
کتاب سیاحت نامه آقارضا
معرفی کتاب سیاحت نامه آقارضا
کتاب سیاحتنامه آقارضا نوشته سیفاله جشنساز توسط نشر سنجاق منتشر شده است. این اثر روایتی است از زندگی و سفرهای مردی به نام آقارضا که پس از بازنشستگی، تصمیم میگیرد باقی عمر خود را به سیاحت در شهرها و مناطق مختلف ایران بگذراند. داستان از زاویه دید نویسندهای روایت میشود که بهطور اتفاقی با دستنوشتههای این پیرمرد آشنا میشود و تصمیم میگیرد آنها را گردآوری و منتشر کند. سیاحتنامه آقارضا ترکیبی از خاطرات، تأملات شخصی، روایتهای تاریخی و اجتماعی و تجربههای زیسته یک معلم بازنشسته است که در دل سفرهایش با آدمها، مکانها و وقایع گوناگون روبهرو میشود. این کتاب با نگاهی انسانی و جزئینگر، به دغدغههای فردی، اجتماعی و ملی میپردازد و در خلال روایتهایش، تصویری از ایران معاصر و فرازونشیبهای آن ارائه میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سیاحت نامه آقارضا
کتاب سیاحتنامه آقارضا نوشته سیفاله جشنساز، اثری است که در مرز میان خاطرهنویسی، سفرنامه و روایتهای اجتماعی حرکت میکند. این کتاب با الهام از دستنوشتههای واقعی پیرمردی به نام رضا، معلمی بازنشسته و بیفرزند، شکل گرفته است. نویسنده با روایتی صمیمی و بیواسطه، زندگی آقارضا را از دوران بازنشستگی تا تصمیم او برای سفر و سیاحت در ایران دنبال میکند. ساختار کتاب بر پایه گردآوری و تنظیم یادداشتها و دلنوشتههای آقارضا استوار است؛ یادداشتهایی که هرکدام به موضوعی متفاوت میپردازند: از دغدغههای شخصی و تنهایی تا تحلیلهای تاریخی و اجتماعی، از روایتهای عاشقانه و خانوادگی تا ماجراهای سفر و برخورد با آدمهای گوناگون. در این کتاب، نویسنده تلاش کرده است با افزودن توضیحات و پیوند دادن بخشهای پراکنده، روایتی منسجم و پیوسته از زندگی و اندیشههای آقارضا ارائه دهد. سیاحتنامه آقارضا نهتنها سفر جغرافیایی یک فرد را به تصویر میکشد، بلکه سفری درونی به دنیای احساسات، خاطرات و دغدغههای یک نسل است. در خلال روایتها، به موضوعاتی چون بازنشستگی، فقدان، عشق، وطندوستی، خیانت و قهرمانی، و همچنین تحولات اجتماعی و سیاسی ایران پرداخته شده است. این کتاب با نگاهی جزئینگر و انسانی، تصویری از ایران و مردمانش در بستر تاریخ معاصر ترسیم کرده است.
خلاصه داستان سیاحت نامه آقارضا
کتاب سیاحتنامه آقارضا با روایت زندگی معلمی بازنشسته آغاز میشود که پس از فوت همسرش، دچار تنهایی و روزمرگی میشود. او که فرزندی ندارد و سالها عمر خود را وقف آموزش و تربیت دانشآموزان کرده، پس از بازنشستگی با خلأی عمیق روبهرو میشود. مرگ همسر، خانه را برایش به مکانی غمانگیز بدل میکند و او را به فکر تغییر سبک زندگی میاندازد. در نهایت، تصمیم میگیرد باقی عمرش را به سفر در شهرها و مناطق مختلف ایران بگذراند و با سبکبالی و وسایل اندک، راهی جادهها میشود. در جریان سفر، آقارضا با آدمهای مختلف، مکانهای تاریخی و فرهنگی و وقایع اجتماعی گوناگون روبهرو میشود. او در هر شهر و منطقه، به روایت خاطرات، تحلیل رویدادها و بیان دغدغههای شخصی و ملی میپردازد. بخشی از کتاب به ماجرای آشنایی با خانوادهای اختصاص دارد که ریشه در بحرین دارند و سرگذشت آنها با تحولات سیاسی و اجتماعی ایران و منطقه گره خورده است. روایتهایی از مبارزات وطندوستانه، خیانتها، دلاوریها و تلخیهای تاریخ معاصر ایران در دل این سفرها بازگو میشود. در کنار روایتهای تاریخی و اجتماعی، تأملات فلسفی و انسانی آقارضا درباره زندگی، مرگ، وطن، وفاداری و خیانت نیز جایگاه ویژهای دارد. او در خلال سفرهایش، نهتنها به کشف جغرافیای ایران میپردازد، بلکه به جستوجوی معنای زندگی و هویت فردی و جمعی نیز مشغول است. سیاحتنامه آقارضا در نهایت، سفری است از دل تنهایی و فقدان به سوی شناختی عمیقتر از خود و جامعه.
چرا باید کتاب سیاحت نامه آقارضا را بخوانیم؟
سیاحتنامه آقارضا اثری است که با روایت صمیمی و جزئینگر خود، تجربه زیسته یک نسل را به تصویر میکشد. این کتاب با ترکیب خاطره، سفرنامه و روایتهای اجتماعی، فرصتی فراهم میکند تا با نگاه انسانی و بیواسطه به فرازونشیبهای زندگی، دغدغههای فردی و مسائل ملی نگریسته شود. خواندن این کتاب، امکان همذاتپنداری با شخصیتهایی را فراهم میکند که در دل تاریخ و جامعه ایران، با امیدها، شکستها، عشقها و دلبستگیهای خود دستوپنجه نرم کردهاند. در خلال روایتها، خواننده با بخشهایی از تاریخ معاصر ایران، مبارزات وطندوستانه، خیانتها و قهرمانیها آشنا میشود و در عین حال، با تأملات فلسفی و انسانی درباره زندگی، مرگ، وفاداری و هویت روبهرو میگردد. این کتاب برای کسانی که به دنبال نگاهی عمیقتر به زندگی روزمره، تاریخ و فرهنگ ایران هستند، تجربهای متفاوت و تأملبرانگیز ارائه میدهد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به خاطرهنویسی، سفرنامه، روایتهای اجتماعی و تاریخی، و کسانی که دغدغه هویت، وطندوستی، بازنشستگی و معنای زندگی دارند پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که به دنبال شناختی عمیقتر از تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران هستند، این کتاب مناسب است.
بخشی از کتاب سیاحت نامه آقارضا
«ماجرا به حدود بیست و پنج سال پیش برمیگردد. چند روزی بود که در مسیر محل کارم، پیرمردی را سر کوچه میدیدم که در کنار خیابان، زیر سایه درختی زیلویی پهن کرده بود و مقداری خرتوپرت در گوشهای داشت. اغلب، پاهایش را بغل کرده و بیحرکت، پشت به دیوار نشسته و با چشمان ریزش به نقطهای خیره بود. معلوم نبود فکرش مشغول چیست؛ ولی معلوم بود عمیقاً به چیزی فکر میکند؛ فقط خدا میدانست. من در هر نوبت رفتن و برگشتن، چندقدمی که با او مواجه بودم، او را زیر نظر میگرفتم. پیرمردی بود لاغراندام. کشیدگی پاها و دستهایش معلوم میکرد که قد بلندی دارد. صورتش کمی چروکیده بود و تهریشی داشت. موهای سرش به این میزان در این سنوسال، جای تحسین داشت؛ هنوز مقدار زیادی سیاه بود. لباسش و سر و وضعش مرتب بود و وسایل اندکی که در کنارش بود هم همینطور. آخرین باری که او را دیدم، صبح روزی بود که به سر کار میرفتم. باز هم با تکیه به بالشی، پشت به دیوار نشسته بود. هنوز چندقدمی مانده بود تا به او برسم که نگاهمان به هم تلاقی شد. چشمانش آرام میچرخید و چشمان مرا که سرم به طرفش متمایل میشد، دنبال میکرد. از کنارش رد شدم؛ اما هنوز نگاهمان بههم دوخته بود. با اینکه سرم را به جلو برگردانم، اما احساس میکردم هنوز نگاهش به من است؛ با همان چشمان ریز و مرموزش. موقع برگشتن از محل کارم، از دور دیدم نزدیک مکان پیرمرد، آمبولانسی کنار زده و چند نفری ایستادهاند. وقتی نزدیک و جویای وضعیت شدم، گفتند: پیرمردی مرده است و در آمبولانس گذاشتهاند. مغازهدارهای اطراف، تعریف میکردند که ساعتی پیش دیدیم پیرمرد به یک طرف افتاده است. به سراغش رفتیم؛ تمام کرده بود.»
حجم
۲۸۸٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۳۵ صفحه
حجم
۲۸۸٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۳۵ صفحه