
کتاب سایه های ژوراسیک
معرفی کتاب سایه های ژوراسیک
کتاب سایههای ژوراسیک نوشتهی الهه طباطبائیان داستانی ماجراجویانه در دنیای دایناسورها است که نشر ناران آن را منتشر کرده است. این کتاب با تکیهبر تخیل یک دختر هشتساله بهنام روشنا شکل گرفته که عاشق دایناسورها است و هر شب با مجسمههای گِلی کوچکی که خودش ساخته گفتوگو میکند. یک شب نور چراغخواب و سایههای روی دیوار، دری به عصر ژوراسیک باز میکند و روشنا را به سفری دور و طولانی در زمان میبرد؛ سفری که در آن با دایناسورهای گوناگون آشنا میشود، از براکیوسور مهربان تا تروسور، استگوسور، رپتورها و حتی تیرکس ترسناک. در این کتاب تصویرگریهای سیده لیلا کشمیری فضای پررمزوراز جنگلهای ژوراسیک، ساحلهای پوشیده از شن سفید و دایناسورهای رنگارنگ را همراهی کرده است و ویرایش متن را زهرا چاوشزادهحسینی انجام داده است. سایههای ژوراسیک علاوهبر روایت یک ماجراجویی پرهیجان، اطلاعات متعددی دربارهی شکل زندگی، تغذیه، رفتار و ویژگیهای بدنی دایناسورها در دل داستان جای داده است و در پایان نیز بخشی جداگانه برای معرفی علمیتر هرکدام از دایناسورهای حاضر در قصه دارد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سایه های ژوراسیک
کتاب سایههای ژوراسیک داستان دختری بهنام روشنا است که در اتاقش با دایناسورهای گِلی خود زندگی میکند و هر شب با کمک نور چراغخواب، سایهی آنها را روی دیوار میاندازد و برایشان صدا میسازد. الهه طباطبائیان در این کتاب از همین بازی کودکانه پلی بهسوی عصر ژوراسیک میزند؛ جایی که جنگلهای انبوه سرخس و نخل، اقیانوسهای زلال و آسمان پر از پرواز تروسورها صحنهی اصلی ماجرا هستند. روشنا در این سفر زمانی با براکیوسور گردندراز دوست میشود، بر پشت تروسور پرواز میکند، تولد نوزادان براکیوسور را میبیند، با استگوسور پیر کنار آتشفشان آشنا میشود و از حملهی رپتورها و حضور تیرکس جان سالم بهدر میبرد. در دل این ماجراها، گفتوگوهای روشنا با دایناسورها به موضوعاتی مثل خشونت، دفاع از خود، جنگ، ترس، شجاعت و استفاده از عقل برای حل تعارضها میرسد و نگاه کودکانهی او به رفتار انسانها و حیوانات کنار هم قرار میگیرد. کتاب سایههای ژوراسیک در قالب چند فصل پیوسته روایت شده است؛ فصلهایی که هرکدام بر یک موقعیت تازه تمرکز دارند، مثل دیدار با براکیوسور و سفر به جنگل، پرواز بر فراز اقیانوس، تولد نوزادان براکیوسور، روبهرو شدن با رپتورها، پناهگرفتن کنار آتشفشان، دیدار با تریسراتوپوس پیر و درنهایت بازگشت به اتاق روشنا. در پایان کتاب سایههای ژوراسیک بخشی با عنوان ساکنین سایههای ژوراسیک آمده است که در آن هر دایناسور خودش را معرفی کرده است؛ استگوسور، تروسور، آپاتوسور، براکیوسور، تیرکس، تریسراتوپوس و رپتور هریک در چند خط دربارهی اندازهی بدن، نوع تغذیه، شکل استخوانها، شاخها، صفحات پشتی، بالها و عادتهای رفتاری خود توضیح دادهاند. این بخش پایانی، پیوند میان داستان و دانش را پررنگتر کرده است و نشان میدهد ماجراجویی روشنا در عصر ژوراسیک فقط یک رؤیای کودکانه نیست بلکه فرصتی برای آشنایی دقیقتر با دنیای دایناسورها است.
خلاصه کتاب سایه های ژوراسیک
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! روشنا، دختر هشتسالهی علاقهمند به دنیای دایناسورها، هر شب چراغخوابش را روشن میکند و مجسمههای گِلی دایناسورهایی را که با دست خودش ساخته جلوی نور میگیرد تا سایههایشان روی دیوار جان بگیرد. او با تغییر صدا بهجای هرکدام حرف میزند و برایشان قصه میسازد. یک شب، نور چراغ راهرو و چراغ کوچه با هم تلاقی میکند و سایهها شکل دیگری پیدا میکنند؛ دایناسوری کوتاه، چاق و پیر روی دیوار ظاهر میشود و پردهی اتاق که تکان میخورد، ناگهان دیوار پر از دایناسورهای واقعی میشود. براکیوسور گردندراز روشنا را روی گردنش مینشاند و از پنجره به جنگل عظیم ژوراسیک میبرد؛ جایی که درختان نخل و سرخس همهجا را پوشاندهاند و رد پنجههای دایناسورها روی شنهای سفید ساحل دیده میشود. روشنا روی ساحل با براکیوسور قدم میزند، از نخل بالا میرود و رطب میچیند، با تروسور پرنده آشنا میشود و بر پشت او بر فراز اقیانوس پرواز میکند. تروسور برایش توضیح میدهد که اکنون فقط یک قارهی بزرگ بهنام پانگهآ وجود دارد و باریکهی آبی که میبینند بعدها اقیانوس اطلس میشود. در گفتوگو با او، روشنا از آرزوی پدرش میگوید که سالها روی فسیلها کار کرده و رؤیای زندهکردن یک دایناسور را در سر دارد. براکیوسور قول میدهد کمک کند. روشنا شاهد تولد سه نوزاد براکیوسور میشود و با مفهوم دندان تخم آشنا میشود؛ دندانی که فقط نوزادها دارند تا پوستهی تخم را بشکنند. او با اوتنیلیا، همسایهی آرام براکیوسور، و تریسراتوپوس سهشاخ پیر هم دیدار میکند و از زبان آنها دربارهی زندگی خانوادگی، ساختن لانه و دفاع از خود میشنود. در بخش دیگری از داستان، رپتورها از میان سرخسها به روشنا حمله میکنند و تروسور او را در آخرین لحظه از ساحل بالا میبرد و کنار آتشفشان فرود میآورد. آنجا استگوسور پیر را میبیند که سالها در همان محیط پر از بوی گوگرد و تخممرغ گندیده زندگی کرده و به آن عادت کرده است. تروسور برایش از خشونت رپتورها و درندهخویی تیرکس میگوید و زخمی را نشان میدهد که در کودکی از حملهی تیرکس برداشته است. روشنا متوجه میشود که تعداد گوشتخوارها کم است اما حملههایشان آنقدر ترسناک است که بهنظر میرسد همهجا هستند. در شبی طوفانی، تیرکس به غاری که براکیوسور و روشنا در آن پناه گرفتهاند نزدیک میشود؛ آنها در سکوت و ترس، غرش و نفس بدبوی او را تحمل میکنند تا خطر بگذرد. براکیوسور در پایان، روشنا و بچههایش را از راه سوراخ پشتی غار به اتاق روشنا میآورد. براکیوسور دختر کوچکش را پیش روشنا میگذارد تا پدر روشنا بتواند رؤیای علمیاش را دنبال کند. پدر که سالها در آزمایشگاه روی رونوشت ژنی فسیلها کار کرده است، با دیدن براکیوسور کوچک ابتدا فکر میکند خیالاتی شده اما بعد با گرفتن یک نمونهی خون، به رونوشت کامل دیانای براکیوسور دست پیدا میکند. خبر این کشف در تلویزیون اعلام میشود و همزمان نقاشیای که روشنا در غار ژوراسیک کشیده بود، روی دیوار غاری در جنگل نخل پیدا میشود؛ تصویری از خودش و براکیوسور که سفر عجیب او را ثبت کرده است.
چرا باید کتاب سایه های ژوراسیک را بخوانیم؟
سایههای ژوراسیک داستانی است که ماجراجویی، تخیل و آشنایی با دنیای دایناسورها را درهم آمیخته است. این کتاب از زاویهی نگاه یک کودک کنجکاو، مفاهیم علمی مثل دورهی ژوراسیک، پانگهآ، فسیل، دیانای، تفاوت دایناسورهای گیاهخوار و گوشتخوار، شکل بدن و شیوهی زندگی آنها را در دل روایت قرار داده است؛ بدون اینکه متن به توضیح خشک تبدیل شود. گفتوگوهای روشنا با براکیوسور، تروسور، استگوسور، تریسراتوپوس و دیگر دایناسورها، فرصتی برای طرح سؤالاتی دربارهی خشونت، جنگ، دفاع از خود، استفاده از عقل، ترس و شجاعت فراهم کرده است و نشان داده است که حتی در دنیای دایناسورها هم انتخاب میان حمله و گفتوگو وجود دارد. این کتاب بهکمک تصویرگریهای رنگارنگ و توصیفهای دقیق از جنگلهای سرخس، ساحلهای سفید، آتشفشانها و آسمان سرخ غروب، فضایی ملموس از عصر ژوراسیک ساخته است. در کنار داستان اصلی، بخش ساکنین سایههای ژوراسیک در انتهای کتاب، اطلاعات فشرده و روشن دربارهی هر دایناسور ارائه کرده است؛ از اندازهی بدن و نوع تغذیه تا نقش صفحات استخوانی، شاخها، بالها و چنگالها. ترکیب این دو بخش باعث شده است که خواندن کتاب هم حس همراهی در یک سفر پرهیجان را ایجاد کند و هم آگاهی دربارهی دایناسورها و مفاهیم پایهی زیستشناسی و زمینشناسی را افزایش دهد. حضور پدری که دانشمند است و روی فسیلها و مهندسی ژنتیک کار میکند، پیوندی میان رؤیای کودکانه و پژوهش علمی برقرار کرده است و نشان داده است که رؤیا و علم میتوانند در کنار هم قرار بگیرند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
سایههای ژوراسیک به کودکانی پیشنهاد میشود که به دایناسورها، حیوانات منقرضشده و قصههای ماجراجویانه علاقه دارند. این کتاب به دانشآموزان دبستانی که کنجکاوی علمی دارند و دوست دارند در کنار داستان، چیزهایی دربارهی فسیل، دیانای و دورههای زمینشناسی بدانند نیز پیشنهاد میشود. همچنین به والدین و مربیانی پیشنهاد میشود که بهدنبال متنی داستانی برای گفتوگو دربارهی ترس، شجاعت، خشونت، جنگ و استفاده از عقل در حل تعارضها هستند.
حجم
۵٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۷۳ صفحه
حجم
۵٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۷۳ صفحه