با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مرز بین دو جهان (جلد اول)

دانلود و خرید کتاب مرز بین دو جهان (جلد اول)

۴٫۲ از ۳۹ نظر
۴٫۲ از ۳۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مرز بین دو جهان (جلد اول)  نوشته  معصومه حبیبی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب مرز بین دو جهان (جلد اول)

مرز بین دو جهان نوشته معصومه حبیبی رمانی درباره حقیقت مرگ است که جلد اول آن را می‌خوانید.

درباره کتاب مرز بین دو جهان

در پشت پرده زندگی موجوداتی ماورایی زندگی می‌کنند،موجوداتی با قدرت‌های زیاد و دست‌هایی توانمند. این داستان ما را به‌وسیله‌ی قوه‌ی خیال از دنیای مادی و انسانی به دنیایی آن سوی مرزها و ناشناخته‌ها می‌کشاند. دنیایی پر از سختی و زیبایی و عشق و قهرمانانی از جنس انسان که عالم را متحول و دگرگون می‌کنند:

در جهان مردگان جهانی به دور از ماده، ارواح از خوب و بد زندگی می‌کردند. طرف راست جهان مردگان و در قلمرو روشنایی ارواح پاکی بودند که در آسایش و آرامش زندگی می‌کردند و در قسمت چپ آن،‌ در قلمرو تاریکی ارواح خبیث و سیاهی که در بدبختی و بیچارگی زندگی می‌کردند. مدت‌ها بود که جنگ بین آن‌ها تمام شده بود، رئیس ارواح خبیث مازیار بود که دو هزار سال در جهان مردگان زندگی می‌کرد. و اما پادشاه ارواح پاک اورمزد بود. کسی درست نمی‌دانست چندین سال در جهان مردگان زندگی می‌کند. به احتمال زیاد هزاران سال بود. ارواح پاک زندگی آرامی داشتند همه چیز برای آن‌ها آماده بود، هر آرزویی داشتند و هر غذایی می‌خواستند برای آن‌ها مهیا می‌شد. ولی ارواح خبیث، با مشکلات زیادی مواجه بودند، در میان دود و گدازه‌های آتش زندگی می‌کردند؛ و غذایی برای خوردن نداشتند.

خواندن کتاب مرز بین دو جهان را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم

دوست داران داستان‌های نمادین با تم اساطیری را به خواندن این اثر دعوت می‌کنیم

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۸)
❄︎♫︎ℕ𝕒𝕫𝕒𝕟𝕚𝕟♫︎❄︎
۱۳۹۹/۰۱/۲۲

به نظر من این کتاب بسیار جذاب بود و ارزش خواندن داشت و بسیار متن عالی و روانی داشت فقط یه سوال جلد دوم کی میاد ؟ من بی صبرانه منتظرم

abolfazl
۱۳۹۹/۰۲/۱۲

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه بهتون پیشنهاد میدم حتماً این کتاب رو مطالعه کنید کتاب خیلی جذابیه به سرعت مجذوبش میشید مخصوصاً اونایی که به دنیای ماوراءالطبیعه علاقه دارن هم پیشنهاد میدم😉لطفاً جلد دوم رو هرچه زودتر بزارید

ahmadreza
۱۳۹۹/۰۵/۰۱

عالیییییییییی

نهان
۱۳۹۷/۱۱/۰۸

بسیار عالی فقط خیلی خیلی دارای غلط املایی و جابجا نوستن اسامی و... هست و همچنین داستان ۹۰% غیر واقعی بود و لی در کل بسیار زیبا بود منتظر قسمت دوم هم هستیم😉

شادی
۱۳۹۷/۱۲/۰۸

جالب بود 😍

تشنه دانش
۱۳۹۷/۱۰/۲۸

خوب بود،دیدبهتری نسبت به جهان دیگرپیداکردم.خیلی کنجکاوم جلددوم روبخونم.لطف کنیدجلددوم روبذارید توطاقچه.

¤_¤
۱۳۹۹/۰۵/۲۷

عــــــالی بــود❤❤❤

عشق یعنی کتاب
۱۳۹۹/۰۴/۱۳

عالی بود❤ اگه به ماورا علاقه دارید بهتون توصیه می کنم

fatemeh.2004
۱۳۹۹/۰۴/۱۶

کتاب خوبی بود

Shaghayegh Alipour
۱۳۹۹/۰۲/۲۷

واقعا کتاب بسیار عالی بود حداقل برای من که داستان های تخیلی دوست دارم. این کتاب بسیار متن روانی داشت ولی ای کاش جلد دوم هم به صورت رایگان در طاقچه قرار بگیره چون بی صبرانه دوست دارم که بدونم

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲)
در جهان مردگان جهانی به دور از ماده، ارواح از خوب و بد زندگی می‌کردند. طرف راست جهان مردگان و در قلمرو روشنایی ارواح پاکی بودند که در آسایش و آرامش زندگی می‌کردند و در قسمت چپ آن،‌ در قلمرو تاریکی ارواح خبیث و سیاهی که در بدبختی و بیچارگی زندگی می‌کردند. مدت‌ها بود که جنگ بین آن‌ها تمام شده بود، رئیس ارواح خبیث مازیار بود که دو هزار سال در جهان مردگان زندگی می‌کرد. و اما پادشاه ارواح پاک اورمزد بود. کسی درست نمی‌دانست چندین سال در جهان مردگان زندگی می‌کند. به احتمال زیاد هزاران سال بود. ارواح پاک زندگی آرامی داشتند همه چیز برای آن‌ها آماده بود، هر آرزویی داشتند و هر غذایی می‌خواستند برای آن‌ها مهیا می‌شد. ولی ارواح خبیث، با مشکلات زیادی مواجه بودند، در میان دود و گدازه‌های آتش زندگی می‌کردند؛ و غذایی برای خوردن نداشتند. ارواح همدیگر را می‌دیدند به همدیگر نگاه می‌کردند،‌ ارواح خبیث به ارواح پاک حسودی می‌کردند و آرزو می‌کردند که‌ای کاش برای مدتی هر چند کوتاه به جای ارواح پاک زندگی می‌کردند.
Tiam266
مرز بین دو جهان صدای عجیبی می‌شنید، صدایی شبیه زوزه ی باد تند که وقتی به درختان بدون برگ حیات می‌خورد و از میان آن‌ها عبور می‌کرد، عوض می‌شد و حالت سوت مانندی پیدا می‌کرد، صدا بلندتر و بلندتر می‌شد،‌ چشمانش را باز کرد،‌ چند قدم به طرف در آلومینیومی اتاقش برداشت. دستگیره‌اش را گرفت و آن را به طرف خودش کشید. در کم کم باز شد و صدا بیشتر شد، نور قرمز و آبی رنگی از لای در توی اتاق افتاد، چشمش را اذیت می‌کرد، در را کامل باز کرد، وارد حیات شد، حیات پر از نور بود، نورها از آسمان به زمین می‌رسیدند، سرش را بالا برد و به آسمان نگاه کرد. امواج نورانی آسمان را احاطه کرده بودند، انگار سقف آسمان را با چراغ‌های قرمز و آبی آراسته بودند. "یاد زمانی افتاد که همراه با پدرش برای دیدن شهاب‌های آسمانی به پشت بام می‌رفت، وقتی پشت تلسکوپ نشسته بود و مشغول دیدن ستارها بود ناگهان موجی از گلوله‌های آتشین به طرف او می‌آمدند. سنگ‌هایی که به جو زمین
کاربر ۱۳۷۸۶۸۴

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۲۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۰۱
شابک‌‫‬‮‭‬‭۹۷۸-۶۰۰-۰۴-۷۷۲۲-۶
تعداد صفحات۲۲۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۰۱
شابک‌‫‬‮‭‬‭۹۷۸-۶۰۰-۰۴-۷۷۲۲-۶