
کتاب آوا
معرفی کتاب آوا
کتاب آوا نوشتهی ساسان بنیحاتم مجموعهای از داستانهای کوتاه فارسی است که نشر ناران آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب چندین روایت مستقل اما همخانواده، به سراغ موقعیتهایی میرود که در ظاهر روزمره و عادیاند اما در لایههای زیرین خود با ترس، گناه، امید، مرگ، فقر، عشق، انتقام و وجدان درگیر شدهاند. نویسنده در این مجموعه، از فضای خانههای کوچک شهری و جادههای بارانی شمال تا اتاقهای بازجویی، حیاط مدرسه، آپارتمانهای شلوغ و حتی ذهن یک جنین سقطشده را بهعنوان صحنهی داستانهایش انتخاب کرده است. حضور ویراستار و طراح جلد، زهرا غلامی، در شکلدادن نهایی متن و فضای بصری اثر نقش داشته است و در مقدمهی کوتاهی که بر کتاب نوشته، از این مجموعه بهعنوان «کودکی نوزاده شده» یاد کرده است. آوا با حجمی نهچندان بلند، تلاش کرده است در هر داستان، یک گره عاطفی یا اخلاقی را پیش بکشد و خواننده را در موقعیت قضاوت و تردید قرار دهد؛ از مواجهه با روح، تا سوءظن به آدمربایی، از انتقام خانوادگی تا گفتوگو با خدا. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آوا
کتاب آوا مجموعه داستانی است از ساسان بنیحاتم که در چندین داستان کوتاه، جهان شخصیتهایی معمولی را روایت کرده است که ناگهان در موقعیتهای غیرعادی قرار میگیرند. در این کتاب، از همان داستانهای ابتدایی مثل «یکی مثل خودت» و «شب بارانی» با فضاهایی روبهرو میشود که در آنها یک سفر سادهی بینشهری، یک سوارکردن مسافر کنار جاده یا یک بازگشت خسته از مراسم ختم، به تجربهای مرموز و گاه هولناک تبدیل میشود. در داستان «یکی مثل خودت» مردی پس از سفری طولانی به خانه برمیگردد و در دل خستگی و ترافیک، با حضوری مواجه میشود که مرز بین واقعیت و خیال را برایش مخدوش میکند. در «شب بارانی» رانندهای که از آستارا بهسمت تهران راه افتاده، با زوجی هممسیر میشود و ناگهان خود را متهم به آدمربایی میبیند. این دو داستان، در کنار متن مقدمهی زهرا غلامی، لحن کلی کتاب آوا را معرفی میکنند؛ لحنی که در آن، زندگی روزمره بهسرعت به سمت سوءتفاهم، ترس و تعلیق میرود و شخصیتها زیر فشار تصمیمهای لحظهای قرار میگیرند. در ادامهی کتاب آوا، داستانهایی مانند «ناامیدی»، «من پیدا میکنی»، «دوربین»، «مو نالیزه»، «نظر کرد» و «یک داستان» هرکدام بر جنبهای از روابط انسانی و کشمکشهای درونی تمرکز کردهاند. «ناامیدی» از تجاوز، انتقام و فروپاشی یک خانواده میگوید و سالها بعد، اعتراف دختر به مادر بیمار، زاویهی تازهای به ماجرا میدهد. در «من پیدا میکنی» راوی، روح جنینی است که سقط شده و از بیرون به رفتار پدر و مادر و دوستانشان نگاه میکند و پرسشهای تند و تلخی دربارهی حق حیات، خودخواهی آدمها و خشونت پنهان در تصمیمهای روزمره مطرح میکند. «دوربین» به جهان مأموریتهای مخفی، ترور، نظارت و دوربینهای مداربسته میرود و در آن، قاتلی حرفهای در میانهی مأموریت، با تردید اخلاقی و نشانههایی مواجه میشود که او را از نقش سرباز مطیع دستور جدا میکند. «مو نالیزه» ماجرای برادری است که در شبی بارانی، ناگهان با تابلوی مونالیزا در ساکش روبهرو میشود و تلویزیون همزمان خبر سرقت این تابلو را از موزهی لوور پخش میکند. در «نظر کرد» مردی که «بابای مدرسه» است، با خدا وارد گفتوگویی طولانی میشود؛ از کیف پر از پول در سطل زباله تا فهمیدن اینکه چه چیزهایی را میشود از خدا خواست. داستان پایانی، «یک داستان»، به گذشته برمیگردد و با روایتی اعترافگونه، سوءتفاهمی قدیمی دربارهی پول گمشدهی یک اردو و رابطهی راوی با پدر مخاطب را روشن میکند. کتاب آوا در مجموع، از چندین داستان تشکیل شده که هرکدام عنوان مشخص خود را دارند و در کنار هم، تصویری از انسانهایی میسازند که بین ایمان و تردید، فقر و طمع، عشق و حسادت، و عدالت و انتقام سرگرداناند.
خلاصه داستان آوا
آوا مجموعهای از داستانهای کوتاه است که در آن، ساسان بنیحاتم به سراغ لحظههایی رفته است که در ظاهر کوچکاند اما سرنوشت شخصیتها را عوض میکنند. در بسیاری از داستانها، یک تصمیم ساده یا یک اتفاق بهظاهر پیشپاافتاده، به نقطهی عطفی تبدیل میشود که گذشته و آیندهی شخصیت را زیر سؤال میبرد. در «یکی مثل خودت» مردی برای شرکت در مراسم ختم پدر دوستش به اصفهان میرود و در بازگشت، پس از تحمل خستگی راه و ترافیک تهران، وقتی به خانه میرسد، با صحنهای روبهرو میشود که منطقش را بههم میریزد: همسرش را همزمان در حمام و در آشپزخانه تجربه میکند. این دوگانگی، او را با این پرسش روبهرو میکند که چه کسی را دیده و چه چیزی را باور کند. در «شب بارانی» رانندهای در جادهی بارانی شمال، زوجی را سوار میکند تا کمی جلوتر پیادهشان کند؛ اما فراموششدن یک نوزاد در ماشین و ترافیک پلیسراه، او را ناگهان در موقعیت متهم به آدمربایی قرار میدهد. این داستان، با تکرار جملهی «کاش حرف مادرم رو گوش میکردم» نشان میدهد چگونه یک انتخاب زمانی، میتواند زندگی را بهکلی عوض کند. «ناامیدی» داستان خانوادهای است که با تجاوز دوست برادر به دختر نوجوان، در چرخهای از خشونت، قتل و اعدام گرفتار میشود. سالها بعد، دختر کنار تخت مادر در حال مرگ، اعتراف میکند که خودش با حسادت و نقشهچینی، زمینهی آن فاجعه را فراهم کرده است و ناامیدیاش از عشق، او را به سمت تصمیمهایی برده که همه را نابود کرده است. در «من پیدا میکنی» راوی، روح جنینی است که سقط شده و از جایی نامعلوم، به زندگی پدر و مادرش نگاه میکند؛ از گفتوگوی مادر با دوستش دربارهی «مزاحمبودن» بچه تا نقشهی سقط، و بعد، حسرت و خشم خودش از اینکه بهعنوان «چیز اضافی» حذف شده است. او از پدر میخواهد برایش اسم پیدا کند و در عینحال، از خشونت و خودخواهی آدمها حرف میزند. «دوربین» با راویای پیش میرود که مأمور عملیاتی مخفی است؛ از عبور از مرز، تعویض ماشین، خانهی امن، دوربینهای مداربسته و سلاحها تا لحظهای که باید مردی معمولی را بکشد؛ مردی که نه پولدار است، نه چهرهای مشهور و نه ظاهراً خطرناک. راوی با تحقیق، میفهمد هدفش رزمندهای قدیمی است که در درگیری با مجاهدین مجروح شده و حالا معلم هنر است. تردید او وقتی بیشتر میشود که در لحظهی نشانهرفتن، زن و بچهای را در بالکن ساختمان روبهرو میبیند و بعد، در تعقیب آن زن، متوجه میشود تصویرش متعلق به سالها پیش است. این تجربه، او را از نقش مجری بیچونوچرای دستور جدا میکند و در نهایت، به فرار و بریدن از سازمان میکشاند. در «مو نالیزه» راوی در شبی بارانی، در حال تماشای تلویزیون است که خبر سیل و آبگرفتن موزهی لوور و سرقت تابلوی مونالیزا پخش میشود. چند لحظه بعد، برادر خیسوخستهاش وارد خانه میشود و وقتی راوی ساک او را باز میکند، همان تابلو را در آن میبیند؛ لحظهای که تلویزیون تصویر دزد نقابدار را نشان داده است. داستان، روی همین تقارن و شوک مکث میکند. «نظر کرد» روایت مردی است که در مدرسهای بهعنوان سرایدار و «بابای مدرسه» کار میکند و با خدا وارد گفتوگویی طولانی میشود؛ از کیف پر از پولی که نصفشب در سطل زباله پیدا میکند تا اینکه میفهمد پول، مال یک دزد فراری بوده و پلیس آن را پس میگیرد. خدا در این گفتوگو به او میگوید چیزهایی را بخواهد که «مال خدا»ست؛ مثل آرامش، امید، خانوادهی خوب و شغل. سالها بعد، او استاد دانشگاه شده و این مسیر را نتیجهی همان گفتوگو میداند. در «یک داستان» راوی برای فرزند دوست قدیمیاش، ماجرایی را تعریف میکند که ریشهی سوءظن او به رابطهی راوی و مادرش است. او به گذشته برمیگردد؛ زمانی که پدر آن پسر، همکلاسیاش بوده و مادرش بهعنوان سرایدار روبهروی خانهی آنها زندگی میکرده است. راوی تعریف میکند که چطور برای رفتن به اردوی مدرسه، پول نداشته و بعد از کمک به یک پیرزن، در کوچه دو اسکناس هزارتومانی پیدا کرده؛ همان پولی که مادر دوستش فکر میکرده از کیفش افتاده است. او با آن پول به اردو رفته و سالها بعد، برای جبران احساس گناه، سعی کرده است همیشه کنار دوستش و بعد از مرگ او، کنار خانوادهاش بماند. این اعتراف، تلاش میکند تصویر رابطهای را که از بیرون «مشکوک» بهنظر میرسیده، در چارچوب گناه قدیمی و وجدان ناآرام توضیح دهد.
چرا باید کتاب آوا را بخوانیم؟
آوا مجموعهای است که در هر داستان، یک موقعیت اخلاقی یا عاطفی را در مرکز قرار داده است؛ موقعیتی که در آن، شخصیتها ناچار میشوند بین راحتی و وجدان، انتقام و بخشش، ایمان و خشم، یا ترس و شجاعت یکی را انتخاب کنند. خواندن این کتاب، امکان همراهی با این لحظههای مرزی را فراهم میکند؛ لحظههایی که در آنها، یک تصمیم کوچک میتواند زندگی را بهکلی عوض کند. در بسیاری از داستانهای آوا، راویان یا شخصیتها در حال اعترافاند؛ چه روح جنینی که از سقطشدنش میگوید، چه مردی که سالها بعد، راز پول گمشدهی اردو را برای فرزند دوستش فاش میکند، چه مأمور عملیاتی که در میانهی مأموریت، از نقش خود فاصله میگیرد. این اعترافها، کتاب را به فضایی نزدیک میکند که در آن، خواننده با لایههای پنهان احساس گناه، حسادت، عشق و ترس روبهرو میشود. آوا همچنین از نظر تنوع فضا و زاویهدید، کتابی متنوع است؛ از جادههای بارانی شمال و مرزهای جنگزده تا آپارتمانهای شهری، حیاط مدرسه، خانههای ویلایی بالای شهر و حتی جهان پس از مرگ. این تنوع، باعث میشود هر داستان تجربهای تازه باشد و درعینحال، نخهای مشترکی مثل فقر، نابرابری، خشونت پنهان، امید و گفتوگو با خدا، داستانها را به هم وصل کند. برای کسانی که به داستانهای کوتاه علاقهمند هستند، آوا نمونهای از روایتی است که در حجم محدود، سعی کرده است تعلیق، غافلگیری و طرح پرسشهای جدی را کنار هم قرار دهد؛ بدون اینکه به نتیجهگیریهای قطعی و شعارگونه برسد. این کتاب بیش از آنکه پاسخ بدهد، موقعیت میسازد و خواننده را در دل تردیدها و قضاوتها رها میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
آوا به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای کوتاه شهری و معاصر علاقهمند هستند و دوست دارند در روایتهای کوتاه، با موقعیتهای اخلاقی پیچیده و احساس گناه، ترس، امید و تردید روبهرو شوند. این کتاب به خوانندگانی پیشنهاد میشود که به موضوعاتی مثل روابط خانوادگی پرتنش، فقر و حاشیهنشینی، تجربهی جنگ و پیامدهایش، سقط جنین، عدالت و انتقام، و گفتوگو با خدا حساسیت دارند و مایلاند این موضوعات را در قالب داستان دنبال کنند. همچنین به علاقهمندان به مجموعهداستانهایی پیشنهاد میشود که در آنها، هر داستان مستقل است اما در مجموع، تصویری از جامعهای پر از سوءتفاهم، خشونت پنهان و امیدهای کوچک میسازد.
حجم
۴۴۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه
حجم
۴۴۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه