
کتاب مغز و پیچ و خم های آن
معرفی کتاب مغز و پیچ و خم های آن
کتاب مغز و پیچوخمهای آن (علوم اعصاب درباره مغز چه میگوید؟) نوشته مارک دینگمن با ترجمه محمدحسن ترابی اثری است که تلاش کرده است مغز انسان را از دل داستانهای واقعی بیماران عصبشناختی و یافتههای علوم اعصاب معاصر معرفی کند. نشر نویسه پارسی آن را منتشر کرده است و ویراستاری علمی متن را پریسا بخشنده برعهده داشته است. نویسنده که خود پژوهشگر و مدرس علوم اعصاب است از تجربههای دانشگاهی و تدریس عمومیاش استفاده کرده است تا مفاهیم تخصصی مانند آمیگدالا، هیپوتالاموس، شبکههای توجه، سیستم پاداش و سازوکار درد را در قالب روایتهایی قابلدنبالکردن توضیح دهد. ساختار کتاب بر پایه فصلهایی است که هرکدام با یک «کیس» مشهور یا تکاندهنده آغاز میشوند؛ از سندروم دست بیگانه و بیماریهای نادر ژنتیکی گرفته تا اختلال استرس پس از سانحه، اعتیاد، پارکینسون و اختلال کمبود توجه. در ادامه هر فصل نویسنده بهتدریج وارد لایههای عصبشناختی، شناختی و رفتاری موضوع میشود و در کنار آن به ابزارهای عصبنگاری، نقش ناقلهای عصبی و شبکههای مغزی نیز میپردازد. در متن کتاب نمودارها، شکلها، کادرهای توضیحی و یادداشتهای پایانی به خواننده کمک میکنند مسیر بحث را گم نکند و درعینحال با جزئیات بیشتری آشنا شود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مغز و پیچ و خم های آن
کتاب مغز و پیچوخمهای آن نوشته مارک دینگمن با یک پیشگفتار مفصل مترجم فارسی آغاز میشود که در آن درباره وضعیت ترجمه آثار علوم اعصاب، دشواری برگردان اصطلاحات تخصصی و جایگاه این اثر در میان کتابهای موجود توضیح داده شده است. مترجم توضیح داده است که چرا متن اصلی برایش آنقدر «ساده، روان و شیرین» بوده که تصمیم گرفته آن را به فارسی برگرداند و در عین حال از ناگزیر بودن استفاده از واژههای علمی مانند هیجان، اکتساب، بازداری و حافظه در معنای «خاطره» سخن گفته است. در ادامه پیشگفتار نویسنده میآید که با روایت تاریخی از کورت گولدشتاین و بیماری با «سندروم دست بیگانه» شروع میشود؛ روایتی که بلافاصله خواننده را با این ایده روبهرو میکند که رفتارهای عجیب و گاه ترسناک میتوانند ریشه در اختلال ارتباطی بخشهای مختلف مغز داشته باشند. دینگمن در همین مقدمه مسیر کلی کتاب را روشن میکند: ده فصل که هرکدام به یکی از کارکردهای مهم مغز اختصاص دارد و از یک داستان بالینی یا موقعیت واقعی آغاز میشود و سپس به توضیح سازوکارهای عصبی، شبکههای مغزی و پرسشهای باز علوم اعصاب میرسد. کتاب مغز و پیچوخمهای آن در فصلهای متعدد به موضوعاتی مانند ترس، حافظه، خواب و بیداری، زبان، هیجان، حرکت، بینایی، لذت و پاداش، درد و توجه میپردازد. عناوینی مانند «ترس»، «حافظه»، «کلید خواب-بیداری»، «نقش نیمکره راست»، «وقتی زبان در محیط نباشد»، «سیستم لیمبیک وارد میشود»، «پارکینسون»، «بینایی»، «لذت»، «مسیر درد»، «توجه» و «چندوظیفگی» نشان میدهند که نویسنده تلاش کرده است طیفی از تجربههای روزمره تا اختلالهای پیچیده را پوشش دهد. در هر فصل ابتدا یک کیس یا داستان (مثل زن مبتلا به سندروم دست بیگانه، بیمار بدون احساس ترس بهدلیل آسیب آمیگدالا، یا فردی با اختلال استرس پس از سانحه) معرفی میشود و سپس با تکیهبر این مثال، ساختارهایی مانند آمیگدالا، هیپوتالاموس، کرتکس پیشپیشانی، لوب گیجگاهی، سیستم پاداش دوپامینی و شبکههای توجه توضیح داده شده است. در متن کتاب کادرهایی وجود دارد که نکتههای کاربردی یا حاشیهای را جدا میکنند و در پایان نیز یادداشتها، واژهنامه انگلیسی-فارسی و فارسی-انگلیسی آمده است تا خواننده بتواند اصطلاحات را پیگیری کند. نویسنده بارها تأکید کرده است که این اثر را مقدمهای برای ورود به علوم اعصاب میداند و خواننده را تشویق کرده است پس از آن به سراغ منابع تکمیلی برود.
خلاصه کتاب مغز و پیچ و خم های آن
در مغز و پیچوخمهای آن مارک دینگمن از دل روایتهای عینی وارد بحث درباره کارکردهای مغز میشود و نشان میدهد که چگونه یک «جرم یک و نیم کیلویی چینخورده» میتواند هم رفتارهای عادی و هم اختلالهای عجیب را تولید کند. در فصل مربوط به ترس، داستان زنی با بیماری ژنتیکی اورباخ-ویته و تخریب آمیگدالا روایت شده است که تقریباً هیچگاه ترس را تجربه نمیکند؛ نه در مواجهه با تهدید مستقیم با چاقو، نه در شبحخانه و نه هنگام تماشای فیلمهای ترسناک. نویسنده با استفاده از این مثال و تاریخچه پژوهشهایی مانند آزمایشهای کلوور و بیوسی روی میمونها، نقش آمیگدالا را در شرطیسازی ترس، پاسخ جنگ یا گریز، ارزیابی اهمیت محرکها و شکلگیری حافظههای هیجانی توضیح داده است. در عین حال نشان داده شده است که آمیگدالا «مرکز ترس» به معنای سادهشده نیست؛ هم در یادگیری رویدادهای مثبت نقش دارد و هم مغز میتواند حتی در غیاب آن، از شبکههای دیگر برای تجربه برخی انواع ترس استفاده کند. در فصلهای بعدی کتاب مغز و پیچوخمهای آن بحث به حافظه، خواب، زبان، هیجان، حرکت، بینایی، لذت، درد و توجه گسترش پیدا میکند. در بخش حافظه، نمونههایی مانند جیل پرایس با حافظه بسیار قوی خودزندگینامهای مطرح شده است تا تفاوت بین حافظه کوتاهمدت و بلندمدت، نقش هیپوکامپ، و این نکته که «حافظه» در علوم اعصاب هم به سامانه و هم به «خاطره» گفته میشود روشن شود. در فصلهای مربوط به لذت و اعتیاد، سیستم پاداش، دوپامین، چرخه اعتیاد و دیدگاههای جدید درباره نقش دوپامین در «خواستن» و «دوستداشتن» بررسی شده است. فصل درد از مسیرهای عصبی درد، نقش مالش در کاهش درد، مسکنهای طبیعی بدن و مسئله درد مزمن سخن گفته است. در فصل توجه، محدودیت منابع توجه، چندوظیفگی، اختلال کمبود توجه/بیشفعالی و نقش کرتکس پیشپیشانی در تنظیم توجه توضیح داده شده است. در سراسر کتاب، نویسنده بارها به این نکته بازمیگردد که بسیاری از اختلالهای روانپزشکی مانند فوبیا، اضطراب عمومی و اختلال استرس پس از سانحه را میتوان بهعنوان افراط در سازوکارهایی دید که در اصل برای بقا مفید بودهاند؛ سازوکارهایی که وقتی از حد تعادل خارج میشوند به منبع رنج تبدیل میشوند.
چرا باید کتاب مغز و پیچ و خم های آن را بخوانیم؟
خواندن مغز و پیچوخمهای آن فرصتی است برای آشنایی با مغز از زاویهای که هم به تجربههای روزمره نزدیک است و هم به پژوهشهای عصبشناختی متکی است. نویسنده بهجای شروع از فهرست خشک ساختارهای مغزی، از داستان بیماران و موقعیتهای واقعی آغاز کرده است تا نشان دهد چگونه آسیب در یک ناحیه کوچک میتواند به رفتارهایی مانند سندروم دست بیگانه، ناتوانی در تجربه ترس، یا حافظههای مزاحم پس از تروما منجر شود. این رویکرد کمک میکند مفاهیمی مانند آمیگدالا، هیپوتالاموس، کرتکس پیشپیشانی، سیستم لیمبیک، شبکههای توجه و سیستم پاداش در زمینهای عینی و قابلتصور قرار بگیرند. این کتاب همچنین برای کسانی که میخواهند مرز بین یافتههای معتبر علوم اعصاب و تصویرهای اغراقآمیز رسانهای را بشناسند مفید است. دینگمن بارها توضیح داده است که چرا ایدههایی مانند «مرکز ترس» یا استفاده از یک اسکن مغزی برای تشخیص نژادپرستی، سادهسازی بیش از حد واقعیتاند و در عوض بر مفهوم «شبکههای گسترده مغزی» تأکید کرده است. در متن کتاب، پیوند بین سطح زیستی (نورونها، ناقلهای عصبی، هورمونها)، سطح شناختی (حافظه، توجه، تصمیمگیری) و سطح رفتاری (ترس، اعتیاد، درد، اختلال استرس پس از سانحه) بهخوبی نشان داده شده است. وجود کادرهای کاربردی، شکلها، نمودارها و واژهنامهها نیز باعث شده است که خواننده بتواند هم تصویری کلی از مغز بهدست آورد و هم در صورت تمایل، اصطلاحات و جزئیات را دقیقتر دنبال کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعه مغز و پیچوخمهای آن به علاقهمندان علوم اعصاب، روانشناسی، علوم شناختی و زبانشناسی بالینی پیشنهاد میشود که میخواهند تصویری منسجم از کارکردهای اصلی مغز بهدست آورند. همچنین به دانشجویان رشتههای مرتبط با سلامت روان، گفتاردرمانی، کاردرمانی و پزشکی که بهدنبال متنی مقدماتی برای پیوند دادن کیسهای بالینی با سازوکارهای عصبی هستند توصیه میشود. این کتاب به کسانی نیز پیشنهاد میشود که درباره موضوعاتی مانند ترس، حافظه، اعتیاد، درد، اختلال استرس پس از سانحه یا اختلال کمبود توجه کنجکاوند و میخواهند بدانند علوم اعصاب درباره آنها چه میگوید.
حجم
۲٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۰۸ صفحه
حجم
۲٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۰۸ صفحه