
کتاب پاتریشیای تنها
معرفی کتاب پاتریشیای تنها
کتاب پاتریشیای تنها (Patricia Brent, spinster) نوشته هربرت جن کنیز و ترجمه میمنت دانا یک رمان و داستان زنی جوان در لندنِ زمان جنگ است که میان تنهایی، فشارهای اجتماعی و رؤیای عشق واقعی دستوپا میزند. نشر امیرکبیر این کتاب را منتشر کرده است. زندگی پاتریشیا برنت در پانسیون دنبال میشود؛ جایی پر از پیردخترها، آدمهای فضول، اخلاقهای خشک و قضاوتهای بیپایان. یک دروغ ناگهانی سر میز شام نقطهی شروع زنجیرهای از اتفاقهاست. این رمان با تمرکز بر روابط میان ساکنان پانسیون، گفتوگوهای تندوتیز و موقعیتهای طنزآلود و تلخ، تصویری از فشارهای اجتماعی بر زنان مجرد، نگاه جامعه به ازدواج و عشق و تضاد میان ظاهر آبرومند و درون ناآرام آدمها را ترسیم کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پاتریشیای تنها اثر هربرت جن کنیز
کتاب پاتریشیای تنها رمانی است که از دل یک پانسیون انگلیسی در دوران جنگ شکل گرفته و هربرت جن کنیز در آن با جزئیات فراوان، زندگی روزمرهی ساکنان این خانهی مشترک را دنبال کرده است. مرکز ثقل اثر پاتریشیا برنت است؛ منشی یک سیاستمدار، دختری خجالتی، دیرآشنا و زباندار که در پانسیون گالوین میان پیردخترهای فضول، مردان خسته و صاحبخانهای حسابگر زندگی میکند.
رمان پاتریشیای تنها در هر فصل بخشی تازه از ماجراهای شخصیت اصلی، پانسیون گالوین و حلقهی اطراف او را باز میکند. اثر حاضر با تکیه بر گفتوگوهای طولانی، صحنههای جمعی سر میز شام و تضاد میان ظاهر مؤدب و باطن پر از قضاوت شخصیتها، جهانی میسازد که در آن تنهایی، عشق، غرور و ترس از قضاوت در هم تنیده شده است. رمان حاضر هفت فصل دارد.
خلاصه داستان پاتریشیای تنها
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
پاتریشیا برنت در پانسیون گالوین در لندنِ زمان جنگ زندگی میکند. او منشی یک سیاستمدار در حال ترقی، آرتور بونسور، است و زندگیاش میان کار یکنواخت روزانه و شامهای خستهکنندهی پانسیون میگذرد. گذشتهی او از تربیت سختگیرانهی عمه آدلید متأثر بوده است؛ زنی بدبین که مردها را حیوانات موذی میداند. این نگاه در کنار سکوت و سردی پدر باعث شده است پاتریشیا نسبت به مردان بیاعتماد و ظاهراً بیعلاقه باشد. تنهایی درونی او عمیق است. نقطهی عطف رمان وقتی است که پاتریشیا سر میز شام، از پشت در، حرفهای دو پیرزن پانسیون را میشنود که دربارهی تنهابودن او، نداشتن دوست مرد و ترشیدگی احتمالیاش حرف میزنند. این تحقیر پنهان، پاتریشیا را به واکنشی ناگهانی میکشاند.
چرا باید کتاب پاتریشیای تنها را بخوانیم؟
رمان پاتریشیای تنها بهسراغ موضوعاتی میرود که برای بسیاری از زنان و مردان آشناست؛ تنهایی، فشار برای ازدواج، ترس از قضاوت دیگران و مرز باریک میان غرور و نیاز عاطفی. این کتاب نشان داده است که چگونه یک دروغ کوچک، وقتی در محیطی بسته و پر از نگاههای کنجکاو گفته میشود، میتواند به نقطهی شروع تغییرات عمیق درونی تبدیل شود. اثر حاضر گالری جالبی از تیپهای اجتماعی مختلف ارائه کرده است.
خواندن کتاب پاتریشیای تنها را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات داستانی قرن ۲۰ انگلستان و قالب رمان، مطالعهی آثار داستانی در باب روابط پیچیدهی انسانی و فضای بستهی جمعهای کوچک علاقهمند هستند. اثر حاضر برای کسانی که دغدغهی تنهایی، فشار برای ازدواج، قضاوتهای خانوادگی و اجتماعی یا تضاد میان استقلال فردی و نیاز عاطفی دارند، مناسب است.
درباره هربرت جن کنیز
هربرت جن کنیز (Herbert George Jenkins) در سال ۱۸۷۶ به دنیا آمد و در ۱۹۲۳ میلادی درگذشت. او نویسندهای بریتانیایی و مالک یک شرکت انتشاراتی موفق به نام «هربرت جنکینز لیمیتد» (Herbert Jenkins Ltd) بود که در بازهی زمانی ۱۸۷۶ تا ۸ ژوئن ۱۹۲۳ زندگی میکرد. والدین او اهل نورفولک بودند و براساس آگهی درگذشتش در نشریهی تایمز، او در کالج گریفرایرز تحصیل کرده بود.
این نویسنده مسیر حرفهای خود را با روزنامهنگاری آغاز کرد و سپس نزدیک به ۱۱ سال در انتشارات بادلی هد مشغول به کار شد؛ تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۱۲، شرکت انتشاراتی مستقل خود را در یک ساختمان باریک و پنجطبقه متعلق به قرن نوزدهم در خیابان دوک آو یورک لندن تأسیس کرد. این کسبوکار بهدلیل توانایی منحصربهفرد او در پاسخگویی به سلیقهی دائماً در حال تغییر مردم و مهارت بالا در کشف استعدادهای جدید، از همان ابتدا با موفقیت تجاری روبهرو شد. شرکت انتشاراتی بادلی هد آثار مهمی را منتشر کرد و مدتها پس از مرگ جن کنیز در سال ۱۹۶۴ با شرکت «باری و راککلیف» ادغام شد و مجموعهی «باری و جنکنیز» را شکل داد.
هربرت جن کنیز نویسندهای خلاق بود. با وجود اینکه او را بیشتر با داستانهای سبک و تفریحیاش میشناسند، نخستین کتابش زندگینامهی «جورج بورو» (۱۹۱۲) بود. او همچنین شیفتهی ویلیام بلیک بود و تحقیقاتی را دربارهی دادگاه او به جرم خیانت ملی و مکان قبر گمشدهاش انجام داد که حاصل آن کتابی بود که پس از مرگش در سال ۱۹۲۵ منتشر شد. محبوبترین شخصیت داستانی خلقشده توسط هربرت جن کنیز، آقای «جوزف بیندل» نام داشت که اولینبار در یک رمان طنز در سال ۱۹۱۶ ظاهر شد.
این نویسنده همچنین داستانهای کوتاهی دربارهی یک کارآگاه به نام «مالکوم سیج» را در سال ۱۹۲۱ نوشت. سبک کارآگاهی او با هرکول پوآرو و شرلوک هولمز مقایسه و سه مورد از این داستانها در مجموعهی ۱۰۰ داستان کارآگاهی برتر جهان در سال ۱۹۲۹ گنجانده شده است. آثار داستانی متعدد دیگری نیز از او مانند «پاتریشیای تنها»، «کلوب شبانه»، «دختر باران» و «بازگشت آلفرد» به چاپ رسیدند که بسیاری از آنها ابتدا در مجلات عامهپسند (پالپ) منتشر شده بودند.
اقتباسهای کتاب پاتریشیای تنها
یک اقتباس سینمایی با نام Patricia Brent, Spinster از این رمان در سال ۱۹۱۹ میلادی و با کارگردانی جفری مالینز (Geoffrey Malins) ساخته شد.
چه نسخههای دیگری از کتاب پاتریشیای تنها منتشر شده است؟
کتاب حاضر بههمت مترجمان و نشرهای گوناگون روانهی بازار کتاب ایران شده است. فهرست زیر چاپهایی از این اثر را نشان میدهد:
- پاتریشیای تنها ترجمهی میمنت دانا، انتشارات بهنود، ۱۳۹۹.
- پاتریشیای تنها ترجمهی میمنت دانا، نشر نگارستان کتاب، ۱۳۹۸.
- پاتریشیای تنها ترجمهی فیروزه کاتب، نشر جیکا، ۱۳۹۷.
- پاتریشیای تنها ترجمهی میمنت دانا، نشر باهم، ۱۳۹۷.
بخشی از کتاب پاتریشیای تنها
«هنوز یک ربع به ساعت پنج مانده بود که پاتریشیا کتابخانه را ترک کرد و به طبقۀ بالا میرفت که کلاه و پالتو خود را بردارد. در سرسرا با خانم بونسور برخورد کرد که گفت:
ـ کارتان تمام شد میس برنت؟
خانم بونسور خوب میدانست که یک ربع به پنج است و پاتریشیا میباید این مدت را کار کند.
ـ نه خانم هنوز مقداری از کارها مانده ولی من میخواهم بروم.
در لحن پاتریشیا قاطعیتی وجود داشت که خانم بونسور را مجبور کرد یکی از تبسمهای مصنوعیاش را تحویل بدهد و بگوید که خیلی کار خوبی میکند، هوا خیلی بد است و بهتر است که زودتر به منزل برود.
هنگامیکه پاتریشیا خانۀ بونسور را ترک گفت چنان غرق در افکار خود بود که متوجه نشد یک اتومبیل خاکستری بزرگی چند قدم بالاتر توقف کرده و دختر زیبایی پشت رل آن نشسته است. پاتریشیا راه مقابل را در پیش گرفت که به ایستگاه اتوبوس برسد ولی هنوز چند قدم نرفته بود که اتومبیل مذکور در کنار پاتریشیا خزید و راننده با صدای شیرینی گفت:
ـ میتوانم شما را به پانسیون گالوین برسانم؟»
حجم
۱۲۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۷۴ صفحه
حجم
۱۲۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۷۴ صفحه