
کتاب سرزمین پسته
معرفی کتاب سرزمین پسته
کتاب سرزمین پسته نوشتهی سیدمجتبی حسینی و منتشرشده توسط انتشارات سوره مهر، روایتی جذاب و مستند از سرگذشت پسته، این محصول استراتژیک و نمادین ایرانی، از ریشههایش در رفسنجان تا گسترش آن به کالیفرنیا را ارائه میدهد. نویسنده با تکیهبر خاطرات خانوادگی، روایتهای محلی و پژوهشهای تاریخی، داستان پسته را نهتنها بهعنوان یک محصول کشاورزی، بلکه بهمثابه بخشی از هویت، اقتصاد و فرهنگ منطقه رفسنجان و ایران بازگو میکند. این کتاب با نگاهی انسانی و اجتماعی، فرازونشیبهای پستهکاری، تأثیرات تحولات سیاسی و اقتصادی، و نقش خانوادهها و افراد کلیدی در شکلگیری و توسعه این صنعت را بررسی کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سرزمین پسته
کتاب سرزمین پسته با قلم سیدمجتبی حسینی، سفری است به دل تاریخ و فرهنگ پسته در ایران، بهویژه رفسنجان. این کتاب با رویکردی روایی و پژوهشی، از خاطرات خانوادگی نویسنده آغاز میشود و به تدریج به روایتهای گستردهتر اجتماعی و اقتصادی میپردازد. ساختار کتاب بر پایهی فصلهایی است که هرکدام به برههای از تاریخ پستهکاری، تحولات اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی منطقه میپردازد. از شکلگیری باغهای پسته و انتقال دانش کشاورزی، تا ورود فناوریهای جدید، اصلاحات ارضی، نقش شرکتها و تعاونیها، و حتی تأثیر انقلاب اسلامی و سیاستهای پس از آن بر سرنوشت پسته و کشاورزان، همه در این کتاب جای گرفتهاند. نویسنده با استفاده از منابع تاریخی، نقلقولهای مستند و روایتهای شفاهی، تصویری چندوجهی از پسته و مردمانش ارائه داده است. سرزمین پسته نهتنها به تاریخچهی یک محصول میپردازد، بلکه تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یک منطقه را از خلال داستان پسته بازتاب میدهد.
خلاصه کتاب سرزمین پسته
کتاب سرزمین پسته با روایت زندگی دو پدربزرگ نویسنده آغاز میشود؛ یکی کشاورز و پستهکار و دیگری طلبه و خیاط. این دو مسیر، اقتصاد و فرهنگ، در نهایت در نقطهای به هم میرسند: روایت پسته و مردمانش. نویسنده با بیان خاطرات شخصی و خانوادگی، به تاریخچهی پسته در ایران میپردازد؛ از جنگلهای پستهی شمال شرق ایران تا انتقال آن به مناطق مختلف و شکلگیری باغهای پسته در رفسنجان. کتاب روند اهلیسازی و پرورش پسته، نقش شخصیتهایی چون غلامرضا آگاه در توسعهی باغهای متمرکز و صادرات پسته، و تأثیر اصلاحات ارضی بر تغییر الگوی کشت را شرح داده است. در ادامه، ورود فناوریهای جدید مانند چاههای آب و دستگاههای پستهپوستکنی، شکلگیری شرکتهای صادراتی و تعاونیها، و رقابتهای اقتصادی و اجتماعی میان خانوادهها و گروههای مختلف بررسی شده است. کتاب به بحرانهای زیستمحیطی ناشی از برداشت بیرویه آب، تغییرات اجتماعی پس از انقلاب اسلامی، و تأثیر سیاستهای مصادره و توزیع مجدد منابع نیز پرداخته است. در بخشهایی از کتاب، نقش پستهکاران در آبادسازی منطقه، فعالیتهای خیریه و امدادرسانی، و مشارکت در تحولات سیاسی و اجتماعی برجسته شده است. سرزمین پسته با ترکیب روایتهای شخصی، تاریخی و اجتماعی، تصویری زنده و چندلایه از سرگذشت پسته و مردمان رفسنجان ارائه میدهد.
چرا باید کتاب سرزمین پسته را بخوانیم؟
سرزمین پسته اثری است که با نگاهی فراتر از یک محصول کشاورزی، به بررسی پیوندهای عمیق میان اقتصاد، فرهنگ و جامعه میپردازد. این کتاب با روایتهای مستند و خاطرات خانوادگی، تاریخچهی پسته را بهعنوان بخشی از هویت ایرانی و نماد تلاش و نوآوری مردمان رفسنجان بازنمایی کرده است. خواننده با مطالعهی این کتاب، نهتنها با فرازونشیبهای صنعت پسته و چالشهای زیستمحیطی و اقتصادی آن آشنا میشود، بلکه با نقشآفرینی افراد و خانوادهها در توسعهی منطقه، تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی، و اهمیت روایتهای محلی در ثبت تاریخ مواجه خواهد شد. سرزمین پسته برای کسانی که به تاریخ اجتماعی، اقتصاد کشاورزی و روایتهای بومی علاقهمندند، تجربهای متفاوت و آموزنده فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن سرزمین پسته به علاقهمندان تاریخ اجتماعی و اقتصادی ایران، پژوهشگران حوزه کشاورزی و توسعه روستایی، فعالان محیطزیست، و کسانی که دغدغهی روایتهای بومی و تحولات منطقهای دارند پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که به دنبال شناخت ریشههای فرهنگی و اقتصادی محصولات ایرانی هستند، این کتاب انتخاب مناسبی است.
بخشی از کتاب سرزمین پسته
«دورترین خاطرهام از پسته برمیگردد به حوالی هفتسالگی. تابستان بود و موقع تعطیلات و آمده بودیم به رفسنجان. آمدنمان مصادف شده بود با زمان برداشت پسته. آسد علیآقا و بیبی محترم، پدربزرگ و مادربزرگم، در شهر نبودند و برای پستهچینی رفته بودند خانهی روستاییشان در نزدیکی باغهای پسته. ما هم برای دیدن آنها رفته بودیم همانجا. یک روز با پدربزرگ همراه شدم تا آنجا را نشانم بدهد (ما پدربزرگ را «آقا» صدا میکردیم). از آن گشتوگذار فقط دو صحنه یادم مانده: صحنهی اول حیاط موزائیکی بزرگی بود که پستههای تازه را رویش پهن کرده بودند تا زیر آفتاب خشک شوند؛ صحنهی دوم مربوط به اتاقی بود در گوشهی محوطه که درش قفل بود؛ از این قفلهای کتابی. آقا قفل را باز کرد و کنار در ایستاد. من از کنارش رد شدم و داخل اتاق سرک کشیدم. انبوهی پسته روی هم ریخته شده بود. یکجور انبار موقت بود برای نگهداری پستههای خشکشده. اولین بار بود که با اینهمه پسته روبهرو میشدم و برایم خیلی عجیب بود. بعد، انگار استخر توپ دیده باشم، با کلی هیجان و شوق و ذوق، دویدم و پریدم وسط پستهها!»
حجم
۲٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه
حجم
۲٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه