دانشجویی، تجربه‌ی عشق، سفر، تصادف و... در میان این رفت‌وبرگشت‌های زمانی، فصل پنجم دوباره به تابستان ۱۳۶۹ و زلزله‌ی رودبار برمی‌گردد؛ انتقال بچه‌ها به قزوین، زندگی در خانه‌ی بهزیستی و... فصل ششم با نتایج دانشگاه و قبولی پیروز ادامه پیدا می‌کند و نشان می‌دهد این زندگی پرفرازونشیب‌ چگونه در مسیر تحصیل و ساختن آینده امتداد می‌یابد.

خلاصه داستان برزیل ـ اسکاتلند، ۱۳۶۹

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داستان برزیل ـ اسکاتلند، ۱۳۶۹ از دل یک کودکی شلوغ و فقیرانه اما پرمهر شروع می‌شود؛ پیروز در روستایی حوالی رودبار، در خانواده‌ای هشت‌نفره، میان تشک‌های خیس شبانه، نان‌وپنیر صبحگاهی و... بزرگ می‌شود. اولین نقطه‌ی عطف زندگی‌اش اردوی چالوس است؛ جایی که به‌عنوان دروازه‌بان کوچک تیم رودبار، بین ترس و غرور و شکست و پیروزی، برای اولین‌بار طعم قهرمان‌شدن را می‌چشد. با مرگ بی‌بی، پیروز برای نخستین‌ بار با مفهوم مرگ روبه‌رو می‌شود و در ذهنش خدا را با خودش مقایسه می‌کند؛ خدایی که مثل او مهره‌های شطرنج را جابه‌جا می‌کند و تصمیم می‌گیرد چه‌ کسی ببرد و چه‌ کسی ببازد. این پرسش‌ها بعدتر در زلزله‌ی رودبار و ویرانی خانه و خانواده، شکل عینی‌تری پیدا می‌کنند. پیروز به‌همراه گروهی از کودکان زلزله‌زده به قزوین و خانه‌ای شبیه به بهزیستی منتقل می‌شود.

سال‌ها بعد، در بهار ۱۳۷۴، پیروز در ترکیه است؛ نوجوانی ۱۴ساله که در دکه‌ی یخ‌فروشی دایی‌اش می‌خوابد، با مروه آشنا می‌شود، طعم آغوش را می‌چشد و بعد ناگهان با ناپدیدشدن مروه، دوباره تنها می‌ماند. او میان دکه‌ی یخ، کارخانه‌ی یخ، بستنی‌فروشی و رستوران‌های اسکله‌ی بشیکتاش سرگردان است، شب‌ها در پارک عباس‌آقا روی کارتن کنار سگ‌ها و گربه‌ها می‌خوابد و در ذهنش با خدایی که عادل و مهربان معرفی شده، جدل می‌کند. در فصل‌های مربوط به پاییز ۱۳۸۷، پیروز دانشجوی حقوق در استانبول است و عاشق ترانه؛ دختری از رشت که شش سال کنار اوست، او را به خانواده‌اش معرفی کرده و در تمام سختی‌ها حامی‌اش بوده است. زمستان ۱۳۹۰، پیروز در کارخانه‌ی گیربکس کار می‌کند و از هفت صبح تا ده شب پیچ سفت می‌کند. پیروز همچنان با سؤال قدیمی‌اش تنها می‌ماند: فلسفه‌ی این‌همه سختی و جنگیدن چیست؟

چرا باید کتاب برزیل ـ اسکاتلند، ۱۳۶۹ را بخوانیم؟

برزیل ـ اسکاتلند، ۱۳۶۹ از زاویه‌ی دید یک کودک و بعد نوجوان و جوان، تجربه‌ی زلزله‌ی رودبار، بهزیستی، مهاجرت به ترکیه، کارگری، عشق، سوگ، اعتیاد و بازسازی را در یک خط زندگی واحد دنبال می‌کند؛ همین پیوستگی باعث می‌شود خواننده نه‌تنها با یک حادثه، بلکه با اثرات طولانی‌مدت آن بر روان و سرنوشت یک انسان روبه‌رو شود. این کتاب نشان می‌دهد زلزله فقط در چند ثانیه خانه‌ها را خراب نمی‌کند، بلکه سال‌ها بعد در شکل‌گیری روابط، اعتماد، ترس‌ها و انتخاب‌های فردی هم حضور دارد. در این اثر، خشونت و آزار در محیط‌های به‌ظاهر حمایتی، مثل خانه‌ی بهزیستی قزوین، با جزئیات و از نگاه بچه‌ها روایت شده است؛ از ترس آرش تا نقشه‌ی پیروز، علی، پژمان، زیبا و مریم برای نجات او. این بخش‌ها تصویری روشن از این می‌دهند که کودکان در موقعیت‌های بحرانی چگونه ناچار می‌شوند نقش بزرگ‌ترها را برعهده بگیرند و برای بقا و حفظ کرامت خود و دیگران تصمیم‌های سخت بگیرند.

بخش‌های مربوط به مهاجرت و زندگی در استانبول، از دکه‌ی یخ تا پارک عباس‌آقا و رستوران‌های بشیکتاش، تجربه‌ی مهاجر بودن، بی‌خانمانی، کار کودک و تنهایی را ملموس کرده است. در کنار آن، رابطه‌ی پیروز و ترانه، و بعد سوگ سنگین از دست دادن ترانه، لایه‌ی عاطفی و عاشقانه‌ی پررنگی به متن داده است؛ رابطه‌ای که هم تکیه‌گاه پیروز است و هم نقطه‌ی اوج فروپاشی او. این کتاب در عین روایت رنج، بر لحظه‌های همبستگی و حمایت هم مکث کرده است؛ از مهرداد و سارا در کودکی تا فرهاد، پارسا، مامان زهرا، یاسر و غزل در سال‌های بعد. خواندن آن برای کسانی که به دنبال درک عمیق‌تری از پیامدهای حوادث طبیعی، مهاجرت، فقر، آزار و اعتیاد بر زندگی فردی هستند، می‌تواند تصویری زنده و چندبعدی فراهم کند و نشان دهد پیروز شدن در چنین مسیری چه معنایی پیدا می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که به روایت‌هایی درباره‌ی زلزله‌ی رودبار، کودکی در حاشیه، بهزیستی و آزار، مهاجرت به ترکیه، کارگری، اعتیاد و بازگشت از فروپاشی علاقه‌مند هستند. به دانشجویان و فعالان حوزه‌های مددکاری اجتماعی، روان‌شناسی، حقوق کودک و مهاجرت نیز پیشنهاد می‌شود که برای لمس نزدیک‌تر تجربه‌ی زیسته‌ی یک بازمانده و مشاهده‌ی اثرات طولانی‌مدت بحران‌ها بر زندگی فردی، این کتاب را بخوانند.

بخشی از کتاب برزیل - اسکاتلند، ۱۳۶۹

«زیر لحاف سنگین جابه‌جا شد و سعی کرد از وسط خواهرها و برادرهایش خودش را بیرون بکشد. صدای خروس در خانه پیچیده بود اما انگار باقی بچه‌ها خواب بودند. طبق معمول دستی روی تشکش کشید و گفت: «آخیش! جیش نکردم. خدایا شکرت که خیس نیست.» برادرِ بزرگ‌تر چشم‌هایش را باز کرد و گفت: «جای تو امیر جیش کرده ولی!» امیر بلافاصله گفت: «من نبودم، به خدا امید بوده.» امید سراسیمه بلند شد و گفت: «خیلی بی‌شعوری که می‌ندازی گردن من.» مادرشان از حیاط وارد خانه شد؛ انگار صدای بگومگوی بچه‌ها را شنیده بود. با اخم گفت: «پا شین پا شین. هر شب بالاخره یکی‌تون جیش می‌کنین. هزار بار گفتم قبل خواب برین دست‌شویی که شب توی خواب خراب‌کاری نکنین.» بعد تشک را با حرص از زیر بچه‌ها بیرون کشید و هرکدامشان به طرفی پرت شدند.»

نظرات کاربران

عباس احمدزاده رشت آبادي
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

آه از آن رفتگان بی بازگشت .....

حجم

۹۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

حجم

۹۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

قیمت:
۷۰,۰۰۰
تومان