
کتاب ماجراهای خارخاری
معرفی کتاب ماجراهای خارخاری
کتاب ماجراهای خارخاری نوشتهی نرگس جودکی داستان چند ماجرای پیدرپی از زندگی یک جوجهخارپشت کنجکاو و احساساتی است که در جنگل زندگی میکند و همراه دوستانش، لاکی لاکپشت، آهوی چشمقشنگ، ماهیهای دوقلو، خانم کفشدوزک، خانم زیچی زنبور و خانممعلم موشکور با موقعیتهای مختلف روبهرو میشود. انتشارات ناران آن را منتشر کرده است و تصویرگری سیدهلیلا کشمیری فضای رنگارنگ و پرجزئیات جنگل و حیوانها را شکل داده است. در کنار آن، نام ویراستار شراره قاسمزاده و صفحهآرا داوود گودرزی هم در شناسنامهی اثر آمده است که نشان میدهد روی شکلگیری نسخهی نهایی این کتاب گروهی کار کردهاند. این کتاب برای گروه سنی الف و ب نوشته شده و هر ماجرا در قالب یک قصهی مستقل، به موضوعی مثل اعتمادبهنفس، مقایسهنکردن خود با دیگران، مراقبت از بدن، پرهیز از پرخوری، نهگفتن در موقعیتهای ناراحتکننده و رعایت نکات ایمنی در سرما پرداخته است. هر قصه با یک موقعیت ساده شروع میشود، به دردسر یا چالشی کوچک میرسد و در پایان با گفتوگو و همراهی بزرگترها و دوستان، به نتیجهای روشن ختم میشود. فضای داستانها شاد و پر از بازی، جشن، برفبازی و گشتوگذار در جنگل است و در دل همین موقعیتهای روزمره، نکتههای تربیتی و احساسی بهتدریج شکل میگیرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ماجراهای خارخاری
کتاب ماجراهای خارخاری مجموعهای از چند داستان کوتاه است که نرگس جودکی در آن، شخصیت اصلی یعنی خارخاری را در موقعیتهای مختلف قرار داده است تا احساسها، ترسها، اشتباهها و یادگرفتنهای او دیده شود. در متن کتاب، نام چند ماجرا بهطور جداگانه آمده است؛ مثل «خارخاری ولا لاکچولو»، «خارخاری بُزدوری هیکنا» (که در آن به پرخوری و خوردن میوهی نشسته پرداخته شده است)، «خارخاری و خانم معلم» و «خارخاری سرما میخورد». هر بخش با تیتر جداگانه شروع میشود و ماجرایی تازه را روایت میکند، اما نخ مشترک همهی آنها رابطهی صمیمی خارخاری با مادرش، دوستانش و خانممعلم جنگل است. در هر قصه، یک مشکل مشخص شکل میگیرد؛ از احساس زشتی و کمارزشی لاکی گرفته تا پرخوری خارخاری، ناتوانی او در نهگفتن به خانم کفشدوزک و بیتوجهیاش به توصیههای مادر در روز برفی. در ادامهی کتاب ماجراهای خارخاری، هر داستان روی یک مفهوم تربیتی یا احساسی تمرکز کرده است. در قصهی تولد آهوی چشمقشنگ، موضوع اصلی اعتمادبهنفس و مقایسهنکردن خود با دیگران است؛ جایی که لاکی از لاک خودش خجالت میکشد و خارخاری با یادآوری حرفهای مادرش، به او کمک میکند زیبایی و ارزش خودش را ببیند و درنهایت همان ویژگیای که لاکی از آن خجالت میکشید، تبدیل به سپر محافظ او میشود. در داستان مربوط به پرخوری، جنگل تابستانی و درختهای پرمیوه، صحنهی اصلی هستند و نتیجهی زیادهروی در خوردن میوهی نشسته، دلدرد و مراجعهی مادر به کمک دمنوش و عرقنعناع است. در بخش مربوط به خانممعلم، موشکور مهربان به خارخاری یاد میدهد که احساس ناراحتیاش را پنهان نکند و بتواند به خانم کفشدوزک «نه» بگوید و خارهایش را پس بگیرد. در ماجرای برف و سرماخوردگی هم، بیتوجهی به شال و کلاه و درازکشیدن روی برف، به تب و بیماری منجر میشود و نقش مراقبت، استراحت، دمنوش و عسل در بهبود او نشان داده شده است. ساختار کتاب بهگونهای است که هر قصه بهتنهایی قابلخواندن است، اما کنار هم تصویری کاملتر از رشد و تجربههای خارخاری میسازد.
خلاصه کتاب ماجراهای خارخاری
در ماجراهای مختلف کتاب، خارخاری هر بار با یک موقعیت تازه روبهرو میشود و از دل همان موقعیت، نکتهای رفتاری یا احساسی را یاد میگیرد. در نخستین داستان، دعوتنامهی تولد آهوی چشمقشنگ به دست خارخاری میرسد. او با اجازهی مادرش به جشن میرود و آنجا با لاکی روبهرو میشود که لاکش را در خانه گذاشته است، چون از ظاهر خودش خجالت میکشد. لاکی وقتی تن براق آهو، پولکهای طلایی ماهی و بالهای رنگی پروانه را میبیند، خودش را زشت و بیارزش تصور میکند. خارخاری با یادآوری حرفهای مادرش که گفته است همهی بچهها زیبا و دوستداشتنی آفریده شدهاند و نباید خودشان را با دیگران مقایسه کنند، سعی میکند او را آرام کند. وقتی روباه مکار در لباس بره به مهمانی حمله میکند، همین خارهای تیز خارخاری و لاک محکم لاکی است که جان آنها را نجات میدهد و نشان میدهد ویژگیهایی که گاهی مایهی خجالت بهنظر میرسند، در موقعیت درست چقدر ارزشمند هستند. در داستان بعدی، فضای کتاب به روزی گرم در جنگل میرود. درختها پر از میوههای رنگارنگ شدهاند و خارخاری با هیجان از این درخت به آن درخت میدود و میوه میچیند و همانجا میخورد. لاکی میوهها را جمع میکند تا در خانه و بعد از شستن بخورد و مدام یادآوری میکند که پرخوری کار خوبی نیست. خارخاری به حرف او و توصیهی مادرش توجه نمیکند، از هر میوهای زیاد میخورد و درنهایت دلدرد شدید میگیرد. لاکی نفسزنان خودش را به خانهی خارخاری میرساند، مادر خانمی با چاینبات و عرقنعناع به کمک میآید و در پایان، خارخاری قول میدهد در خوردن میوهی نشسته و زیادهروی، احتیاط کند. در ماجرای خانممعلم، موشکور که معلم جنگل است، صدای گریهی خارخاری را میشنود و او را درحالی پیدا میکند که به شکل توپ خار در گوشهای پنهان شده است. خارخاری میگوید راسو دنبالش کرده و چون خارهایش کم شده، نمیتواند خوب از خودش دفاع کند. خانممعلم از او میپرسد خارهایش را چهکار کرده و کمکم معلوم میشود که خارخاری مدتی است برای دوختن کفشهای خانم کفشدوزک، خارهایش را به او میدهد، درحالیکه دلش نمیخواسته این کار را ادامه دهد و فقط از ترس ناراحتشدن او چیزی نگفته است. موشکور به او یادآوری میکند که بچهها باید درمورد مشکلاتشان با خانواده یا معلم صحبت کنند و اگر از چیزی ناراحت هستند، حق دارند «نه» بگویند. خارخاری با تشویق خانممعلم، به خانهی خانم کفشدوزک میرود، مؤدبانه میگوید که دیگر نمیخواهد خارهایش را بدهد و خارهای قبلی را پس میگیرد. در داستان مربوط به زمستان، جنگل زیر برف فرو رفته است. خارخاری با اصرار از مادرش اجازه میگیرد تا برای برفبازی بیرون برود، اما بهخاطر عجله، شال و کلاهش را برنمیدارد. او همراه لاکی ساعتها برفبازی میکند، روی برف دراز میکشد و خارخاریبرفی میسازد. کمکم سرما به تنش مینشیند، عطسه و سرفه شروع میشود و وقتی به خانه برمیگردد، تب کرده و میلرزد. مادر خانمی با نگرانی و درعینحال دلخوری، لباس خیس او را عوض میکند، دمنوش بنفشه درست میکند و برای خوشایندشدن طعم آن، از خانم زیچی عسل میگیرد. خارخاری با خوردن دمنوش و سوپ و استراحت، حالش بهتر میشود و تجربهی سرماخوردگی به او یاد میدهد که توصیههای مادر دربارهی لباس گرم و مراقبت از بدن، بیدلیل نیست.
چرا باید کتاب ماجراهای خارخاری را بخوانیم؟
این کتاب با استفاده از شخصیت ثابت خارخاری و دوستانش، چند موضوع مهم در زندگی کودکان را در قالب ماجراهای ساده و قابلتصور نشان داده است. در هر داستان، یک موقعیت روزمره مثل رفتن به جشن تولد، بازی در جنگل، روبهروشدن با شکارچی، درخواست ناعادلانهی یک آشنا یا برفبازی در روز سرد، به فرصتی برای طرح یک سؤال مهم تبدیل شده است: اعتمادبهنفس از کجا میآید؟ مقایسهکردن خود با دیگران چه حسی ایجاد میکند؟ «نه» گفتن در موقعیتهای ناراحتکننده چطور ممکن است؟ پرخوری و بیتوجهی به بهداشت چه پیامدی دارد؟ و چرا گوشدادن به توصیههای مراقبتی بزرگترها اهمیت دارد؟ در ماجراهای خارخاری، پاسخ این سؤالات بهصورت مستقیم و دستوری داده نشده است، بلکه از دل رفتار شخصیتها، گفتوگوهای کوتاه و نتیجهی هر ماجرا بیرون آمده است. مادر خارخاری، خانممعلم موشکور و حتی دوستانی مثل لاکی، نقش همراهانی را دارند که با حرفها و واکنشهایشان به شکلگیری این یادگیریها کمک میکنند. از طرف دیگر، فضای جنگل، حیوانهای مختلف و موقعیتهای شاد و پرتحرک، امکان همذاتپنداری و خیالپردازی را بالا برده است. این ترکیب باعث شده است که مفاهیم تربیتی مثل مراقبت از خود، احترام به بدن، ارزشگذاشتن به تفاوتها، مسئولیتپذیری و شجاعت در بیان خواستهها، در قالب قصههایی کوتاه و پراتفاق دیده شود. خواندن این کتاب میتواند به بزرگترها کمک کند تا دربارهی موضوعاتی مثل مقایسهنکردن، نهگفتن، پرخوری، رعایت بهداشت و مراقبت در سرما، گفتوگوهای سادهتری شکل دهند و از ماجراهای خارخاری بهعنوان نقطهی شروع صحبت استفاده کنند. برای کودکان هم، همراهی با خارخاری در ترسها، اشتباهها و دلدردها، فرصتی است تا احساس کنند تنها نیستند و میتوانند از دل هر اشتباه، چیزی تازه یاد بگیرند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کودکان گروه سنی الف و ب که به داستانهای حیوانات و ماجراهای جنگلی علاقه دارند پیشنهاد میشود. همچنین به والدین، مربیان مهدکودک و آموزگاران پایههای ابتدایی که بهدنبال قصههایی برای گفتوگو دربارهی اعتمادبهنفس، مقایسهنکردن، نهگفتن، پرخوری، رعایت بهداشت و مراقبت در سرما هستند پیشنهاد میشود. برای کودکانی که تجربهی دلدرد، سرماخوردگی یا خجالت از ظاهر خود را داشتهاند نیز این کتاب میتواند همراهیکننده و آشنا باشد. به کتابخوانهای خردسال که دوست دارند مجموعهای از ماجراهای کوتاه با شخصیت ثابت را دنبال کنند هم پیشنهاد میشود.
حجم
۱۴٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۶۴ صفحه
حجم
۱۴٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۶۴ صفحه