
کتاب دختری که ماه را نوشید
معرفی کتاب دختری که ماه را نوشید
کتاب دختری که ماه را نوشید نوشتهی کلی بارن هیل داستانی فانتزی دربارهی شهری غمزده، جادوگری پیر و دختربچهای است که بهطور تصادفی با نوشیدن نور ماه جادو میشود. انتشارات ژکان آن را منتشر کرده است و فاطمه محمدی ترجمهی متن را برعهده داشته است. در این کتاب، افسانهی جادوگر جنگل، هیولای مرداب، اژدهایی کوچک و شهر پروتکتریت درهم تنیده شدهاند و ماجرا از یک «روز جانفشانی» آغاز میشود؛ روزی که هر سال یک نوزاد در جنگل رها میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دختری که ماه را نوشید
کتاب دختری که ماه را نوشید ماجرای شهری به نام پروتکتریت را روایت کرده است؛ شهری محصور در مه و غم که مردمش باور کردهاند جادوگری در جنگل زندگی میکند و اگر هر سال یک نوزاد را در روز جانفشانی در جنگل رها نکنند، بلا بر سرشان نازل میشود. کلی بارن هیل در این کتاب جهانی ساخته است که در آن ترس جمعی، افسانههای ساختگی و قدرت ریشسفیدان، زندگی مردم را شکل داده است. در کتاب دختری که ماه را نوشید جادوگری پیر به نام زان هر سال به جنگل میآید، نوزاد رهاشده را برمیدارد و به شهرهای آزاد آنسوی جنگل میبرد تا خانوادهای مهربان برایش پیدا کند. او برای سیرکردن بچهها از نور ستارهها استفاده کرده است، اما یکبار به اشتباه به نوزادی نور ماه میدهد و همانجا سرنوشت لونا تغییر میکند. در کنار این خط اصلی، داستان کدخدا گرلند، شاگرد جوانش انتین، هیولای مرداب گلرک و اژدهای کوچکی به نام فیریان نیز دنبال شده است. کتاب دختری که ماه را نوشید در فصلهای متعدد پیش رفته است و هر فصل با عنوانی روایی مانند «وقتی یک جادوگر ناخواسته یک نوزاد را جادو میکند» یا «وقتی یک زن بدبخت دیوانه میشود» آغاز شده است. این ساختار، همزمان پیشروی ماجرا، گذشتهی شخصیتها و افسانههایی را که مردم برای هم تعریف میکنند کنار هم نشان داده است و بهتدریج تصویر کاملتری از رازهای شهر، برج امنیتی و منشأ نفرین جنگل به دست داده است.
خلاصه داستان دختری که ماه را نوشید
در مرکز داستان دختری که ماه را نوشید شهری قرار دارد که با افسانهی جادوگر جنگل اداره شده است. ریشسفیدان پروتکتریت هر سال نوزادی را در جنگل رها میکنند و وانمود کردهاند این کار برای آرامکردن جادوگر لازم است، درحالیکه خود میدانند جادوگری در کار نیست و نوزادها را حیوانات میخورند. زان، جادوگر پیر، سالهاست بیخبر از این فریب، هر سال نوزاد را برمیدارد و به شهرهای آزاد میبرد. یک سال، زان بهجای نور ستاره، نور ماه را به نوزادی میخوراند و دخترک به نام لونا سرشار از جادو میشود. او لونا را نزد خود، هیولای مرداب گلرک و اژدهای کوچولو فیریان بزرگ کرده است و تلاش میکند جادوی خطرناک درون او را مهار کند. همزمان در پروتکتریت، انتینِ جوان به مراسم جانفشانی و قدرت ریشسفیدان مشکوک شده است و زن «دیوانه»ای در برج امنیتی، هنوز برای نجات فرزندش میجنگد. بهتدریج مسیر این شخصیتها بهسوی هم نزدیک شده است.
چرا باید کتاب دختری که ماه را نوشید را بخوانیم؟
این کتاب جهانی پر از جادو، افسانه و موجودات عجیب ساخته است اما در لایهی زیرین خود دربارهی ترس، دروغهای جمعی، سوگواری و امید حرف زده است. دختری که ماه را نوشید نشان داده است چگونه یک روایت ساختگی میتواند سرنوشت شهری را عوض کند و در مقابل، کنجکاوی و شجاعت چند نفر میتواند چرخهی قربانیکردن را بشکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای فانتزی، جادو و جهانهای خیالی علاقه دارند و همچنین به کسانی که دوست دارند در دل یک ماجرای پرکشش، موضوعاتی مثل قدرت، ترس، خانواده و خاطره را دنبال کنند.
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه