
کتاب من موفق تر از من
معرفی کتاب من موفق تر از من
کتاب من موفقتر از من نوشتهی زهرا تجویدیان روایتی شخصی از مسیر رشد شغلی و فردی نویسنده است که نشر دیدهبان قلم فرتاک آن را منتشر کرده است. نویسنده در این کتاب از سالهایی گفته است که برای تأمین مخارج خود و دو فرزندش وارد بازار کار شده و از کارگر سادهی خط لیبلزنی در یک کارخانه تا مدیریت انبار، فروش تلفنی، برنامهریزی تولید و فروش حضوری پیش رفته است. متن کتاب بر پایهی تجربههای واقعی او در محیطهای کاری مختلف شکل گرفته؛ از کارخانهی مواد بهداشتی و تولید گرانول گرفته تا کارخانهی فرآوردههای پروتئینی و سپس یک شرکت بزرگ لبنی. در این کتاب، شکستها، اشتباهها، جسارتها، استعفاها، بیماری ناگهانی، فشارهای روحی، قضاوتهای اطرافیان و تلاش برای حفظ استقلال مالی در کنار مادر بودن، در قالب روایتهایی جزئی و صمیمی کنار هم قرار گرفته است. نویسنده در مقدمه تأکید کرده است که موفقیت را مقصد نمیبیند بلکه سفری میداند که هر روز ادامه دارد و اشتباهکردن، ندانستن و دوباره شروعکردن را بخش طبیعی این سفر معرفی کرده است. من موفقتر از من بیش از آنکه دستورالعمل بدهد، مسیر واقعی یک زن شاغل را در دل چالشهای کاری و خانوادگی نشان میدهد و از خلال همین روایتها به موضوعاتی مثل اعتمادبهنفس، جسارت شغلی، شنیدن بدون قضاوت، کار تیمی، مرزگذاری، و نسبت کار و زندگی پرداخته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب من موفق تر از من
کتاب من موفقتر از من با محوریت تجربههای کاری و زیستهی زهرا تجویدیان نوشته شده و فصلبهفصل پیشرفت شغلی و درونی او را دنبال میکند. ساختار کتاب شامل ده فصل است که عناوینی مثل «ایجاد حس اعتماد و ارتقا در کار»، «مهارت جسورانه»، «شنیدن بدون قضاوت آدمها»، «کار و زندگی»، «پتانسیل و روحیه»، «خودت رو توی کار چقدر میشناسی؟»، «استراحت کاری»، «نابرابری حرف و عمل»، «نادیده گرفتن زحمات به قیمت حذف» و «نیاز به ارتقا» را در بر میگیرد. هر فصل از من موفقتر از من بر پایهی یک مقطع شغلی یا یک گره احساسی و فکری شکل گرفته است؛ از اولین جستوجوهای شغلی در روزنامهها و قبولکردن کارگری ساده، تا پیشنهاد جسورانه برای کار انبارداری در کارخانهی گرانول، مدیریت مغایرت انبار، ورود به دنیای تولید مواد غذایی، کار در واحد فروش تلفنی و حضوری و در نهایت تلاش برای ارتقا در ساختار یک شرکت بزرگ. کتاب من موفقتر از من در هر فصل، یک محور اصلی را دنبال میکند؛ مثلاً در فصل اول روی ساختن اعتماد در محیط کار و نشاندادن توانایی در سادهترین موقعیتها تمرکز شده است. در فصل دوم «مهارت جسورانه» نویسنده از ریسکپذیری در پذیرش مسئولیتهای سنگینتر و پیشنهادهای غیرمعمول برای اثبات توانایی خود گفته است. فصل سوم با عنوان «شنیدن بدون قضاوت آدمها» به تجربهی او از شنیدن قضاوتها، نه شنیدنها، فحاشی مشتریان، و در عین حال یادگرفتن شنیدن دغدغههای همکاران و مدیران بدون برچسبزدن اختصاص دارد. در فصل چهارم «کار و زندگی» کشمکش میان نقش مادری، فشار مالی، قضاوت اطرافیان و میل به رشد شغلی روایت شده است. در فصلهای بعدی، موضوعاتی مثل شناخت خود در کار، فرسودگی و نیاز به استراحت، فاصلهی حرف و عمل در سازمانها، حذفشدن بهرغم زحمتکشیدن و در نهایت نیاز مداوم به ارتقا و بازتعریف موفقیت، در قالب خاطرات و صحنههای جزئی از محیطهای کاری مختلف دنبال شده است. لحن کتاب روایی و مبتنی بر گفتوگوهای روزمره، توصیف موقعیتها و بازتاب گفتوگوی درونی نویسنده با خودش است و از خلال همین روایتها، تصویر زنی شکل میگیرد که مدام خودِ امروز را با خودِ دیروز مقایسه میکند تا «من موفقتر از من» را بسازد.
خلاصه کتاب من موفق تر از من
من موفقتر از من مجموعهای از روایتهای پیوسته است که در آن زهرا تجویدیان مسیر چندسالهی کار و زندگی خود را مرور کرده است. نقطهی شروع کتاب جایی است که او بعد از جدایی، بدون سابقهی کاری و بدون پشتوانهی مالی، باید برای تأمین مخارج خود و دو فرزندش شغل پیدا کند. از همینجا پرسشهای او دربارهی درست و غلط بودن انتخابهای گذشته، معنای موفقیت، و اینکه «آیا واقعاً باید فقط به خود فکر کرد یا در دل جامعه و تعاملات رشد شکل میگیرد؟» مطرح میشود. در فصل اول، نویسنده وارد یک کارخانهی تولید محصولات بهداشتی میشود و در سادهترین سطح یعنی لیبلزدن بطریها مشغول کار میشود. او با دقت به فرایند تولید، بطریهای معیوب را جدا میکند و همین ابتکار باعث جلب توجه مدیر تولید و سپس مدیرعامل میشود و به سرپرستی کارگاه لیبل میرسد. در فصل دوم، با عنوان «مهارت جسورانه»، پیشنهاد ریسکآمیز او برای کار بهعنوان انباردار در کارخانهی گرانول روایت شده است؛ جایی که باید مغایرت انبار را در مدت کوتاهی پیدا کند. او با برنامهریزی، چیدمان دوبارهی انبار، مستندسازی و پیگیری جزئیات، سرانجام مغایرتها را کشف میکند و جایگاهش تثبیت میشود؛ اما یک حادثهی جسمی و آمبولی ریه او را ناچار به ترک این شغل میکند. در فصل «شنیدن بدون قضاوت آدمها» ورود به کارخانهی فرآوردههای پروتئینی و کار بهعنوان فروشندهی تلفنی و انباردار محصول روایت شده است. نویسنده در این محیط با «نه» شنیدنهای مکرر، فحاشی مشتری ناراضی، و در عین حال دغدغهها و مشکلات کارگران و مدیران روبهرو میشود و از دل این تجربهها به اهمیت شنیدن بدون قضاوت و توجه به حال خوب دیگران میرسد. او همزمان با فشارهای مالی، قضاوت اطرافیان دربارهی مادر نبودن بهخاطر کارکردن، و احساس گناه در نقش مادری دستوپنجه نرم میکند و در نهایت بهدلیل ناتوانی در دفاع از خود در برابر بدگویی یک همکار، استعفا میدهد. در فصل «کار و زندگی» و فصلهای بعدی، ورود او به یک شرکت بزرگ لبنی بهعنوان سمپلر، سپس تلاش برای استخدام رسمی، جابهجایی به واحد فروش تلفنی، مواجهه با مدیران مختلف، یادگرفتن کار با سیستمهای جدید، مدیریت تیم فروش، و کشمکش با سرپرستی که مدام تهدید به اخراج میکند، روایت شده است. نویسنده در این مسیر از نقش مدیرانی گفته است که با یک نگاه رضایتآمیز یا یک جملهی «تو آدم قدرتمندی هستی» اعتمادبهنفس او را تقویت کردهاند و نیز از جاهایی که بهخاطر سکوت و فداکاری بیجا، به خودش آسیب زده است. پیام محوری کتاب این است که موفقیت در این روایت، مقایسه با دیگران نیست؛ بلکه مقایسهی نسخههای مختلف خود در طول زمان است و «من موفقتر از من» یعنی هر بار، کمی آگاهتر، جسورتر، منظمتر و مهربانتر با خود و دیگران شدن.
چرا باید کتاب من موفق تر از من را بخوانیم؟
من موفقتر از من از زاویهی یک کارمند و مادر تنها، به موضوع موفقیت و رشد شغلی نگاه کرده است؛ نه از جایگاه یک مدیر ارشد یا مشاور بیرونی. این زاویهی دید باعث شده است که کتاب بهجای ارائهی فرمولهای کلی، جزئیات واقعی محیط کار را نشان دهد: از لیبلزدن بطریها و جداکردن پتهای دفرمه، تا مغایرتگیری انبار، چیدمان محصولات، تماسهای فروش تلفنی، سمپلینگ در فروشگاهها، و مدیریت رابطه با مشتریان ناراضی. این کتاب بهطور مشخص نشان داده است که چطور میتوان در پایینترین سطوح سازمانی هم «حس اعتماد» ساخت و به ارتقا رسید؛ چگونه یک پیشنهاد جسورانه میتواند مسیر شغلی را عوض کند؛ و اینکه مستندسازی، برنامهریزی، تصویرسازی ذهنی و توجه به جزئیات، در عمل چه تغییری در کار ایجاد میکند. در کنار اینها، نویسنده از فشارهای روحی، قضاوتهای اطرافیان، احساس گناه در نقش مادری، و ناتوانی در دفاع از خود هم گفته است و نشان داده است که رشد شغلی بدون مواجهه با این لایههای احساسی کامل نمیشود. خواندن من موفقتر از من برای کسانی که درگیر «نه شنیدن»، ترس از شروع از صفر، یا تجربهی حذفشدن در محیط کار هستند، میتواند فرصتی برای دیدن یک مسیر واقعی باشد که پر از اشتباه، عقبنشینی، جسارت و بازگشت است. کتاب همچنین به شکل غیرمستقیم به مهارتهایی مثل شنیدن بدون قضاوت، کار تیمی، مدیریت بحران، مرزگذاری در محیط کار، و اهمیت استراحت و توقف آگاهانه پرداخته است. در نهایت، این اثر تصویری از موفقیت ارائه کرده است که بر مقایسهی فرد با نسخهی قبلی خودش استوار است و نشان میدهد چگونه میتوان «من موفقتر از من» را در دل روزمرگیهای سخت ساخت.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
من موفقتر از من به کسانی پیشنهاد میشود که در آغاز مسیر کاری هستند یا چند بار شغل عوض کردهاند و میان ترس از شروع دوباره و نیاز به استقلال مالی ماندهاند. این کتاب به زنان سرپرست خانوار، مادران شاغل، و افرادی که در کارخانهها، شرکتهای تولیدی، فروش و انبارداری کار میکنند نیز پیشنهاد میشود؛ بهویژه کسانی که با قضاوت اطرافیان، نه شنیدنهای مکرر، یا ناتوانی در دفاع از خود در محیط کار درگیر هستند. دانشجویان و فارغالتحصیلان رشتههای مدیریت و علاقهمندان به تجربههای واقعی از فضای کار در ایران هم میتوانند از روایتهای این کتاب برای درک ملموستری از چالشها و فرصتهای رشد شغلی استفاده کنند.
حجم
۶۸۸٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۶ صفحه
حجم
۶۸۸٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۶ صفحه
نظرات کاربران
واقعا عالیه برای کسایی که می خوان یک کسب کار راه بندازن حس خوبی داره وقتی می خونیش