
کتاب جیم پانزی نمی ترسه
معرفی کتاب جیم پانزی نمی ترسه
کتاب جیم پانزی نمیترسه نوشتهی سوزان لانگ با تصویرگری مکس لانگ و ترجمهی امیرعلی خلج داستان یک شب پرهیجان در جنگل است که در مجموعهی ماجراهای میمون غرغرو و مجموعهی کتابهای زرافه جای گرفته است. انتشارات سیمای شرق آن را منتشر کرده است. در این کتاب، گروهی از حیوانهای جنگلی در تاریکترین و ترسناکترین شب سال برای پیداکردن خوراکیهای خوشمزه وارد جنگل میشوند و با صداها، بوها و موجودات عجیب روبهرو میشوند. متن و تصویر در کنار هم فضایی پر از تعلیق، شوخی و ماجراجویی ساختهاند که هم به ترس میپردازد و هم به دوستی و همراهی. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جیم پانزی نمی ترسه
کتاب جیم پانزی نمیترسه داستان شبی است که در جنگل بهعنوان «ترسناکترین شب سال» شناخته شده و حیوانها برای ماجراجویی در تاریکی و پیداکردن خوراکیهای خوشمزه راهی جنگل میشوند. سوزان لانگ در این کتاب با کمک تصویرهای رنگی و پرجزئیات مکس لانگ، فضای جنگل شبانه را بهگونهای ساخته است که هم ترس و هم خنده در آن کنار هم قرار گرفتهاند. جیم پانزی، میمون غرغرو، همراه دوستانش مثل جوجهتیغی، گراز، نورمن و لسلی زرافه در هر قدم با صدایی تازه، بویی عجیب یا موجودی ناشناخته روبهرو میشوند و هر بار جیم با این جمله که «من نترسیدم!» واکنش نشان میدهد. در کتاب جیم پانزی نمیترسه هر برخورد با یک حیوان تازه، مثل مورچهخوار، راسوی شبگرد یا موجودی به نام آیآی، هم یک موقعیت خندهدار میسازد و هم نشان میدهد که بسیاری از ترسها از ندانستن و ندیدن میآیند. گفتوگوهای کوتاه، تکرار جملهها و توصیف بوها و صداهای جنگل، ریتمی بازیگوش به متن داده است. این کتاب در قالب مجموعهی ماجراهای میمون غرغرو پیش میرود و روی تجربهی ترس، پذیرفتن آن و تبدیلش به بازی و خنده تمرکز کرده است. انتشارات سیمای شرق این اثر را در قالب کتابهای زرافه منتشر کرده است.
خلاصه کتاب جیم پانزی نمی ترسه
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در کتاب جیم پانزی نمیترسه شبی در جنگل فرا رسیده که همه آن را ترسناکترین شب سال میدانند؛ شبی تاریک، پر از صداهای عجیب و بوهای غریب. جیم پانزی و دوستانش با وجود ترس، برای پیداکردن خوراکیهای خوشمزه وارد جنگل میشوند. در راه، هر صدای «تق… تق» یا هر سایهی ناشناس، آنها را میترساند اما جوجهتیغی مدام توضیح میدهد که این صداها و موجودات، بخشی از شب جنگل هستند. گروه با مورچهخوار، راسوی شبگرد و درنهایت آیآی روبهرو میشود و کمکم میفهمد که هم خودشان ترسیدهاند و هم دیگران را ترساندهاند. در پایان، حیوانها خوراکیها را با هم قسمت میکنند، همدیگر را از روی شوخی میترسانند و ترس شبانه به خنده و بازی تبدیل میشود.
چرا باید کتاب جیم پانزی نمی ترسه را بخوانیم؟
کتاب جیم پانزی نمیترسه با ماجرایی ساده و پرکشش نشان داده است که ترس همیشه نشانهی ضعف نیست و میتواند به فرصتی برای شناخت، دوستی و خندیدن تبدیل شود. این کتاب با تصویرهای رنگی و توصیف صداها و بوهای جنگل، تجربهی ترس در تاریکی را به موضوعی قابل گفتوگو و قابلقبول برای کودکان تبدیل کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب جیم پانزی نمیترسه به کودکانی پیشنهاد میشود که با تاریکی، صداهای شب یا موقعیتهای تازه احساس ترس میکنند. همچنین به والدین و مربیانی پیشنهاد میشود که بهدنبال داستانی برای گفتوگو درمورد ترس، شجاعت و دوستی در جمعهای خانوادگی یا گروههای کوچک هستند. «آن شب ترسناکترین شب سال در جنگل بود؛ شبی ماجراجویانه در تاریکی! البته شبی برای خوردن خوراکیهای خوشمزه هم بود. برای همین جیم پانزی و دوستانش، با این که خیلی میترسیدند، رفتند توی تاریکی جنگل تا شاید بتوانند خوراکیهای خوشمزه پیدا کنند. همانطور که توی راه میرفتند، جیم احساس کرد که همه چیز در شب یک جور دیگر است. درختها شکلهای عجیبوغریبی داشتند و صدای «تق… تق» عجیبی هم به گوشش میرسید. جیم از دوستانش پرسید: «این ص… ص… صدای چیه؟!» جوجهتیغی گفت: «شبها یهعالمه صدا توی جنگل هست. نترس!» جیم گفت: «من که نمیترسم!» جیم از ترس آب دهانش را قورت داد و گفت: «ای… ای… اینم فقط یه صدای معمولی دیگه توی شبه؟!» جوجهتیغی گفت: «یکی باید بره پشت اون درخت رو نگاه کنه!» لسلی داد زد: «من که نمیرم!» جیم و نورمن و گراز هم یکییکی گفتند: «منم نمیرم!» جوجهتیغی گفت: «باشه! من میرم.»
حجم
۶٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲ صفحه
حجم
۶٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲ صفحه