
کتاب خانه ای در شن
معرفی کتاب خانه ای در شن
کتاب خانه ای در شن (La maison dans la dune) نوشته ماگزنس واندرمرش و ترجمه ناهید صادقی، رمانی است که انتشارات امیرکبیر آن را منتشر کرده است. این رمان در شمال فرانسه در حوالی دانکرک و مرز بلژیک میگذرد و زندگی مردی به نام سیلون را دنبال میکند که درگیر قاچاق تنباکو و فرازونشیبهای زندگی روزمره است. رمان با نگاهی دقیق به روابط انسانی، فقر، امید و تلاش برای بقا، تصویری از جامعهای کوچک و پرتنش را ترسیم میکند. شخصیتهای اصلی ازجمله سیلون، همسرش (ژرمن)، دوستش (سزار) و سگ وفادارشان (تام) با گذشته و دغدغههای خاص خود در دل این سرزمین شنی و بادخیز با چالشهای اخلاقی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند. رمان حاضر مخاطب را به دنیای آدمهایی میبرد که در حاشیهی جامعه، میان امید و ناامیدی، برای یافتن معنا و امنیت تلاش میکنند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خانه ای در شن اثر ماگزنس واندرمرش
کتاب خانه ای در شن به قلم ماگزنس واندرمرش، رمانی معاصر است در باب زندگی در حاشیهی شمال فرانسه؛ جایی که باد و شن، خانهها و آدمها را در خود میبلعند و مرز میان بقا و سقوط، باریک و شکننده است. این رمان با تمرکز بر شخصیت سیلون، مردی درشتهیکل و سابقاً مشتزن، به دنیای قاچاقچیان خردهپا، کارگران و زنان خانهدار پرداخته است. رمان روستاها و شهرهای کوچک نزدیک مرز بلژیک را در بر میگیرد؛ جایی که فقر، بیکاری و امید به زندگی بهتر، آدمها را بهسمت انتخابهایی دشوار سوق میدهد. کتاب حاضر از روایتهای پیدرپی درمورد زندگی روزمره، روابط خانوادگی، دوستیها و دشمنیها شکل گرفته است. نویسنده با جزئینگری نهتنها به توصیف طبیعت و محیط میپردازد، بلکه لایههای پنهان شخصیتها را نیز آشکار میکند.
رمان خانه ای در شن علاوهبر نمایش مبارزهی آدمها با طبیعت و شرایط اجتماعی، به روابط انسانی، عشق، خیانت، وفاداری و حسرتهای ناگفته توجه نشان داده است. ماگزنس واندرمرش با خلق شخصیتهایی چندوجهی، تصویری ملموس از جامعهای کوچک و پرتنش ارائه داده است که در آن هر کس بهنوعی درگیر مبارزهای بیپایان است. عنوان این کتاب در زبان انگلیسی برابر است با The House on the Dune. این اثر به تصویرگریِ نبرد میان قاچاقچیان و مأموران گمرک در امتداد مرز فرانسه و بلژیک میپردازد.
خلاصه داستان خانه ای در شن
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان با سیلون، مردی ۳۰ساله و درشتهیکل آغاز میشود که برای فروش تنباکوی بلژیکی، خانهبهخانه در محلههای خلوت و روستاهای اطراف دانکرک میگردد. او که پیشتر مشتزن بوده، حالا با قاچاق تنباکو روزگار میگذراند و در کنار همسرش (ژرمن)، زنی با گذشتهای پر از فرازونشیب، زندگی میکند. دوست نزدیکش (سزار) نیز قاچاقچی سرسختی است که همچنان درگیر گذشتهی پرماجرای خود است. سگ وفادارشان، تام، نقش مهمی در جابهجایی بارهای قاچاق دارد و ماجراهای او بخشی از رمان را به خود اختصاص میدهد. در کنار این شخصیتها ژول، مأمور پلیس و دوست قدیمی و لورژ، مأمور مرزبانی وارد اثر میشوند و تقابل میان قانون و خلاف، بهویژه در قالب مبارزههای فیزیکی و کشتی، به تصویر کشیده میشود.
این رمان با توصیف دقیق محیطهای روستایی، خانههای نیمهمدفون در شن و زندگی سخت مردم منطقه پیش میرود. روابط میان شخصیتها از جمله دوستیها، رقابتها و کشمکشهای عاشقانه در بستر فقر و ناامنی اجتماعی شکل میگیرد. در این میان سیلون با گذشتهی ورزشی و انتخابهای دشوارش، همواره میان امید به زندگی بهتر و واقعیتهای تلخ روزمره سرگردان است. رمان با ماجراهای قاچاق، درگیری با مأموران و تلاش برای حفظ خانواده و عزتنفس بهتدریج عمق بیشتری مییابد و تصویری از انسانهایی ارائه میدهد که در دل شن و باد برای معنا و بقا میجنگند.
چرا باید کتاب خانه ای در شن را بخوانیم؟
رمان خانه ای در شن تجربهای دیگر از رمانهای اجتماعی و واقعگرایانه ارائه میدهد. این رمان نهتنها تصویری از زندگی در حاشیهی جامعه و مبارزه با فقر و بیعدالتی را نشان میدهد، بلکه به روابط انسانی، دوستی، عشق و حسرتهای پنهان نیز میپردازد. روایت ماجراهای سیلون و همراهانش با جزئیات ملموس و توصیفهای زنده، مخاطب را به دل سرزمینهای بادخیز و شنی شمال فرانسه میبرد و او را با دغدغههای آدمهایی آشنا میکند که برای بقا و عزتنفس دست به انتخابهایی دشوار میزنند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به دوستداران ادبیات داستانی قرن ۲۰ فرانسه و قالب رمان با درونمایههای اجتماعی، آثار داستانی واقعگرایانه و کسانی که به موضوعاتی مانند فقر، حاشیهنشینی، روابط انسانی و مبارزه با شرایط دشوار زندگی توجه دارند، پیشنهاد میشود. همچنین رمان حاضر به دانشجویان و پژوهشگران حوزهی ادبیات معاصر و کسانی که به شناخت جوامع کوچک و پرتنش علاقهمند هستند، توصیه شده است.
درباره ماگزنس واندرمرش
ماگزنس واندرمرش (Maxence van der Meersch) در سال ۱۹۰۷ به دنیا آمد و در ۱۹۵۱ میلادی درگذشت. او نویسندهی برجستهی فرانسوی - فلامان بود که در خانوادهای نسبتاً مرفه به دنیا آمد. زندگی شخصی و حرفهای او تحتتأثیر ناملایمات و وفاداری به طبقات فرودست شکل گرفت. این نویسنده که در رشتهی حقوق تحصیل کرده بود، مدت کوتاهی به این حرفه اشتغال داشت و بسیار زود تصمیم گرفت تمامِ وقت و توان خود را وقف دنیای ادبیات و نویسندگی کند. زندگی خصوصی او با چالشهای خانوادگی متعددی همراه بود؛ در نوجوانی خواهرش (سارا) را بر اثر سل از دست داد و شاهد فروپاشی ازدواج والدینش بود که به الکلیسم مادر و بیبندوباری پدرش انجامید. در سال ۱۹۲۷ در تقابل با خواستههای پدرش که بهدنبال پیوندی اشرافی و معتبر برای پسرش بود، عاشق دختری از طبقهی کارگر به نام تریز دنیس شد؛ عشقی که کلید درک تمامی آثار او به شمار میرود.
این زوج صاحب دختری شدند که به یاد خواهر فوتشدهی ماگزنس واندرمرش، او را سارا نامیدند. همسر این نویسنده نهتنها شریک زندگی، بلکه الهامبخش اصلی شخصیت سهگانهی مشهور ماگزنس واندرمرش، یعنی «دختر فقیر» (La Fille pauvre)، بود. سبک نگارش او بهشدت با روح واقعگرایی گره خورده است. او در آثارش عمدتاً به روایت زندگی مردم منطقهی بومی خود در شمال فرانسه (نورد) میپرداخت. دوران حرفهای او با موفقیتهای خیرهکنندهای همراه بود؛ ازجمله دریافت جایزهی معتبر گنکور در سال ۱۹۳۶ برای کتاب «ردپای خدا» و کسب جایزهی بزرگ آکادمی فرانسه در سال ۱۹۴۳ برای رمان «تنها و روحها». این رمان که به ۱۳ زبان ترجمه شد و موفقیتی بینالمللی کسب کرد، بر پایهی نظریات پزشکی دکتر پل کارتون نگاشته شده بود و بر اهمیت پاکیزگی و تغذیه تأکید داشت.
ماگزنس واندرمرش که در خانوادهای آزاداندیش و با پدری آتئیست بزرگ شده بود، در سال ۱۹۳۶ به مذهب کاتولیک روی آورد و پس از آن زندگینامههای مذهبی متعددی را به رشتهی تحریر درآورد. با وجود اینکه در زمان حیاتش یکی از موفقترین نویسندگان فرانسه بود، امروزه نامش کمتر در محافل ادبی شنیده شده است؛ هرچند آثارش همچنان تجدید چاپ میشود. در سال ۱۹۹۸ انجمنی برای بزرگداشت و مطالعهی آثار ماگزنس واندرمرش توسط علاقهمندان او تأسیس شد. این نویسنده که در طول زندگی از سلامت جسمانی ضعیفی رنج میبرد، سرانجام در سال ۱۹۵۱ بر اثر سل، همان بیماری که سالها پیش خواهرش را از او گرفته بود، درگذشت. رمان خانهای در شن اثر دیگری به قلم اوست.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
ماگزنس واندرمرش در سال ۱۹۴۳ میلادی کتاب تنها و روحها (Corps et âmes) را منتشر کرد و در همان سال برای این اثر موفق به دریافت جایزهی بزرگ آکادمی فرانسه شد. او همچنین جایزهی معتبر گنکور را در سال ۱۹۳۶ برای کتاب ردپای خدا دریافت کرد.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
- دیدگاه ریچارد کاب (Richard Cobb):
ریچارد کاب، مورخ برجسته و نامدار، ماگزنس واندرمرش را یک منطقهگرا (Regionalist) مینامد؛ فردی که توانست با وفاداری به جغرافیا و فرهنگ زادگاه خویش به شهرت جهانی برسد. او ماگزنس واندرمرش را با امیل زولا مقایسه کرده و او را نویسندهای دانسته است که با رویکردی مسیحی - سوسیالیستی به بررسی پروندههای واقعی انسانی پرداخته است.
- تحلیل وبسایت ادبی SensCritique:
کاربران و منتقدان این وبسایت معتبر فرانسوی، کتاب حاضر را یک تراژدی ناتورالیستی توصیف کردهاند. آنها بر این باورند که قدرت اصلی کتاب خانهای در شن در فضاسازی سنگین و اتمسفر مرزی آن نهفته است؛ جایی که طبیعت (تپههای شنی)، خود، به یک شخصیت تبدیل میشود که سرنوشت آدمها را رقم میزند.
- انجمن دوستان واندرمرش (Société des Amis de Van der Meersch):
این انجمن تخصصی، کتاب حاضر را نقطهی عطف ادبیات شمال فرانسه دانسته است. انجمن اشاره میکند که ماگزنس واندرمرش، برخلاف بسیاری از رمانهای پلیسی زمانه، در این کتاب قضاوتی دربارهی قاچاقچیان نمیکند؛ بلکه آنها را قربانیان فقر و شرایط جغرافیایی نشان میدهد. این وبسایت منبع اصلیْ برای درک پیوند میان واقعیتهای تاریخی مرز فرانسه - بلژیک و متن رمان خانهای در شن است.
اقتباسهای کتاب خانه ای در شن
رمان خانهای در شن سه بار مورد اقتباس سینمایی قرار گرفته است؛ نخستینبار در سال ۱۹۳۴ توسط پیر بیون، کارگردان فرانسوی، به روی پرده رفت؛ سپس در سال ۱۹۵۲ نسخهی دیگری از آن با کارگردانی ژرژ لامپن در فرانسه ساخته شد و آخرین اقتباس از این اثر نیز در سال ۱۹۸۸ میلادی با کارگردانی میشل مِی در سینمای بلژیک تولید و اکران شد.
بخشی از کتاب خانه ای در شن
«سهشنبه بعد، قبل از ساعت همیشگی، لورژ به نزد آقای هانری رفت. ژرمن هم آنجا بود ادامه داد. از آنجا که هر هفته منظم به آنجا میآمد، همه با هم رفیق شده و با لحنی خانوادگی از وقایع هفته جاری حرف میزدند. لورژ دیگر خود را مخفی نمیکرد، حالا بهسادگی شرایط خود را بهعنوان یک دلباخته با پافشاری از او تقاضا میکرد که برای همیشه با او بماند. ژرمن این امر را به شوخی میگرفت و میگفت: نه هنوز زمان زیادی داریم، عجله لازم نیست.
اما بهخوبی حس میکرد که در پشت این عجله چیزی عمیق وجود دارد. با شم زنانه خود که ترکیبی از هرزگی قدیم بود کنار لورژ حدس میزد که او پشت لبخندها و محبتها، عشقی خشن و مردانه، وحشی و سلطهطلب دارد با نگاهی عجیب پر از خواهشی عمیق به او نگاه میکرد. این او را میترساند. همزمان او را متملق و وحشتزده میکرد. او را آرزو میکرد و درعینحال از گرایش بهسوی او میترسید.»
حجم
۱۲۷٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۵۶ صفحه
حجم
۱۲۷٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۵۶ صفحه