
کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه
معرفی کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه
کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه نوشتهی عبدالکریم کشمیری با ترجمهی محمود هدایت روایتی است از همراهی یک منشی کشمیری با سپاه نادرشاه، از دهلی تا ایران و سپس تا حجاز. نشر خانه فرهنگ و هنر مان آن را منتشر کرده است و متن حاضر بازچاپی تازه از ترجمهای است که نخستینبار به همت محمود هدایت از روی نسخهی فرانسوی اثری بزرگتر به فارسی درآمده بود. نویسنده در این سفرنامه مسیر طولانی دهلی تا کابل، قندهار، هرات، مرو، بلخ، بخارا، خوارزم، کلات، مشهد، مازندران، قزوین، بغداد، شام و حجاز را در رکاب نادرشاه طی کرده و مشاهدات خود را از شهرها، قبایل، جنگها، راهها، آبوهوا و آداب مردم ثبت کرده است. این کتاب در قالب فصلها و بخشهای پیدرپی، هم گزارش نظامی و سیاسی از لشکرکشیهای نادرشاه ارائه میکند و هم تصویری زنده از جغرافیا و زندگی روزمرهی مردمان ایران، افغانستان، ماوراءالنهر، عراق عرب و حجاز بهدست میدهد. یادداشت ناشر و دیباچهی مترجم در آغاز کتاب، جایگاه این متن را در میان سفرنامههای دورهی افشاری و نسبت آن را با اثری مفصلتر به نام بیان واقع توضیح دادهاند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه
کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه اثری است که در آن عبدالکریم کشمیری، منشی و همراه سپاه نادرشاه، مسیر طولانی دهلی تا ایران و سپس تا مکه را روایت کرده است. در یادداشت ناشر توضیح داده شده که متن حاضر در اصل بخشی کوچک از اثری مفصلتر به نام بیان واقع است؛ کتابی به زبان فارسی که زندگی و حکومت نادرشاه افشار را همراه با سفرنامهی عبدالکریم دربرمیگیرد. در همان یادداشت و دیباچهی مترجم آمده که اصل فارسی یا اردوِ سفرنامهی مستقلِ عبدالکریم از میان رفته و ترجمهی محمود هدایت بر پایهی نسخهی فرانسوی متنی است که پیشتر از روی ترجمههای انگلیسی فراهم شده بود. ناشر در این بازچاپ، ضمن وفاداری به نسخهی قدیمی، با ویرایش و افزودن توضیحات در قلاب []، متن را برای خوانندهی امروز خواناتر کرده است. ساختار کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه از یک یادداشت ناشر، دیباچهی مترجم و چند فصل اصلی تشکیل شده است. در فهرست، فصلها با عنوانهایی جزئی و توصیفی معرفی شدهاند؛ از جمله: «مسافرت از هندوستان به مکه / عزیمت مؤلف از دهلی به معیت قشون نادرشاه / اردو زدن ما در ساحل رود چناب / سردی فوقالعاده آب این رودخانه / قشونکشی نادر بر علیه افاغنه و غیره / ملاحظات در خصوص حوالی کابل»، «حرکت پُرمشقت در بونگیشا / اراضی عجیبه ساحل سند / سماجت یک سائل برهمایی / رسیدن ما به قندهار و هرات / مختصری در شرح این شهر / وضعیت و تقسیم کشور ایران»، «عزیمت از هرات و رسیدن ما به مروچاق / اسامی قبایل اصلیهای که در ایران در گردشند و طریقهی زندگانی ایشان / صحرای واقع بین هرات و بلخ / شمهای در وصف شهر اخیرالذکر»، «حمل سنگ قبر تیمور از سمرقند به مشهد / حرکت از بخارا تا چارجو / توصیف حوالی این شهر / ملاحظات جغرافیایی در خصوص جیحون و سیحون»، «بازگشت قشون از راه مروشاهجان به خراسان / شرح و بیان کلات خراسان / اختصاصات و امتیازات دو شهر هماسم»، «عزیمت ما در رکاب نادر به مازندران / راه سخت و خطرناک از مشهد تا استراباد و اشرف / بارانهای موسمی مازندران مانند بنگاله / دریای قلزم / دریای مازندران / غذاهای اهالی این ایالت / وضعیت ایشان / سوءقصد نسبت به نادرشاه / در بیان افیون با تریاک / سلیقهی ایرانیان در خصوص قنوات» و بخشهایی دربارهی سفر به بغداد، کربلا، نجف، حلب، دمشق، مدینه، مکه و بازگشت دریایی به هند. در خلال این فصلها، نویسنده هم گزارشهای دقیق جغرافیایی و آبوهوایی میدهد، هم از قبایل، ایلات، شهرها، بناها، بازارها، خوراکها و عادات مردم مینویسد و هم صحنههایی از جنگها، محاصرهها، شورشها و تصمیمهای سیاسی نادرشاه را ثبت کرده است. کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه علاوهبر روایت مسیر و وقایع، حاوی توضیحاتی دربارهی جایگاه سفرنامهنویسی در ایران، سرنوشت نسخههای خطی بیان واقع، ترجمههای اروپایی این متن و بازگشت دوبارهی آن به فارسی است. ناشر در یادداشت آغازین، این کتاب را بخشی از مجموعهی «سفرنامهها» معرفی کرده که هدف آن بازچاپ آثاری است که بهدلیل گذر زمان و محدودیتهای چاپی قدیم از دسترس خوانندگان دور ماندهاند. در دیباچهی مترجم نیز به اشتباهگرفتن عبدالکریم کشمیری با عبدالکریم بخاری، نویسندهی تاریخ افغانستان و بخارا، پرداخته شده و با استدلال تاریخی این دو از هم تفکیک شدهاند. در ادامه، خود متن سفرنامه با نثری آمیخته به اصطلاحات جغرافیایی، تاریخی و دینی، تصویری از ایرانِ دورهی افشاری، سرزمینهای همجوار و راههای حج در آن روزگار ارائه کرده است.
خلاصه کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه
متن سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه از حرکت نویسنده در هفتم صفر ۱۱۵۲ قمری از دهلی آغاز میشود؛ زمانی که نادرشاه پس از واگذاشتن تاجوتخت هند به محمدشاه و گرفتن غنایم و سرزمینهای گسترده، عزم بازگشت به ایران و سپس حرکت بهسوی حجاز را دارد. عبدالکریم در رکاب قشون، از دهلی بهسوی رود چناب میرود، از اردو زدن در ساحل رود، سردی فوقالعادهی آب و ساختن پلی از زورقها و درختان بریده مینویسد و همزمان به ضبط غنایم و مصادرهی جواهرات سپاهیان اشاره میکند. سپس مسیر لشکر بهسوی سرزمینهای افاغنه و حوالی کابل ادامه مییابد؛ جایی که از مقاومت افغانها، عبور دشوار از رودهای عمیق، بارانهای سیلآسا، کمبود علوفه و غرقشدن شتران و قاطرها سخن گفته شده است. در ادامهی کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه، نویسنده از حرکت پرمشقت در بونگیشا، اراضی عجیب ساحل سند، ماجرای سائل برهمایی که بهدست سربازان ایرانی کشته میشود، و رسیدن به قندهار و هرات گزارش میدهد. او در هرات، ضمن توصیف خرابی شهر بر اثر ظلم حکام، از میوهها، بادهای شدید تابستانی و آسیابهای بادی مینویسد و سپس بهتفصیل حدود جغرافیایی ایران و تقسیمات داخلی آن را برمیشمارد؛ از خراسان و عراق عجم تا فارس، آذربایجان، مازندران و گیلان. پس از آن، مسیر قشون بهسوی مروچاق، هندوکوه و بلخ ادامه مییابد. عبدالکریم در این بخش، زندگی ایلات و عشایر ایران مانند کردها، شاهسونها، بختیاریها و دیگر قبایل را توصیف کرده و از صحراهای بیآب میان هرات و بلخ و نیز صحرای وسیع بین بلخ و بخارا سخن گفته است. بخش دیگری از سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه به ماوراءالنهر و خوارزم اختصاص دارد. نویسنده از ورود به بخارا، رفتن به سمرقند برای برداشتن سنگ قبر تیمور و حمل آن به مشهد، حرکت از بخارا تا چارجو، جنگ با ترکمانان در کنار جیحون و خطر تشنگی قشون روایت میکند. او در این میان، توضیحاتی جغرافیایی دربارهی رودهای جیحون و سیحون، شعب آنها، مسیرشان در صحراهای قبچاق و قراقالپاق و تفاوتشان با رودهای سند، گنگ، فرات و شطالعرب میآورد. سپس بازگشت قشون از راه مروشاهجان به خراسان، شرح شهر مرو، توصیف کلات خراسان و ساختوسازهای نادرشاه در زادگاه خود، از جمله مسجدی با گلدستههای طلایی و شهری به نام مولودگاه، بیان میشود. پس از ورود به مشهد، عبدالکریم از حرم امام رضا(ع)، ساختوسازهای نادر، ضریح چندلایهی مرقد و بازارهای شهر مینویسد. در بخشهای بعدی، کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه مسیر حرکت سپاه از مشهد به مازندران، عبور از راههای سخت و پرگل، طغیان رودخانهها، تلفشدن بخشی از قشون و محمولات، و رسیدن به استراباد و سپس اشرف را دنبال میکند. نویسنده در مازندران از بارانهای موسمی شبیه بنگاله، جادهی سنگفرششدهی شاهعباس، دریای مازندران (بحر خزر)، طوفانیبودن آن، خوراک مردم (برنج و تخممرغ) و گندمی که بهگفتهی اهالی موجب گیجی میشود سخن میگوید و باورهای مردم دربارهی باد سموم را نقل و نقد میکند. او همچنین ماجرای سوءقصد به نادرشاه در راه اشرف، تیر خوردن دست شاه، تظاهر او به مرگ برای فریب مهاجمان، و سپس کور شدن رضاقلی میرزا و یکی از نزدیکان در پی کشف توطئه را روایت کرده است. در ادامهی سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه، مسیر قشون از مازندران به قزوین و سپس بهسوی عراق عرب و حجاز دنبال میشود. در فهرست کتاب، بخشهایی دربارهی «مسافرت از قزوین به بغداد»، «شرح چند قبر مهم در همدان»، «عمارت و حجاری کوه بیستون»، «کوه طاقبستان»، «سرحد قدیم و جدید ایران و ترکیه»، «بغداد قدیم و جدید»، «رفتن من به کربلا»، «تأثیر خاک این سرزمین»، «جادهی کربلا به نجف»، «شرح و وصف حله»، «مسجد کوفه که سابقاً بتکده بوده»، «مسافرت از بغداد به حلب و دمشق»، «بنایی که به امر تیمور در موصل برپا کردهاند»، «مختصری در وصف دمشق»، «ادامهی مسافرت من از طریق صحرا تا مدینه»، «ورود ما به مکه» و سپس «حرکت من به جده»، «نشستن من به یک کشتی اروپایی برای رفتن به هوگلی»، «رسیدن ما به هوگلی و رفتن ما از آنجا به فراسدانگه»، «تعریف کلکته» و «عزیمت من از مرشدآباد» آمده است. در این مسیر، عبدالکریم هم به آداب زیارت، وضعیت راههای حج، نقش میرحاج یا رئیس کاروان، تقلب اعراب بدوی، و خستگی زوار میپردازد و هم از شهرهای بین راه، بناهای تاریخی، قبور، رودها و پلها یاد میکند. در پایان، او با کشتی اروپایی از جده به سوی سواحل هند بازمیگردد و سفر طولانی خود را به دهلی خاتمه میدهد، درحالیکه در طول راه، هم نقش منشی و مأمور دولتی را داشته و هم ناظر دقیق وقایع و مناظر بوده است.
چرا باید کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه را بخوانیم؟
کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه تصویری نزدیک به واقعه از دورهی افشاری و لشکرکشیهای نادرشاه ارائه کرده است؛ تصویری که نه از نگاه درباریان ایرانی، بلکه از چشم یک منشی کشمیری همراه سپاه روایت شده و همین زاویهی دید، جزئیات متفاوتی از روابط قدرت، رفتار سپاهیان، تقسیم غنایم و برخورد با مردم محلی را نشان میدهد. متن، علاوهبر گزارش جنگها و حرکتهای نظامی، سرشار از توصیفهای جغرافیایی و اجتماعی است: از رودها، کوهها، صحراها و شهرها تا خوراک، پوشاک، باورها و عادات مردم ایران، افغانستان، ماوراءالنهر، عراق عرب و حجاز. در این کتاب، خواننده با شبکهی راههای زمینی و دریایی میان هند، ایران و حجاز، شیوهی سازماندهی کاروانهای حج، نقش میرحاج، خطرات راه، و نیز با ساختار ایلات و قبایل ایران و ماوراءالنهر آشنا میشود. توضیحات نویسنده دربارهی تقسیمات داخلی ایران، حدود جغرافیایی ایالات، و نیز شرح رودهای جیحون و سیحون و دریای مازندران، این متن را به منبعی قابلاستفاده برای علاقهمندان به تاریخ جغرافیایی تبدیل کرده است. از سوی دیگر، یادداشت ناشر و دیباچهی مترجم، سرگذشت خود متن، نسخههای خطی بیان واقع، ترجمههای اروپایی و بازگشت دوبارهی آن به فارسی را روشن کردهاند و نشان دادهاند که چگونه یک روایت شخصی سفر، در گذر زمان به منبعی برای پژوهش تاریخی بدل شده است. ترکیب روایت سفر، گزارشهای میدانی، حاشیهنویسی مترجم و توضیحات ناشر، این اثر را برای مطالعهی تاریخ ایرانِ دورهی افشاری، تاریخ سفر و سفرنامهنویسی و نیز شناخت نگاه یک شاهد عینی غیرایرانی به ایران و سرزمینهای پیرامون آن، قابلتوجه کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب سفرنامه عبدالکریم در رکاب نادرشاه به کسانی پیشنهاد میشود که به تاریخ ایران در دورهی افشاری، لشکرکشی نادرشاه به هند و ماوراءالنهر، و نیز به مطالعهی سفرنامهها و منابع دستاول تاریخی علاقهمندند. همچنین به پژوهشگران و دانشجویان رشتههای تاریخ، مطالعات ایران، جغرافیای تاریخی و مطالعات حج و زیارت که بهدنبال روایتهای میدانی از راهها، شهرها و آداب مردم در سدههای گذشته هستند، پیشنهاد میشود. برای خوانندگانی که به شناخت زندگی ایلات و قبایل، ساختار شهرها، و تصویر ایران و سرزمینهای همجوار در نگاه یک منشی کشمیری کنجکاوند نیز این کتاب میتواند خواندنی باشد.
حجم
۱٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۸۸ صفحه
حجم
۱٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۸۸ صفحه