
کتاب مبانی هنرهای تجسمی
معرفی کتاب مبانی هنرهای تجسمی
کتاب مبانی هنرهای تجسمی نوشتهی آتوسا اعظم کثیری و محسن افروزی اثری آموزشی در حوزهی شناخت زبان تصویر و ساختار آثار بصری است که موسسه فرهنگی هنری دیباگران تهران آن را منتشر کرده است. نویسندگان که هر دو سابقهی دانشگاهی و تدریس در رشتههای هنری دارند کوشیدهاند مفاهیم پایهای هنرهای تصویری را از سطح تعریفهای کلی و مبهم به سطحی دقیق، طبقهبندیشده و همراه با مثالهای متعدد برسانند. متن کتاب از همان پیشگفتار با طرح پرسشهایی دربارهی چیستی هنر، زیبایی، نقش احساس و مهارت در آفرینش اثر هنری و نسبت هنر با واقعیت آغاز میشود و سپس بهتدریج وارد زبان تخصصی هنرهای تجسمی میشود؛ زبانی که بر عناصر بصری مثل خط، رنگ، بافت، شکل، فرم، فضا و ارزش نوری و نیز بر اصولی مانند تعادل، تأکید، وحدت، تنوع، تناسب، ضرباهنگ و تحرک استوار است. ساختار کتاب بهگونهای طراحی شده که هم برای هنرجویان تازهکار قابلاستفاده باشد و هم برای دانشجویان و مدرسان هنر که به دنبال چارچوبی منظم برای تدریس مبانی هستند. استفادهی گسترده از نمونهتابلوها، مجسمهها و آثار هنرمندان مختلف جهان و ایران و تحلیل آنها در متن، پیوند میان نظریه و مشاهدهی عینی را تقویت کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مبانی هنرهای تجسمی
کتاب مبانی هنرهای تجسمی با تمرکز بر سه مؤلفهی موضوع، فرم و محتوا بهعنوان ستونهای اصلی هر اثر هنری آغاز میشود و نشان میدهد که چگونه این سه در یک «وحدت انداموار» به هم میپیوندند. آتوسا اعظم کثیری در پیشگفتار توضیح داده است که تعریف هنر و زیبایی برخلاف ظاهر سادهاش، قرنها فیلسوفان و هنرمندان را درگیر کرده و هنوز هم پاسخ قطعی ندارد. متن از نقاشیهای غار لاسکو و نقاشیهای سقفی معابد شرقی شروع میکند تا نشان دهد میل به آفرینش تصویری از نخستین لحظات تاریخ بشر همراه او بوده است. سپس با طرح معیارهایی مانند بازنمایی واقعیت، مهارت فنی، خوشایندی بصری و بیان احساس، به تعریفهای سنتی اثر هنری میپردازد و بعد آنها را بهسمت زبان امروز هنرهای تجسمی هدایت میکند؛ زبانی که در آن «مبانی هنرهای تجسمی» بهعنوان مجموعهای از قواعد صوری و محتوایی، نقشی شبیه دستور زبان برای گفتار بصری دارد. در همین بخش نخست، نویسندگان به نقش مکتب باهاوس در شکلگیری این مبانی اشاره کردهاند و توضیح دادهاند که چگونه این قواعد در دورههای مدرن و پسامدرن بازخوانی و دگرگون شده است. کتاب مبانی هنرهای تجسمی در پنج فصل تنظیم شده است. فصل اول به ماهیت در حال تکامل زبان و بیان هنری، سه مؤلفهی موضوع، فرم و محتوا، وحدت انداموار اثر و تفاوت هنرهای دوبعدی و سهبعدی میپردازد و مفاهیمی مانند فضای تزئینی، فضای تجسمی، قاب تصویر، فضای مثبت و منفی را با مثالهایی از نقاشی و مجسمهسازی روشن میکند. فصل دوم و سوم هستهی اصلی کتاب را تشکیل میدهند و بهترتیب به «عناصر تجسمی» و «اصول یا عوامل تجسمی» اختصاص یافتهاند؛ در این دو فصل خط، رنگ، بافت، شکل، فرم، فضا و ارزش نوری از یکسو و تعادل، تأکید، هماهنگی، تنوع، درجهبندی، تحرک، ضرباهنگ، تناسب، وحدت و ایجاز از سوی دیگر، با تعاریف دقیق، مثالهای روزمره (مثل مثال ژاکتهای آبی برای توضیح فام، شدت و ارزش رنگ) و تحلیل آثار هنرمندانی مانند موندریان، گوگن، مگریت، ونگوگ، مونه، دگا، رامبراند و مجسمهسازان معاصر توضیح داده شده است. فصل چهارم کاربرد این مبانی را در ترکیببندی آثار نقاشی و ساختارهای مختلف تصویری مثل ساختار شبکهای، دایرهای، مثلثی، کانونی، دو مرکزی، پلمانند، شعاعی و… دنبال میکند و نشان میدهد که چگونه انتخاب نوع ساختار بر جهت نگاه و خوانش معنایی تصویر اثر میگذارد. فصل پنجم به پیوند فرم و معنا، کنش نیروهای بصری، روانشناسی گشتالت، انتزاع، بازنمایی، پیام بصری و سازماندهی موزون طرح در ارتباط با محتوا میپردازد و نشان میدهد که چگونه از سطح تمرینهای فرمی میتوان به سطح خوانش مفهومی آثار رسید.
خلاصه کتاب مبانی هنرهای تجسمی
در مبانی هنرهای تجسمی ابتدا پرسش «هنر چیست؟» از دل نمونهها و تجربهها طرح شده است نه از دل تعریفهای انتزاعی. نویسندگان با اشاره به نقاشیهای غار، نقاشیهای مذهبی، آثار انتزاعی و هنر مفهومی نشان دادهاند که هنر را نمیتوان فقط به بازنمایی واقعیت یا زیبایی ظاهری فروکاست. معیارهایی مانند شباهت به جهان بیرون، مهارت فنی، خوشایندی بصری و بیان احساس، هرکدام بخشی از ماجرا را توضیح میدهند اما کافی نیستند. از اینجا بحث به سه مؤلفهی موضوع، فرم و محتوا میرسد: موضوع به «چیستی» اثر (آنچه دیده میشود)، فرم به «چگونگی» (سازماندهی عناصر بصری) و محتوا به «چرایی» (پیام، احساس یا ایدهی نهفته) اشاره دارد. مثالهایی از موندریان، کته کلویتس، رامبراند و ونگوگ نشان میدهد که چگونه تغییر در فرم میتواند معنای اثر را دگرگون کند و چگونه گاهی محتوا از دل ناخودآگاه هنرمند و تجربههای زیستهی او سر برمیآورد. در ادامه، کتاب بهصورت نظاممند عناصر تجسمی را معرفی میکند: خط بهعنوان نتیجهی حرکت نقطه و ابزاری برای تعریف شکل، جهت، حرکت و احساس؛ فرم و شکل بهعنوان ساختارهای دوبعدی و سهبعدی؛ رنگ با سه ویژگی فام، شدت و ارزش که با مثال فروشگاه ژاکتهای آبی توضیح داده شده است؛ بافت بهعنوان کیفیت لمسی یا دیداری سطوح؛ فضا بهعنوان رابطهی میان پیشزمینه و پسزمینه و نسبت فضای مثبت و منفی؛ و ارزش نوری بهعنوان نسبت روشنی و تیرگی که در طراحی، چاپ و عکاسی نقشی اساسی دارد. سپس اصول یا عوامل تجسمی مطرح میشود: تعادل (متقارن و نامتقارن)، تأکید و تضاد برای برجستهسازی موضوع، هماهنگی و وحدت برای یکپارچگی اثر، تنوع برای جلوگیری از یکنواختی، درجهبندی برای ایجاد سلسلهمراتب بصری، تحرک و ضرباهنگ برای هدایت نگاه و القای کنش، تناسب برای تنظیم روابط اجزا و ایجاز برای حذف اضافات. در بخشهای پایانی، مفاهیمی مانند فضای تزئینی و تجسمی، قاب تصویر و نسبتهای آن، ساختارهای ترکیببندی، روانشناسی گشتالت، انتزاع، بازنمایی، پیام بصری و هنر مفهومی و فرایندی بررسی شده است تا خواننده بتواند از سطح شناخت واژگان بصری به سطح تحلیل و تفسیر آثار برسد و بداند که چگونه وحدت انداموار میان موضوع، فرم و محتوا شکل میگیرد.
چرا باید کتاب مبانی هنرهای تجسمی را بخوانیم؟
خواندن مبانی هنرهای تجسمی فرصتی فراهم میکند تا زبان مشترک میان هنرمند، هنرجو و مخاطب آگاه شکل بگیرد. این کتاب واژگان پراکندهای مثل خط، رنگ، فرم، فضا، تعادل، تضاد و وحدت را که معمولاً بهصورت شهودی بهکار میروند در قالب تعاریف روشن و مثالهای دقیق مرتب کرده است تا بتوان بر اساس آن دربارهی آثار هنری گفتوگو کرد، آنها را تحلیل کرد و آگاهانهتر دست به خلق تصویر زد. متن کتاب نشان میدهد که پشت هر تصویر موفق، چه نقاشی کلاسیک باشد چه پوستر گرافیکی یا یک قاب عکس، شبکهای از تصمیمهای فرمی و معنایی قرار دارد؛ تصمیمهایی دربارهی نوع خط، ترکیب رنگها، نسبت فضای مثبت و منفی، جایگذاری عناصر در قاب، نوع تعادل و شیوهی تأکید بر کانون توجه. آشنایی با این تصمیمها به خواننده کمک میکند که هم در مقام خالق اثر، انتخابهای خود را آگاهانهتر انجام دهد و هم در مقام بیننده، از سطح «دوست داشتن یا نداشتن» فراتر برود و بتواند توضیح دهد که چرا تصویری را جذاب، متعادل، ناآرام، سنگین یا سبک احساس میکند. ویژگی دیگر این کتاب پیوند مداوم نظریه با مشاهده است. هر مفهوم با نمونهای عینی همراه شده است؛ از نقاشیهای غار و آثار مذهبی تا کارهای موندریان، گوگن، مگریت، ونگوگ، مونه، دگا، رامبراند، مجسمهسازان مدرن و طراحان معاصر. این همراهی باعث میشود مفاهیم抽象ی مثل فضای منفی، وحدت انداموار، انتزاع، گشتالت یا ساختار شبکهای از حالت فرمولی خارج شود و در تجربهی دیداری جا بیفتد. همچنین کتاب به تفاوت هنرهای دوبعدی و سهبعدی، نقش جرم و حجم، و نسبت فرم با کارکرد در معماری و طراحی صنعتی پرداخته است تا نشان دهد مبانی تجسمی محدود به نقاشی و طراحی نیست و در طیف وسیعی از رشتهها از تصویرسازی و گرافیک تا مجسمهسازی، سفال، معماری و طراحی محصول حضور دارد. برای کسانی که میخواهند از تمرینهای صرفاً تقلیدی فاصله بگیرند و به درک عمیقتری از ساخت تصویر برسند، این اثر یک نقشهی مفهومی منسجم ارائه کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی مبانی هنرهای تجسمی به هنرجویان و دانشجویان رشتههای نقاشی، گرافیک، تصویرسازی، عکاسی، مجسمهسازی، سفال و معماری پیشنهاد میشود که به دنبال درک دقیقتری از زبان بصری و ترکیببندی هستند. همچنین به مدرسان هنر که برای طراحی سرفصل درس مبانی و انتخاب مثالهای تحلیلی به یک منبع منظم نیاز دارند توصیه میشود. علاقهمندان جدی هنر که میخواهند آثار نقاشان و مجسمهسازان را فراتر از سطح سلیقهی شخصی تحلیل کنند و نیز طراحان و فعالان حوزههای بصری (از طراحی پوستر و جلد کتاب تا طراحی رابط کاربر) میتوانند از چارچوب مفهومی این کتاب برای تقویت نگاه و تصمیمهای فرمی خود بهره بگیرند.
حجم
۲۰٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۰ صفحه
حجم
۲۰٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۰ صفحه