
کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش
معرفی کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش
کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش نوشتهی جیم نایت با ترجمهی محمد فیروزدهقان اثری است که بهطور مشخص بر مسئلهی «چگونه آموزش را واقعاً بهتر کنیم» تمرکز کرده است. نشر دیدهبان قلم فرتاک آن را منتشر کرده است و مترجم در مقدمهی خود توضیح داده است که این اثر ادامه و بسط ایدههای کتابهای قبلی نایت در حوزهی کوچینگ آموزشی و یادگیری حرفهای معلمان است. در این کتاب آموزش نه یک فرایند یکطرفه و دستوری بلکه یک تعامل زنده، مشارکتی و مبتنی بر گفتوگو میان معلمان، مدیران، مربیان آموزشی و دانشآموزان تصویر شده است. نویسنده با تکیه بر تجربهی میدانی در مدارس آمریکای شمالی و پژوهشهای دانشگاه کانزاس نشان داده است که چرا بسیاری از برنامههای بهبود مدرسه و دورههای ضمنخدمت معلمان به نتیجهی ملموس در کلاس درس نمیرسند و چهطور میتوان این چرخه را تغییر داد. ساختار کتاب از طرح مسئلهی بحران یادگیری و ترکتحصیل گرفته تا معرفی مفهوم «مدارس تأثیرگذار»، اصول مشارکت، نقش مدیران، مربیان آموزشی، کارگاهها و تیمهای یادگیری فشرده پیش میرود و در پی آن است که یک نقشهی نسبتاً ساده اما دقیق برای همسوکردن همهی اجزای یادگیری حرفهای ارائه کند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش
کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش با طرح چند سؤال کلیدی دربارهی «مدارس تأثیرگذار» آغاز میشود؛ سؤالاتی که مخاطب اصلی آنها مدیران، معلمان، مربیان آموزشی و سیاستگذاران آموزشی هستند. جیم نایت ابتدا تصویری نگرانکننده از وضعیت آموزش در مدارس ایالات متحده ارائه کرده است؛ از آمار ترکتحصیل و ضعف مهارتهای پایه تا ناتوانی بسیاری از دانشآموزان در رسیدن به استانداردهای حداقلی. سپس نشان داده است که بخش مهمی از این بحران به یادگیری حرفهای ناکارآمد معلمان برمیگردد؛ کارگاههای یکباره، طرحهای بهبود مدرسهی طولانی و مبهم، و مدیرانی که خود کمترین آموزش حرفهای را دریافت کردهاند. در ادامه، نویسنده مفهوم «مدرسهی تأثیرگذار» را معرفی کرده است؛ مدرسهای که در آن هر دانشآموز در هر کلاس، آموزش باکیفیت دریافت میکند و این کیفیت از طریق پنج مفهوم محوری انسانیت، تمرکز، اهرم، سادگی و دقت در یادگیری حرفهای تأمین میشود. در همین بخش، ساختار کلی کتاب و فصلها نیز معرفی شده است و خواننده میبیند که قرار است از سطح ایدههای کلی به سطح ابزارها، چکلیستها و ساختارهای گفتوگو برسد. در ادامهی کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش، هر فصل یکی از اجزای این مدل را باز میکند. فصل اول به تعریف «مدارس تأثیرگذار» و مفاهیم انسانیت، تمرکز، اهرم، سادگی و دقت اختصاص یافته است و نشان داده است که بدون احترام به انسانیت معلمان و بهرسمیتشناختن پیچیدگی روابط یاریرسان، هیچ برنامهی بهبود پایداری شکل نمیگیرد. فصل دوم مفهوم «مشارکت» را بهعنوان فلسفهی زیرساختی کتاب شرح داده است؛ مشارکتی که بر برابری، حق انتخاب معلم، صدای معلم، تأمل، گفتوگو و عمل متقابل استوار است. فصل سوم نقش مدیران را بهعنوان «اولین یادگیرندگان» مدرسه و کسی که باید طرح بهبود آموزشی یکصفحهای را بفهمد، اجرا کند و یادگیری حرفهای را هماهنگ کند توضیح داده است. فصل چهارم به مربیگری آموزشی، ویژگیهای مربیان مؤثر و نحوهی همکاری آنها با مدیران و معلمان پرداخته است. فصل پنجم بر طراحی و اجرای کارگاههای تأثیرگذار متمرکز است و فصل ششم «تیمهای یادگیری فشرده» را بهعنوان ساختاری برای همفکری معلمان دربارهی محتوا، ارزیابی تکوینی و استراتژیهای تدریس معرفی کرده است. در پایان نیز دو منبع ضمیمه شامل «جعبهابزار تأثیرگذاری» و بخش پژوهش، ابزارها، چکلیستها و نتایج مطالعات مربوط به مربیگری، کارگاهها و تیمهای یادگیری را در اختیار خواننده قرار داده است.
خلاصه کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش
کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش از مقدمهی مترجم و پیشگفتار آغاز میشود؛ جایی که بر این ایده تأکید شده است که آموزش زمانی ماندگار میشود که از مسیر یکطرفه و دستوری به فرایندی زنده، تعاملی و مشارکتی تبدیل شود. سپس جیم نایت در مقدمهی خود با تکیه بر تجربهی همکاری با مناطق آموزشی مختلف توضیح داده است که چرا با وجود کارگاهها، جوامع یادگیری حرفهای و مربیگری، تغییر چشمگیری در بسیاری از مدارس رخ نمیدهد: برنامهها پراکنده و ناهماهنگاند، طرحهای بهبود مدرسه طولانی و نامفهوماند و مدیران برای نقش رهبری آموزشی آماده نشدهاند. پاسخ او طراحی مدلی است که در آن همهی اجزای یادگیری حرفهای حول یک «هدف بهبود آموزشی یکصفحهای» همسو میشوند. در فصل اول، نویسنده ابتدا با مثالهایی مانند دانشآموزی به نام تایشون که در خواندن متن ساده دچار مشکل است، نشان داده است که شکست سیستم آموزشی چگونه در زندگی واقعی دانشآموزان ظاهر میشود. سپس با استناد به آمارهای مختلف، ابعاد این شکست را ترسیم کرده است. در ادامه، مفهوم «مدرسهی تأثیرگذار» معرفی شده است؛ مدرسهای که در آن یادگیری حرفهای معلمان بر پنج مفهوم استوار است: انسانیت (بهرسمیتشناختن ارزش و صدای معلم)، تمرکز (همسوسازی مدیران، مربیان، کارگاهها و تیمها با یک هدف مشترک)، اهرم (تمرکز بر تعداد محدودی از شیوههای تدریس با تأثیر بالا مانند برنامهریزی محتوا، ارزیابی برای یادگیری، آموزش و جامعهسازی)، سادگی (حذف پیچیدگیهای زائد و تبدیل طرح بهبود به سندی کوتاه و قابلفهم) و دقت (توضیح روشن و جزئی شیوهها، استفاده از چکلیستها و تعریف دقیق انتظارات). در همین فصل، نقش اجزای مختلف مدرسه تشریح شده است: مدیران باید شیوههای تدریس کلیدی را عمیقاً بفهمند، کارگاهها باید مستقیماً به هدف یکصفحهای متصل باشند و با مربیگری پیگیری شوند، تیمهای یادگیری فشرده باید بر طراحی مشترک محتوا و ارزیابی تمرکز کنند و مربیان آموزشی باید پل میان ایده و عمل در کلاس درس باشند. فصل دوم به «مشارکت» اختصاص دارد و تلاش کرده است پیچیدگی روابط یاریرسان در آموزش را توضیح دهد. نایت با ارجاع به پژوهشهای تغییر رفتاری (مانند مراحل تغییر پروچاسکا) نشان داده است که بسیاری از معلمان در مرحلهی «پیشتأمل» قرار دارند و از نیاز خود به تغییر آگاه نیستند؛ بنابراین صرفاً گفتن اینکه «باید بهتر تدریس کنند» کارساز نیست. او سپس با استفاده از ایدههای ادگار شاین دربارهی «جایگاه» توضیح داده است که هر رابطهی کمکرسانی اگر معلم را در موقعیت «یک درجه پایینتر» قرار دهد، با مقاومت روبهرو میشود. پاسخ پیشنهادی کتاب، رویکرد مشارکتی است که در آن مربی و معلم در جایگاه برابر، بزرگسالبهبزرگسال، با هم کار میکنند؛ معلم حق انتخاب دارد، صدایش شنیده میشود، تأمل بخشی جداییناپذیر از یادگیری است و عمل متقابل (اینکه هر دو طرف یادگیرندهاند) اصل محوری است. در فصلهای بعدی، این فلسفهی مشارکتی به سطح عمل ترجمه شده است. در فصل مدیران، چهار قابلیت کلیدی برای مدیران مدارس تأثیرگذار شرح داده شده است: فهم عمیق شیوههای تدریس مندرج در طرح بهبود، توانایی تشخیص تدریس مؤثر در کلاس، آگاهی از اینکه چگونه کارگاهها، تیمها و مربیگری میتوانند به معلمان در تسلط بر این شیوهها کمک کنند و مهارت ارتباطی و هیجانی برای هدایت معلمان بهسوی استفاده از این پشتیبانیها. فصل مربیگری آموزشی، اجزای فرایند کوچینگ را باز کرده است: ثبتنام معلم در فرایند، انتخاب مشترک هدف، توضیح و مدلسازی شیوهها، مشاهدهی کلاس، ارائهی بازخورد و تنظیم مداوم برنامه. فصل کارگاهها نشان داده است که کارگاه بدون پیگیری، بهندرت به تغییر پایدار منجر میشود و برای مؤثر بودن باید بر شیوههای تدریس با اهرم بالا متمرکز باشد، با مربیگری پیوند بخورد و در پایان، معلمان را به برنامهریزی عملی برای استفاده از مربی خود و اجرای آموختهها وادارد. فصل تیمهای یادگیری فشرده، ساختار جلسات تیمی، نقش تسهیلگر، استفاده از ساختارهای گفتوگو و تولید محصولات مشترک مانند نقشههای یادگیری و ارزیابیهای تکوینی را توضیح داده است. در ضمایم کتاب نیز «جعبهابزار تأثیرگذاری» شامل چکلیستها، ابزارهای مشاهده، نمونهی نقشههای پیشرفت معلم و ساختارهای گفتوگو ارائه شده است تا ایدههای کتاب به عمل روزمرهی مدرسه نزدیک شود.
چرا باید کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش را بخوانیم؟
رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش اثری است که از سطح شعارهای کلی دربارهی «بهبود آموزش» عبور کرده و به سطح ساختار، نقشها و ابزارهای مشخص رسیده است. این کتاب نشان داده است که چرا بسیاری از دورههای ضمنخدمت، کارگاهها و طرحهای بهبود مدرسه در عمل به تغییر پایدار در کلاس درس منجر نمیشوند و چهطور میتوان با همسوکردن مدیران، مربیان آموزشی، کارگاهها و تیمهای یادگیری حول یک هدف روشن، این چرخه را تغییر داد. تمرکز کتاب بر پنج مفهوم انسانیت، تمرکز، اهرم، سادگی و دقت باعث شده است که هم به پیچیدگی روابط انسانی در مدرسه توجه شود و هم راهی برای سادهسازی و عملیکردن فرایند تغییر پیشنهاد شود. این کتاب برای کسانی که درگیر طراحی یا اجرای برنامههای یادگیری حرفهای معلمان هستند، تصویری نسبتاً کامل از یک «مدرسهی تأثیرگذار» ترسیم کرده است؛ مدرسهای که در آن مدیران نقش «اولین یادگیرندگان» را دارند، مربیان آموزشی حلقهی اتصال ایده و عملاند، کارگاهها آغاز گفتوگو هستند نه پایان آن و تیمهای یادگیری فشرده، محل طراحی مشترک محتوا و ارزیابیاند. وجود ضمایم کاربردی مانند جعبهابزار تأثیرگذاری، چکلیستها و ساختارهای گفتوگو نیز باعث شده است که خواننده بتواند ایدههای کتاب را بهصورت گامبهگام در محیط کاری خود بازآزمایی کند. برای کسانی که بهدنبال درک عمیقتری از کوچینگ آموزشی، نقش مشارکت در یادگیری حرفهای و راههای کاهش فاصلهی بین «دانستن» و «انجامدادن» در مدرسه هستند، این کتاب منبعی غنی از مثالها، چارچوبها و ابزارهای عملی فراهم کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش به مدیران مدارس، سرگروههای آموزشی، مربیان آموزشی و معلمانی پیشنهاد میشود که دغدغهی بهبود واقعی تدریس و یادگیری در مدرسه را دارند و بهدنبال مدلی برای همسوکردن کارگاهها، تیمهای یادگیری و کوچینگ هستند. همچنین به سیاستگذاران و کارشناسان آموزشوپرورش که درگیر طراحی طرحهای بهبود مدرسه و برنامههای توسعهی حرفهای معلماناند پیشنهاد میشود تا با منطق «مدارس تأثیرگذار» و نقش مشارکت در یادگیری حرفهای آشنا شوند.
حجم
۳٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۱۸ صفحه
حجم
۳٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۱۸ صفحه